تحقیق ماللهند
تحقیق ماللهند (نام کامل کتاب به عربی: تحقیق ما للهند من مقولة مقبولة فی العقل أو مرذولة) کتابی است نوشتهٔ ابوریحان بیرونی، دربارهٔ گذشته و فرهنگ هند. اهمیت کتاب ماللهند در معتبر و مستند بودن اطلاعات آن است، و امروز که هزار سال از نگارش آن میگذرد هنوز به عنوان مرجعی معتبر شناخته میشود. بیرونی این کتاب را پس از سفری که همراه لشکر سلطان محمود به هند کرد نوشت. ادوارد زاخائو آن را نخست به آلمانی و سپس با عنوان Albiruni's India به انگلیسی ترجمه کرد. این کتاب را منوچهر صدوقی به فارسی ترجمه کردهاست. روند نگارش[ویرایش]
بیرونی مدت زیادی از عمر خویش را، البته به صورت متناوب در هند به سر برد. او در این مدت طولانی به مطالعه و بررسی در تاریخ، عقاید، رسوم و فلسفه مردم هند پرداخت.
گفته میشود که علمای هند در آغاز آشنایی با ابوریحان، به دیده شک در او مینگریستند و از مجالست و مصاحبت با او طفره میرفتند و حتی او را از نظر علمی در حد مباحثه نمیدانستند، اما چندی نگذشت که بیرونی توانست اعتماد دانشمندان هندی را جلب کرده و با دعوت از آنان و ترتیب دادن جلسات متعدد توانست شمهای از تمدن اسلامی ایران را به ایشان نشان داده و در مقابل مطالعات عمیقی در رسوم و پیشینه آنان داشته باشد. منابع[ویرایش] آشنایی با تاریخ زبانشناسی، کورش صفوی، تهران: پژواک کیوان تحقیق مالِلهند، کتابی درباره عقاید دینی، آرای فلسفی، ادبیات، تقویم، نجوم، جغرافیا، و آداب و رسوم هندی، به عربی، تألیف ابوریحان بیرونی در قرن پنجم است.نام کامل آن کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند من مقولة مقبولة فی العقل أو مرذولة است و به کتاب الهند نیز شهرت دارد.در این کتابِ دایرة المعارف گونه که مهمترین اثر بیرونی در هندشناسی به شمار میآید، به تاریخ هند نیز پرداخته شده است؛ این اثر از لحاظ تاریخ ادیان نیز اهمیت دارد.حق تکثیر: موسسه تحقیقات علمی فرهنگی-تهران۱۳۶۲
تحقیق ماللهند (کتاب)ذخیره مقاله با فرمت پی دی افتحقیق مالِلهند، کتابی درباره عقاید دینی، آرای فلسفی، ادبیات، تقویم، نجوم، جغرافیا، و آداب و رسوم هندی، به عربی، تألیف ابوریحان بیرونی در قرن پنجم است. فهرست مندرجات ۱ - نام کامل کتاب و اهمیت آن۲ - ساختار کتاب۳ - فهرست کتاب و محتوای مقدمه آن۴ - محتوای ابواب کتاب۵ - روش شروع ابواب کتاب۶ - نظر مستشرقین درباره روش بیرونی۷ - آغاز آشنایی بیرونی با هند۸ - منابع تحقیق۹ - نقد آثار قبلی مسلمانان درباره هند۱۰ - استفاده جامع از منابع مختلف۱۱ - نقد شارما در مورد گزارشات بیرونی۱۲ - ترجمه کتب معتبر هندوان توسط بیرونی۱۳ - استفاده بیرونی از معتبرترین مأخذ۱۴ - نواقص و کاستیهای تحقیق۱۵ - دین هندوان از منظر بیرونی۱۶ - شناخت محدود بیرونی از مکاتب هند۱۷ - فراموش شدن روش علمی بیرونی۱۸ - چاپهای مختلف کتاب۱۹ - فهرست منابع۲۰ - پانویس۲۱ - منبع نام کامل کتاب و اهمیت آن [ویرایش]نام کامل آن کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند من مقولة مقبولة فی العقل أو مرذولة است و به کتاب الهند نیز شهرت دارد.در این کتابِ دایرة المعارف گونه که مهمترین اثر بیرونی در هندشناسی به شمار میآید، به تاریخ هند نیز پرداخته شده است؛ [۱]این اثر از لحاظ تاریخ ادیان نیز اهمیت دارد. [۲] [۳] [۴] [۵] ساختار کتاب [ویرایش]کارل ادوارد زاخائو در مقدمه مهمی که بر ترجمه فی تحقیق ماللهند نوشته است، درباره طرح ابواب کتاب اظهار کرده که: «صورت کلی اغلب بابها از سه بخش تشکیل میگردد؛ در بخش اول خلاصهای از مساله را آن گونه که خود بیرونی دریافته است، مطرح میکند؛ در بخش دوم چنانچه بحث از دین، فلسفه و نجوم باشد، به طرح عقاید هندوان و ذکر شواهدی از کتابهای آنان میپردازد و چنانچه بحث از ادبیات، تاریخ، جغرافیا، قوانین، آداب و رسوم باشد، مطالبی را که در این موارد به صورت شفاهی شنیده و یا خود مشاهده کرده است، بیان میدارد؛ و در بخش سوم از هر باب چنانچه موضوع مورد بحث برای خواننده غریب و نامانوس جلوه نماید، ضمن مقایسه آن با موارد مشابه آن از اقوام و ملل دیگر، سعی در مفهوم کردن موضوع میکند، و این بدان علت است که قصد وی از تالیف کتاب «فی تحقیق ماللهند» آن نیست که کاستیها و نقاط ضعف جامعه هند را آشکار ساخته و به ابطال آرا و اقوال آنان بپردازد، بلکه همان طوری که در خاتمه کتاب ذکر کرده است، میکوشد تا تصویری درست و راست از حیات روحی و معنوی مردم هند را در برابر دیگران قرار داده و زمینه تعامل اجتماعی دیگران با هندوان را فراهم سازد. فهرست کتاب و محتوای مقدمه آن [ویرایش]تحقیق ماللهند یک مقدمه و هشتاد باب دارد.مقدمه کتاب [۶] شرحی است در اهمیت درستی اخبار، علل پیدایش روایات نادرست، نقد آرای مسلمانان درباره ادیان دیگر، اشاره به تحقیقات و آرای ابوالعباس ایرانشهری (فیلسوف قرن سوم و چهارم) در باره ادیان هندی و سبب تألیف کتاب. بیرونی مینویسد که این کتاب جدل و احتجاج نیست، بلکه نقلی است از کلام هندیان آنگونه که هست.[۷] محتوای ابواب کتاب [ویرایش]باب اول [۸] پیش درآمدی است بر روش تحقیق در علوم و معارف هندی و دشواریهای این کار. مؤلف در بیان علل بیگانه ماندن مسلمانان از حکمت و دانشهای هندوان، از مباینتِ افکار و اعتقادات و آداب و رسوم این دو «ملت» سخن میگوید، همچنین به تفاوت زبان و وسعت دامنه علمی هندوان و پیچیدگیهای آن اشاره دارد.به نظر بیرونی، لشکرکشیهای سبکتکین و سلطان محمود سبب شد که دانشمندان هندو به نقاط دوردستی چون کشمیر و بنارس مهاجرت کنند و وحشت و هراس مردم هند از مسلمانان نیز دسترسی به علوم هندوان را مشکلتر ساخت.بیان بی طرفانه و استدلالجامع بیرونی در این فصل ــ که ناظر به تفاوتهای چشمگیر فرهنگ و زبان و دین مردم هند با مسلمانان است ــ در تحقیقات امروزی نیز مورد توجه است . [۹] [۱۰]بابهای دوم تا سیزدهم [۱۱] در باره دین و فلسفه هندی و مسائل مربوط به آن است و مشتمل است بر بحث از ذات خداوند، امور معقول و محسوس و وحدت موجودات، تناسخ و چگونگی و غایت آن، احوال پس از مرگ و چگونگی دوزخها و اقسام آنها و پاداش اعمال خیر در بهشت، اجناس و انواع موجودات جسمانی و روحانی و نامهای آنها، طبقات چهارگانه جامعه هندویی و حدود و وظایف و خصوصیات هر طبقه، چگونگی پیدایش قوانین، علل بت پرستی و انواع بتهای هندوان و توصیف آنها، معرفی وِداها ی چهارگانه، پورانهها ی هجده گانه، عروض سنسکریت و قواعد آن و مقایسه آن باعروض عربی و یونانی.بابهای چهاردهم تا شصت ودوم [۱۲] به علوم هندی اختصاص دارد، اعم از مسائل جهان شناختی و جغرافیایی و موضوعات مربوط به تاریخ و تقویم و مقیاسها. [۱۳]بیرونی از باب شصت وسوم تا هفتادوهفتم [۱۴] بتفصیل آداب و رسوم چهار طبقه جامعه هندویی و نیز آداب ایشان را به هنگام قربانی، زیارت، دادن صدقه، ازدواج و فرزند آوردن مطرح میکند و به شرح خوراکیها و نوشیدنیها، اعیاد و ایام مقدّس آنان میپردازد و درباره پارهای از اصول شرعی و فقهی و اجتماعی مردم هند در باب دعاوی، عقوبات و کفارات، مواریث و حقوق وارثان و امور مربوط به اموات بحث میکند.سه باب آخر کتاب [۱۵] نیز درباره نجوم هندی است. [۱۶] روش شروع ابواب کتاب [ویرایش]بیرونی بیشترِ بابها را با مقدمه کوتاهی درباره کلیات مطالب شروع میکند.هر باب دارای سه بخش است: بخش اول طرح مسئله؛ بخش دوم، آرای هندوان درباره آن مسئله و نقل قول از کتابهای معتبر یا مطالبی که شفاهی به اطلاع مؤلف رسیده یا وی با مشاهده به آنها پی برده است؛ بخش سوم، مقایسه موضوعات غریب و نامأنوس با آرای یونانیان و موضوعات مشابه دیگر برای اینکه مطالب به فهم خوانندگان نزدیکتر شود. [۱۷] نظر مستشرقین درباره روش بیرونی [ویرایش]به نظر زاخاو، [۱۸] این بررسی تطبیقی بیرونی با نظر به مشابهتهای آرای فلاسفه هندی و یونانی بوده و آگاهی کامل وی از فلسفه یونان نیز در این امر اثر داشته است، اما به نظر لارنس مقایسهعقاید فیلسوفان هندی با عقاید فیلسوفان یونانی و صوفیان به این جهت است که بیرونی اینگونه عقاید را در اعتقادات متعارف اسلامی نیافته است . [۱۹]روزنتال نظریهای متفاوت ــ و بهطور اغراق آمیزی یونانی زده ــ در این باره ارائه میدهد؛نیز استناد میکند و مینویسد که ابوریحان تحت سیطره تمدن و آموزههای یونانی رشد یافته بوده و علم و فلسفه ایشان را برتر میانگاشته و هنگامی که با تمدن پیشرفته هند آشنا شده و آن را رقیبی برای تمدن یونانی یافته، برای توجیه آن برای تمامی تمدنهای بشری اصل و خاستگاهی واحد قایل شده و تمدن هند را به نوعی متأثر از یونان دانسته است، [۲۰]به نظر روزنتال، بیرونی درباره تفکر دینی و فلسفی هند نیز همین نظریه را ابراز کرده است، با این تفاوت که وی الگوی نخستین دینی را، که همگان در آن سهیم اند، تنها از آنِخواص میداند و عوام را در آن سهیم نمیداند؛ به بیان دیگر، از نظر بیرونی بصیرتهای دینی اندیشمندان برخلاف فعالیتهای تحقیقی و علمی ایشان در معرض تغییر نیست . در عین اشاره به کاستیهای نظریه بیرونی، آگاهی وی از تعامل تمدنها و تلاش در تبیین آن را میستاید.به طورکلی، بیرونی با استفاده از روش تطبیقی میکوشد تا شناخت پدیدههای فرهنگی و دریافت مفاهیم دینی و فلسفی را آسانتر کند.هدف وی فهمیدن و توصیف علمی مسائل است.لحن بی طرفانه، تعبیرات همدلانه و اصولی که وی به کار بسته، تا حد زیادی با شیوههای جدید مطالعات تطبیقی ادیان سازگار است . [۲۱] [۲۲][۲۳][۲۴][۲۵] آغاز آشنایی بیرونی با هند [ویرایش]آشنایی بیرونی با سرزمین و فرهنگ هند از زمانی آغاز شد که وی همراه سلطان محمود و پس از فتح شمال هند به دست وی، به آنجا رفت و سیزده سال (از ۴۰۸ تا ۴۲۱) در نواحی مختلفی همچون پنجاب، سند، پیشاور، مولتان و لاهور به سر برد. تا پیش از این، آگاهی او بیشتر درباره مسائل نجومی و طبی و ریاضی هند بود. [۲۶]او در این دوره به یادگیری سنسکریت و گردآوری کتابهای علمی به این زبان پرداخت.عبارات شکوه آمیز بیرونی از کسادی بازار علم و بی اعتنایی صاحبان قدرت به وضع اهل علم و نیز ذکر محدودیتهایی که بر وی تحمیل شده است، [۲۷] حکایت از این دارد که وی آزادی عمل کافی نداشته، با وجود این اشتیاقش به کسب علم [۲۸] عامل اصلی در پرداختن به این تحقیق بوده است. [۲۹] [۳۰] [۳۱] [۳۲] منابع تحقیق [ویرایش]اهتمام بیرونی در نقل و معرفی علوم و معارف هندی بسیار است و آثار او را در این زمینه بیش از ۲۷ عنوان برشمردهاند. [۳۳] [۳۴] [۳۵] [۳۶] [۳۷] گذشته از این آثار، بیرونی در تحقیق ماللهند در موارد گوناگون از کتابهای دینی و فلسفی و نجومی هندوان، از جمله یوگه سوتره و بِهَگوَدگیتا قطعات فراوان و گاه مفصّلی نقل کرده است.وی در محیط علمی هند نیز مؤثر واقع شد و دانشمندان آن سرزمین را با علوم یونانی آشنا کرد؛ مجسطی بطلمیوس و هندسه اقلیدس را به سنسکریت ترجمه کرد و کتابی در فن اسطرلاب به این زبان نوشت. [۳۸]بیرونی با آگاهی از پیوند استوار فکر و زبان و باتوجه به اینکه قالبهای لفظی و فکری هندویی و اسلامی به دو عالم فرهنگی متفاوت تعلق دارند و غالباً تطبیق آنها با یکدیگر ناممکن است، در تحقیق ماللهند میگوید [۳۹] تنها در صورتی بجای اصطلاحات هندی لفظ عربی نهاده است که آن دو از لحاظ معنا و مفهوم کاملاً یکسان بوده اند، اما اگر میان لفظی هندی و کلمه ظاهراً مشابه آن در عربی این توافق کامل را نیافته یا لفظ هندی را مشهور و مستعمل دیده، آن را عیناً به همان صورت آورده است. [۴۰].روش دقیق بیرونی را در نقد متونِ ترجمه شده و سنّت نسخه نویسی، همانند روش ریشه شناسان امروزی دانستهاند. [۴۱] نقد آثار قبلی مسلمانان درباره هند [ویرایش]ابوریحان همه کتابهایی را که مسلمانان پیش از وی درباره هند نوشته بودند، دیده و گفتههای آنها را یکسره بی اساس و نادرست دانسته است. [۴۲] مثلاً در برخی از گزارشهای پیش از وی،برهمن (از خدایان برتر هندوان) را با آدم یا با ابراهیم علیهماالسلام یکی شمرده و او را نخستین پادشاه هندوان و از رسولان خداوند دانستهاند. [۴۳]شهرستانی بر مؤلفان پیش از خود که برهمن را همان ابراهیم علیهالسلام پنداشته و براهمه را بدو منسوب کردهاند، خرده میگیرد و میگوید که هندوان به نفی اصل نبوت از دیگر امتها متمایزند، پس چگونه ممکن است که ابراهیم را نبی بدانند.[۴۴]چنین است که بیرونی از اتکا به گزارشهای پیشین پرهیز میکند.تلاش بیرونی در استناد به کتابهای معتبر و دقت در حفظ اصالت اخبار را میتوان از ویژگیهای بارز روش علمی و تحقیقی وی در تحقیق ماللهند دانست. استفاده جامع از منابع مختلف [ویرایش]بیرونی گذشته از منابع یونانی [۴۵] از منابع زردشتی، مسیحی، یهود ی، مانوی و در موارد معدودی از آثار صوفیه نیز استفاده کرده است. [۴۶]او از صوفیان به اقوالی از ابوالفتح بُستی، ابوبکر شِبلی وبایزید بسطامی اشاره کرده و از آثار مانی، عباراتی را از کنزالاحیاء نقل کرده است. [۴۷] [۴۸] [۴۹]گذشته از این، وی در سراسر کتاب به کتابهای مهم و معتبر سنسکریت ــ که منابع بابهای مربوط به الاهیات و فلسفهاند ــ استشهاد میکند، از جمله سانکهیه سوتره اثر کپیله، یوگه سوتره منسوب به پتنجلی (نویسنده هندو و مؤسس مکتب یوگا در قرن سوم میلادی) و بهگودگیتا، همچنین پورانهها که بیرونی مطالب بابهای مهم تحقیق ماللهند را درباره ادبیات، جشنها، جغرافیا و تقویم از آنها فراهم کرده و منبع عمده وی در تألیف کتاب به شمار میآید.شاید بتوان او را اولین مسلمانی دانست که این متنها را مطالعه کرده است.علاوه بر این، بیرونی نخستین فردی است که روایتی از بهگودگیتا، کتاب بسیار مهم و ارزشمند ادبیات دینی سنسکریت، را به مسلمانان معرفی کرده است. [۵۰] [۵۱]گفتنی است که محققانی به بررسی تطبیقی گزارش بیرونی از بهگودگیتا و متن کنونی آن، که غالباً با شروح متفاوتی همراه است پرداختهاند. نقد شارما در مورد گزارشات بیرونی [ویرایش]در میان آنان محقق هندی، شارما، این گزارش بیرونی را مغلوط و بی اعتبار نشان داده است، این در حالی است که شارما تنها به ترجمه انگلیسی کتاب الهند مراجعه کرده و این احتمال را از نظر دور داشته است که متن مورد استفاده بیرونی میتواند اکنون موجود نباشد یا شرحی بر گیتا بوده باشد.جالب توجه آنکه زاخاو در مقدمه مفصّل خود در باب تطبیق گیتا هیچ سخنی نگفته است . [۵۲] ترجمه کتب معتبر هندوان توسط بیرونی [ویرایش]ابوریحان دو کتاب سانکهیه سوتره و یوگه سوتره را بر مبنای شرحهای آنها به عربی ترجمه کرده است.هر دو اثر، بویژه یوگه سوتره، نمونه اعلای تفکر مابعدالطبیعی هندو به شمار میآیند.سوتره عبارت است از متونی بسیار فشرده و مختصر که هریک شروح مختلفی دارند.در یوگه سوتره عمدتاً به راههای نجات و ریاضتهای لازم برای رهایی نفس از زندان تن پرداخته شده است . [۵۳] [۵۴] [۵۵][۵۶].بیرونی ترجمه خود را کتاب باتنجل/ پاتنجل نامیده و متن کتاب را به صورت پرسش و پاسخ درآورده است تا فهم مطالب را آسانتر کند.احتمالاً وی آرای شارح ناشناس هندویی را در ترجمه عربی به متن یوگه سوتره افزوده است. به نظر داسگوپتا، متن در دسترس بیرونی به یکتاپرستی گرایش فراوان داشته و نشان از تغییر در مبانی پتنجلی دارد. [۵۷]در مجموع کتاب باتنجل، همچون یوگه سوتره، چهار بخش دارد، اما بیرونی در مطالب هر بخش تغییراتی داده است. [۵۸]لویی ماسینیون ترجمه بیرونی را از کتاب پتنجلی در یکی از مجموعههای کتابخانه کوپرولو/ کوپریلی در استانبولیافت، سپس هاور آن را در ۱۳۰۹ ش/ ۱۹۳۰ شرح کرد و هلموت ریتر در ۱۳۳۵ ش/ ۱۹۵۶ به چاپ رساند. [۵۹] [۶۰]؛ [۶۱] در ۱۳۷۹ ش این اثر به صورت مستقل و بر اساس چاپ ریتر و با مقدمه منوچهر صدوقی سها در تهران به چاپ رسید.در این مقدمه به چاپهای دیگر این اثر اشاره شده است.اما تاکنون متنی از ترجمه بیرونی از سانکهیه یافته نشده است. [۶۲] استفاده بیرونی از معتبرترین مأخذ [ویرایش]بیرونی در مسائل مربوط به نجوم و تقویم و ریاضیات هندی از معتبرترین مآخذ آن علوم، چون آثار براهمه گوپته، آریابهته، وراهه میهیره و ویتشواره، که از بزرگترین منجمان و ریاضیدانان هند بودهاند، بهره تمام گرفته [۶۳] [۶۴] و به شروحی که بر آثار آنان نوشته شده بوده و نیز به کتاب معروف پولیشه سیدهانته نظر داشته است.او درباره جغرافیای اساطیری و تاریخ دینی هند از کتابهای مهمی چون مهابهارته، راماینه، آیین نامه مانو و برخی از مهمترین پورانههای هندی، که برای اینگونه مطالب بهترین و کاملترین منبعاند، استفاده کرده است.او در این مباحث، که بیش از نیمی از ابواب کتاب الهند را شامل میشود، از روی بصیرت و با احاطه کامل به تحقیق پرداخته است. [۶۵] [۶۶] [۶۷] نواقص و کاستیهای تحقیق [ویرایش]با وجود این، تحقیقات بیرونی درباره فرهنگ و تمدن هند خالی از کاستی نیست و با اینکه وی به قصد معرفی اجمالی نظریات فلسفی و الاهیاتی هندی، تحقیق ماللهند را نگاشته است، [۶۸] در این حوزه جامعیت مباحث مذکور مشهود نیست.آنچه در این کتاب درباره دین هندویی و جنبههای نظری آن گفته شده کلاً به فرقههای ویشنویی مربوط است و کتاب گمشده ابوریحان، فی باسْدیوَ الهند عند جیئه الادنی، نیز بی شک روایتی از تجسم یافتن (اوتار) ویشنو در پیکرِ کریشنه (نام دیگر آن: واسودوه) بوده است. [۶۹]کتابهایی که وی درباره ادیان هندویی در دست داشته و از آنها مطالبی نقل کرده است، چون مهابهارته، بهگود گیتا، راماینه، ویشنوپورانه، ویشنو دهرموتره، از ادبیات ویشنوییاند.از فرق شیوایی، جز توصیف برخی از صورتهای عامیانه آن به اختصار و با نظری انتقادآمیز و گاه با بی رغبتی، سخنی در این کتاب نیامده است. [۷۰] [۷۱]به هیچیک از کتابهای خاص این گروه (آگمه ها) نیز اشارهای نشده است. همچنین اطلاعات اندکی از مذهب جینی آمده و از فرق شاکْته چیزی گفته نشده است. [۷۲] [۷۳] دین هندوان از منظر بیرونی [ویرایش]برای بیرونی، هند برهمنی بوده است نه بودایی؛ گویا در نیمة اول قرن پنجم، تمام آثار بودایی در آسیای مرکزی، خراسان، افغانستان و شمال غرب هند ناپدید شده بوده است، [۷۴] ازینرو بیرونی به کتابهای دینی و فلسفی بودایی دسترسی نداشته و حتی از پیروان این آیین هم کسی را ندیده بوده است.به این ترتیب، گزارش وی در این باره بسیار مختصر و گاه غیردقیق است. [۷۵]؛ [۷۶] شناخت محدود بیرونی از مکاتب هند [ویرایش]از مکاتب مختلف فلسفی هند، بیرونی تنها مکتب سانکهیه و یوگه را میشناخته است.از مکتب نیایه به یکی از شروح آن به نام نیایه بهاشیه اشاره میکند و از مکتب میمانسه از کتاب میمانسه سوتره جایمینی و از فلسفه مادّیِ لوکایَته از کتاب لاوکایته منسوب به بریهَپَـتی نام میبرد و درباره هریک از این مکاتب، چند سطری میآورد، اما در سراسر کتاب از مهمترین مکتب فلسفی هند، وِدانته، سخنی گفته نمیشود و از اوپنیشدها و مفسران آنها نامی نمیآید؛ شاید به این علت که تعلیمات اوپنیشدی و فلسفه ودانته از دیرباز تنها به افراد خاصی تعلیم داده میشده و کتابهای آنان نیز از دسترس بیگانگان دور بوده است . [۷۷] [۷۸]بیرونی خود نیز به محدودیتهای کار خویش اشاره کرده است. [۷۹] [۸۰]تقسیم بندیهای بیرونی از آرای هندوان، دسته بندی یونانی است.در هرحال، کاستیهای کتاب از اهمیت علمی و تاریخی تحقیق ماللهند و ارزش کوششهای بیرونی نمیکاهد. فراموش شدن روش علمی بیرونی [ویرایش]پس از بیرونی در جهان اسلام هیچکس روش علمی او را در این کار دنبال نکرد. کسانی که در دورههای بعد در ادیان و مذاهب و تاریخ و جغرافیای ملل دیگر کتاب نوشتند، غالباً در باره معتقدات مردم هند جز اشاراتی سطحی و مغلوط و مختصر، که از نوشتههای مؤلفان و سیاحان پیشین گرفته شده است، چیزی ندارند؛ گزارش رشیدالدین فضل الله در جامع التواریخ از زندگی بودا و آیین بودایی از موارد استثناست. به نظر میرسد که بیشتر مؤلفان مسلمان حتی از نام کتابهای بیرونی در این باب بی خبر بودهاند. ابوالمعالی محمد بن عبیدالله در بیان الادیان قطعه کوتاهی از کتاب پتنجل را به نقل از بیرونی در تحقیق ماللهند به فارسی ترجمه کرده و میرابوالقاسم فندرسکی در شرح لغات و اصطلاحات جوک بشست به ترجمه باتنجل بیرونی نظر داشته است. [۸۱]رشیدالدین فضل الله و ابوالفضل علامی (متوفی ۱۰۱۱) نیز از تحقیقات بیرونی در جغرافیا و تقویم هندی بهره بردهاند. [۸۲] [۸۳]البته بعدها در دوره سلطنت بابریان، کسانی چون ابوالفضل علامی و محمد داراشکوه (متوفی ۱۰۶۹) به یاری دانشمندان هندو برخی از کتابهای دینی و فلسفی هندوان را ترجمه کردند. [۸۴]لیکن هیچیک از این آثار، از لحاظ عمق نظر و دقت علمی و جامعیت، با آثار بیرونی همسنگ نیست .[۸۵] [۸۶] [۸۷] [۸۸] چاپهای مختلف کتاب [ویرایش]تحقیق ماللهند به تصحیح ادوارد زاخاو و با مقدمهای جامع از او در ۱۳۰۴/۱۸۸۷ـ ۱۸۸۸ در لندن با عنوان کتاب الهند به چاپ رسید و در ۱۳۰۴ش/ ۱۹۲۵ تجدید چاپ شد. نظام الدین نیز آن را در ۱۳۳۷ ش/ ۱۹۵۸ در حیدرآباد دکن تصحیح و چاپ کرد. زاخاو ترجمه انگلیسی این کتاب را به همراه مقدمهای مفصّل و با عنوان هند بیرونی در ۱۳۳۲/۱۹۱۰ چاپ کرد. احتمالاً عنوان کتاب الهند پس از این ترجمه رایج شده است . [۸۹]؛ [۹۰]زاخاو این کتاب را به آلمانی نیز ترجمه کرد.اکبر داناسرشت (تهران ۱۳۲۱ش) و منوچهر صدوقی سها (تهران ۱۳۶۲ش) بخشهایی از این کتاب را به فارسی ترجمه کردهاند. غلامرضا اعوانی نیز دو بخش اول آن را ترجمه کرده و در حکمت و هنر معنوی (تهران ۱۳۷۵ ش) آورده است. تحقیق ماللهند به روسی، هندی، اردو، مالایایی و بنگالی ترجمه شده است. ترجمه انگلیسی این اثر سه بار تلخیص و چاپ شده است . [۹۱] ؛ [۹۲]؛ [۹۳] فهرست منابع [ویرایش](۱) ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸.(۲) هلموت ریتر، «ترجمة ابوریحان بیرونی از کتاب پاتانجل»، معارف اسلامی، ش ۱۱ (خرداد ۱۳۴۹).(۳) داریوش شایگان، ادیان و مکتبهای فلسفی هند، تهران ۱۳۶۲ ش.(۴) محمدبن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، چاپ احمد فهمی محمد، قاهره ۱۳۶۷ـ ۱۳۶۸/۱۹۴۸ـ۱۹۴۹، چاپ افست بیروت (بی تا).(۵) ایگناتی یولیانوویچ کراچکوفسکی، تاریخ نوشته های جغرافیایی در جهان اسلامی، ترجمة ابوالقاسم پاینده، تهران ۱۳۷۹.(۶) فتح اللّه مجتبائی، «بیرونی و هند»، در بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی بمناسبت هزارة ولادت او، تهران ۱۳۵۲ش.(۷) مسعودی، مروج (پاریس).(۸) A L -B ¦âru ¦n ¦â, Alberuni's India , ed & tr by Edward C Sachau, ۱۹۶۲, repr Lahore ۱۹۷۸;.(۹) Encyclopaedia Iranica , sv " B ¦âru ¦n ¦â, Abu ¦Rayh ¤a ¦n VIII: Indology " (by Bruce B Lawrence) ;.(۱۰) Encyclopaedia of religion and ethics , ed James Hastings, Edinburgh ۱۹۸۰-۱۹۸۱, svv "Hinduism" (by W Crooke) , "Patan jali" (by R Garbe) ;.(۱۱) Encyclopedia of religion , ed Mircea Eliade, NewYork ۱۹۸۷, svv.(۱۲) "B ¦âru ¦n ¦â, A l-" (by Bruce B Lawrence) , "Patan jali" (by Georg Feuerstein) ;.(۱۳) Tuvia Gelblum, " (Review of (Studies in `Alberuni's India", BSOAS , XLVIII, pt۲ (۱۹۸۵) ;.(۱۴) MS Khan, ") Review of A l-B ¦âru ¦n ¦â 's) India ", Islamic culture , vol۶۰, no۲ (April ۱۹۸۶) ;.Bruce B Lawrence, " A l-(۱۵) Biruni's approach to the comparative study of Indian culture", in Biruni symposium , ed Ehsan Yarshater, Columbia: Columbia University, Iran center, ۱۹۷۶;.(۱۶) idem, "The use of Hindu religious texts in al-B ¦âru ¦n ¦â 's India with special reference to Patanjali's Yoga-Sutras", in The Scholar and the saint: studies in commemoration of Abu'l-Rayhan al-B i ¦ru ¦n i ¦and Jalal al-Din al-Ru ¦m i ¦, ed Peter J Chelkowski, New York ۱۹۷۵;.(۱۷) Fathullah Mujtaba ¦'i, Aspects of Hindu Muslim cultural relations , New Delhi ۱۹۷۸;.(۱۸) F E Peters, "Science, history and religion: some reflections on the India of Abu ¦'l-Rayha ¦n al-B ¦âru ¦n ¦â ", in The Scholar and the saint ;.(۱۹) Hellmut Ritter, " A l-B ¦âru ¦n ¦â 's غbersetzung des Yoga-Su ¦tra des Patan jali", Oriens , vol۹ (۱۹۵۶) ;.(۲۰) Franz Rosenthal, " A l-Biruni between Greece and India", in Biruni symposium ;.(۲۱) Arvind Sharma, " Alb i ¦ru ¦n i ¦'s India as a source of political history", Central Asiatic Journal , vol۲۶, no ۱-۲ (۱۹۸۲) ;.idem, Studies in " A l-(۲۲) Beruni's India" , Weisbaden ۱۹۸۳;.(۲۳) GH Youssefi, "Abu- Reyhan Biruni: a lover of truth", in Biruni symposium ;.(۲۴) RC Zaehner, Hindu and Muslim mysticism , London ۱۹۶۰. پانویس [ویرایش] ۱. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۲. ↑ M. S. Khan, ") Review of A l-B ¦âru ¦n ¦â 's) India ", Islamic culture , vol. ۶۰, no. ۲ ص۱۳۱ ۳. ↑ Beruni's India" , Weisbaden ۱۹۸۳ ص۳ ۴. ↑ Beruni's India" , Weisbaden ۱۹۸۳ ص۱۳۱ـ۱۳۲ ۵. ↑ دایرة المعارف دین ۶. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۱ـ۱۲، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۷. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۵، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۸. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۱۳ـ ۱۹، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۹. ↑ R.C.Zaehner, Hindu and Muslim mysticism , London ۱۹۶۰ ص۱ ۱۰. ↑ د.دین و اخلاق، ج ۶، ذیل "Hinduism"، ص ۶۸۹. ۱۱. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۲۰ـ۱۱۷، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۱۲. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۱۱۷ـ۴۵۲، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۱۳. ↑ فتح اللّه مجتبائی، «بیرونی و هند»، در بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی بمناسبت هزارة ولادت او، ص ۲۵۹ـ۲۶۱،تهران ۱۳۵۲ش. ۱۴. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۴۵۲ـ۴۹۹، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۱۵. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۴۹۹ـ۵۴۸، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۱۶. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۱ـ ۶۸، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۱۷. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، مقدمة زاخاو، ص XXXI، XXXII،حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۱۸. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، مقدمة زاخاو، ص XXII، LIV،حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۱۹. ↑ Peters, "Science, history and religion: some reflections on the India of Abu ¦'l-Rayha ¦n al-B ¦âru ¦n ¦â ", in The Scholar and the saint ص ۲۱ـ۲۲ . ۲۰. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۲۱. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند،مقدمة زاخاو، ص XXIII، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۲۲. ↑ فتح اللّه مجتبائی، «بیرونی و هند»، در بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی بمناسبت هزارة ولادت او،ص ۲۶۲ـ۲۶۳، تهران ۱۳۵۲ش. ۲۳. ↑ H.Youssefi, "Abu- Reyhan Biruni: a lover of truth", in Biruni symposium ص۱۳ـ۱۵ . ۲۴. ↑ H.Youssefi, "Abu- Reyhan Biruni: a lover of truth", in Biruni symposium ص۱۹. ۲۵. ↑ H.Youssefi, "Abu- Reyhan Biruni: a lover of truth", in Biruni symposium ص۲۲. ۲۶. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند،مقدمة زاخاو، ص XLVI، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۲۷. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۱۱۷ـ۱۱۸، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۲۸. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۱۸، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۲۹. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، مقدمة زاخاو، ص XII ـ XIII،حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۳۰. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، مقدمة زاخاو، صXVII،حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۳۱. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، مقدمة زاخاو، ص XIX،حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۳۲. ↑ فتح اللّه مجتبائی، «بیرونی و هند»، در بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی بمناسبت هزارة ولادت او،ص ۲۴۵ـ۲۴۶، تهران ۱۳۵۲ش. ۳۳. ↑ فتح اللّه مجتبائی، «بیرونی و هند»، در بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی بمناسبت هزارة ولادت او، تهران ۱۳۵۲ش. ۳۴. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۱۱۹، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۳۵. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۲۳۲، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۳۶. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۴۱۳، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۳۷. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۵۱۲، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۳۸. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۱۰۶، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۳۹. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۱۹، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۴۰. ↑ Beruni's India" , Weisbaden ۱۹۸۳ ص۹۰؛ Beruni's India" , Weisbaden ۱۹۸۳ص۹۴ ۴۱. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، مقدمة زاخاو، ص XXXIII،حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۴۲. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۴، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۴۳. ↑ مسعودی، مروج (پاریس)، ج۱، ص۷۹. ۴۴. ↑ محمدبن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، ج۳، ص۳۴۲ـ۳۴۳، چاپ احمد فهمی محمد، قاهره ۱۳۶۷ـ ۱۳۶۸/۱۹۴۸ـ۱۹۴۹، چاپ افست بیروت. ۴۵. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، مقدمة زاخاو، ص LV،حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۴۶. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، مقدمة زاخاو، ص LV،حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۴۷. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۲۵، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۴۸. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۲۹، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۴۹. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۶۶ـ۶۷، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۵۰. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، مقدمة زاخاو، ص LII-L،حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۵۱. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، مقدمة زاخاو، ص LII-LI،حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۵۲. ↑ (Tuvia Gelblum, " (Review of (Studies in `Alberuni's India", BSOAS , XLVIII, pt.۲ ص۳۷۴). ۵۳. ↑ (Hellmut Ritter, " A l-B ¦âru ¦n ¦â 's ص۲۹ ۵۴. ↑ ایرانیکا، ج ۴، ص ۲۸۵ ۵۵. ↑ دایرة المعارف دین، ذیل jali " " Patan ۵۶. ↑ د.دین و اخلاق، ذیل jali " " Patan ۵۷. ↑ داریوش شایگان، ادیان و مکتبهای فلسفی هند، ج۲، ص۶۴۹، تهران ۱۳۶۲ ش. ۵۸. ↑ ایرانیکا، ج ۴، ص ۲۸۵. ۵۹. ↑ هلموت ریتر، «ترجمة ابوریحان بیرونی از کتاب پاتانجل»، معارف اسلامی، ش ۱۱، ص ۲۸،(خرداد ۱۳۴۹). ۶۰. ↑ ایرانیکا، ج ۴، ص ۲۸۵ ۶۱. ↑ Hellmut Ritter, " A l-B ¦âru ¦n ¦â 's ص۱۶۵ـ۲۰۰). ۶۲. ↑ هلموت ریتر، «ترجمة ابوریحان بیرونی از کتاب پاتانجل»، معارف اسلامی، ش۱۱ ،ص۲۸، (خرداد ۱۳۴۹). ۶۳. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، مقدمة زاخاو، ص XL-XXXIX a، XLIX،حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۶۴. ↑ فتح اللّه مجتبائی، «بیرونی و هند»، در بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی بمناسبت هزارة ولادت او، ص ۲۸۶،تهران ۱۳۵۲ش. ۶۵. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند،مقدمة زاخاو، ص LII-LI، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۶۶. ↑ فتح اللّه مجتبائی، «بیرونی و هند»، در بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی بمناسبت هزارة ولادت او،ص ۲۸۶ـ۲۸۷ تهران ۱۳۵۲ش. ۶۷. ↑ ایگناتی یولیانوویچ کراچکوفسکی، تاریخ نوشته های جغرافیایی در جهان اسلامی، ترجمة ابوالقاسم پاینده،ص ۲۰۶، تهران ۱۳۷۹. ۶۸. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند،مقدمة زاخاو، ص L، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۶۹. ↑ فتح اللّه مجتبائی، «بیرونی و هند»، در بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی بمناسبت هزارة ولادت او،ص ۲۸۷، تهران ۱۳۵۲ش. ۷۰. ↑ فتح اللّه مجتبائی، «بیرونی و هند»، در بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی بمناسبت هزارة ولادت او،ص ۲۸۷، تهران ۱۳۵۲ش. ۷۱. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، مقدمة زاخاو، ص LXIII-LXII،حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۷۲. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، مقدمة زاخاو، ص LIII،حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۷۳. ↑ فتح اللّه مجتبائی، «بیرونی و هند»، در بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی بمناسبت هزارة ولادت او،ص ۲۸۷ـ۲۸۸، تهران ۱۳۵۲ش. ۷۴. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، مقدمة زاخاو، ص LX،حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۷۵. ↑ Beruni's India" , Weisbaden ۱۹۸۳ ص۱۱۱ـ۱۱۳ ۷۶. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، مقدمة زاخاو، ص LX ـ LXI،حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۷۷. ↑ (R.C.Zaehner, Hindu and Muslim mysticism , London ۱۹۶۰ ص۱۰۱. ۷۸. ↑ فتح اللّه مجتبائی، «بیرونی و هند»، در بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی بمناسبت هزارة ولادت او، ص ۲۸۸ـ۲۸۹،تهران ۱۳۵۲ش. ۷۹. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۱۰۲، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۸۰. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۱۲۳، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۸۱. ↑ فتح اللّه مجتبائی، «بیرونی و هند»، در بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی بمناسبت هزارة ولادت او،ص ۲۸۱ـ۲۸۲، تهران ۱۳۵۲ش. ۸۲. ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، مقدمة زاخاو، ص LVII،حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸، چاپ افست ۱۹۷۸. ۸۳. ↑ فتح اللّه مجتبائی، «بیرونی و هند»، در بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی بمناسبت هزارة ولادت او،ص ۲۸۲، تهران ۱۳۵۲ش. ۸۴. ↑ فتح اللّه مجتبائی، «بیرونی و هند»، در بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی بمناسبت هزارة ولادت او،ص ۶۰ـ۹۱، تهران ۱۳۵۲ش. ۸۵. ↑ فتح اللّه مجتبائی، «بیرونی و هند»، در بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی بمناسبت هزارة ولادت او،ص ۲۸۳، تهران ۱۳۵۲ش. ۸۶. ↑ ایرانیکا، ج ۴، ص ۲۸۵. ۸۷. ↑ Beruni's India" , Weisbaden ۱۹۸۳ ص۱۱۷ـ۱۲۲. ۸۸. ↑ فتح اللّه مجتبائی، «بیرونی و هند»، در بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی بمناسبت هزارة ولادت او،ص ۲۸۳ـ۲۸۶، تهران ۱۳۵۲ش. ۸۹. ↑ ایرانیکا، ج ۴، ص ۲۸۵ ۹۰. ↑ E.Peters, "Science, history and religion: some reflections on the India of Abu ¦'l-Rayha ¦n al-B ¦âru ¦n ¦â ", in The Scholar and the saint ص ۲۵). ۹۱. ↑ ص۸۵Beruni's India" , Weisbaden ۱۹۸۳ ۹۲. ↑ S.Khan, ") Review of A l-B ¦âru ¦n ¦â 's) India ", Islamic culture , vol.۶۰, no.۲ ص۱۳۱ ۹۳. ↑ دایرة المعارف دین، ذیل «بیرونی». منبع [ویرایش]دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تحقیق ماللهند»، شماره۳۳۴۱. ردههای این صفحه : فلسفه | کتب فلسفی ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری العربیة آخرین مطالب اضافه شده بحث مقاله نمایش تاریخچه ویرایش خواندن صفحه نخست درج مطلب آخرین مطالب اضافه شده مدرسه فقاهت کتابخانه ویکی پرسش جعبهابزار صفحه تصادفی فهرست الفبایی راهنمای ویکیفقه راهنمای تصویری سیاست و ضوابط: تلاش ویکیفقه بر مقابله آراء فقهی و اصولی فقهای بزرگوار استوار است. یکی از سیاستهای اصلی آن رعایت احترام به صاحبان نظریه است. اتقان و مستند بودن مطالب یکی دیگر از سیاستهاست که در نگارش مطالب باید رعایت شود. تدوین مطالب توسط طلاب قم، مشهد، نجف و سایر حوزههای علمیه با رعایت اتقان و استناد، انجام میشود. صفحه اصلی| کلید واژه ها| طبقه بندی ها| درباره ما| تماس با ما | فروشگاه طهور| نسخه موبایل| دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۶ ورود به سایت ثبت نام کتاب تحقیق ماللهند Englishفارسی4236 نمایش |
کتابی به گونه دائرة المعارف در هند شناسی در قرن پنجم هجری قمری و به زبان عربی است. نام کامل آن «البیرونی فی تحقیق ماللهند من مقوله مقبوله فی العقل او مزدوله» می باشد و به کتاب «الهند» مشهور است. نویسنده آن "ابوریحان بیرونی" دانشمند بزرگ ایرانی است. کتاب، با موضوعاتی درباره عقاید دینی، آراء فلسفی، ادبیات، تقویم، نجوم، جغرافیا و آداب و رسوم هند، و عمدتا نه منحصرا، راجع به مردم هندوستان است. از لحاظ تاریخی، اولین کتابی است که شرح علمی، عینی و کامل یک فرهنگ را نشان داده و از جنبه تاریخ ادیان نیز اهمیت دارد. البته در لابلای گزارشهای نویسنده، اطلاعاتی از تاریخ سیاسی هند نیز می توان پیدا کرد.معرفی اجمالی نویسنده:ابوریحان محمدبن احمد بیرونی خوارزمی دانشمند مشهور و پرآوازه ایرانی، در سال 362 هـ ق در بیرون شهر کاث که در اصطلاح امروز یعنی در حومه و خارج شهر کاث پایتخت شهر خوارزم که در آن زمان پایتخت خوارزمشاهیان آل عراق بود، بدنیا آمد. از دوره اولیه زندگی او و خانواده اش و نیاکانش اطلاعی در دست نیست، ولی قدر مسلم اینکه 25 سال اولیه زندگیش را در خوارزم گذراند و در این مدت، علوم مختلف از قبیل فقه، کلام، صرف و نحو، جغرافیا، معدن شناسی، ریاضیات، ستاره شناسی و پزشکی و غیره را آموخت. تحقیق های پیشرفته ای انجام و آثار بسیاری در زمینه های گوناگون نوشت که به نقل تاریخ، به 180 کتاب رسید. ابوریحان به زبانهای باستانی و زبانهای بومی آسیای مرکزی آشنا بود و زبان عربی را که زبان علمی جهان اسلام بود، برای نگارش به زبان فارسی ترجیح داد. او از زادگاهش به بخارا رفت و آنجا از حمایت پادشاه سامانی "منصور دوم پسر نوح دوم" برخوردار شد. ظاهرا 7 سال هم به عنوان ندیم و مشاور مورد اعتماد و حتی برای اجرای مأموریتهای سیاسی حساس، در خدمت خوارزمشاه ابوالعباس مأمون بن مأمون بود که از طرف دیگر، سلطان محمود غزنوی برای مأمون اتمام حجتی فرستاد تا همه دانشمندان برجسته را به غزنه بفرستد. از این رو "بیرونی" به غزنه رفت و در خدمت سلطان محمود غزنوی در آمد. وی بقیه عمرش را که باید بیشتر از سه دهه باشد، در نزد محمود، مسعود و مودود غزنوی و جانشینان آنها بود و در تاریخ نامعلومی بعد از هشتاد سالگی و بعد از سال 442 هـ ق، در غزنه از دنیا رفت. بیرونی با ابن سینا معاصر و با او مکاتبه و مباحثه هایی داشته است.ساختار کتاب: این کتاب، مهمترین اثر ابوریحان بیرونی در هند شناسی است؛ شامل یک مقدمه و 80 باب است. مقدمه شامل موضوعاتی از جمله: 1- شرحی در اهمیت درستی اخبار 2- علل پیدایش روایات غلط 3- نقد آراء مسلمانان درباره ادیان دیگر 4- تحقیقات و آراء (ابوالعباس ایرانشهری، فیلسوف قرن 3 و 4 هـ ق) درباره ادیان هندی، 5- انگیزه تألیف کتاب.باب اول: مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم و معارف هند، نویسنده علت های عقب ماندن مسلمانان از حکمت و دانشهای «هندوان» و مبانی افکار و عقاید و آداب آنها سخن گفته است.بابهای دوم تا سیزدهم: شامل موضوعات دین و فلسفه هندی و مسائل مربوط به آن. بحث از ذات خدا، وحدت موجودات، تناسخ و چگونگی و غایت آن، احوال بعد از مرگ، طبقات چهارگانه جامعه هندویی و حدود و وظایف و خصوصیات هر طبقه و ....بابهای 14 تا 62: راجع به علوم هندی، اعم از مسائل جهان شناختی و جغرافیائی و موضوعات مربوط به تاریخ و تقویم و مقیاس ها.بابهای 63 تا 72: راجع به آداب و رسوم چهار طبقه هندویی و موضوعاتی از قبیل زیارت، ازدواج، صدقه دادن، خوراکی ها، اعیاد و ایام مقدس آنها، و پاره ای از اصول شرعی و فقهی و اجتماعی مردم هند.بابهای 78 تا 80: مباحثی درباره نجوم هندی.بیشتر این ابواب دارای مقدمه کوتاهی درباره کلیات مطالب است. هر باب 3 بخش را شامل می شود. بخش اول، طرح مسئله، بخش دوم، آراء هندیان درباره آن مسئله و اقوال مختلف، بخش سوم، مقایسه موضوعات ناآشنا با آراء یونانیان و موضوعات مشابه.....چند نکته:نویسنده، این اثرش را در طول یک دوره 5 ماهه در «غزنه» نوشت. نویسنده در بررسی و معرفی علوم و معارف هندی، تلاش زیادی کرده که آثار او در این زمینه بیشتر از 27 اثر است. وی در موارد مختلف، از کتابهای دینی و فلسفی و نجومی هندوان مثل «یوگه سوتره» و «بهگود گیتا» موضوعات و مطالبی گاه مفصل، آورده است.نشر و چاپ:کتاب «تحقیق ماللهند» به زبانهای آلمانی، روسی، هندی، اردو، مالایایی و بنگالی ترجمه شده است. سال 1304 شمسی برابر با 1925 میلادی، با تصحیح و مقدمه «زاخاو» به انگلیسی ترجمه و با عنوان «کتاب الهند» منتشر شد. سال 1337 شمسی برابر با 1958 میلادی با تصحیح درحیدرآباد چاپ شده است. دو بخش اول و بخش های دیگری از آن به زبان فارسی ترجمه شده است. منـابـع ابوریحان بیرونی- البیرونی فی تحقیق ماللهند داریوش شایگان- ادیان و مکتب های فلسفی هند مجتبی مینوی- بررسی هایی درباره ابوریحان به مناسبت هزاره تولد او مسعودی- مروج الذهب ای. ان. بلاچ- کتابهای بزرگ تمدن اسلامی کلیــد واژه هــا کتاب تحقیق ماللهندابوریحان بیرونیکتاب شناسیهندوستانکتب تاریخیجغرافیازبان عربی 0 نظراشتراک گذاریارسالچاپپرسش در مورد این مطلبافزودن به علاقه مندی ها مطالب مرتبط کتاب التنبیه والاشراف کتاب انساب الاشراف کتاب تاریخ مختصر الدول کتاب تاریخ یعقوبی کتاب تاریخ طبری کتاب نفس المهموم کتاب مروج الذهب و معادن الجوهر جستجو آخریــن صفحــات دیـده شـده کتاب تحقیق ماللهند کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به مؤسسۀ فرهنگی هنری جام طهور است. http://www.ensani.ir/fa/content/3767/default.aspx منو بستن منو برگ نخست دانشنامه روز تحقیق ماللهند نگارهٔ روی جلد ترجمهٔ انگلیسی این کتاب مربوط به ۱۹۱۰ میلادی
تحقیق ماللهند (نام کامل کتاب به عربی: تحقیق ما للهند من مقولة مقبولة فی العقل أو مرذولة) کتابی است نوشتهٔ ابوریحان بیرونی، دربارهٔ گذشته و فرهنگهند. اهمیت کتاب ماللهند در معتبر و مستند بودن اطلاعات آن است، و امروز که هزار سال از نگارش آن میگذرد هنوز به عنوان مرجعی معتبر شناخته میشود. بیرونی این کتاب را پس از سفری که همراه لشکر سلطان محمود به هند کرد نوشت. ادوارد زاخائو آن را نخست به آلمانی و سپس با عنوانAlbiruni's India به انگلیسی ترجمه کرد. این کتاب را منوچهر صدوقی به فارسی ترجمه کردهاست. روند نگارش
بیرونی مدت زیادی از عمر خویش را، البته به صورت متناوب در هند به سر برد. او در این مدت طولانی به مطالعه و بررسی در تاریخ، عقاید، رسوم و فلسفه مردم هند پرداخت.
گفته میشود که علمای هند در آغاز آشنایی با ابوریحان، به دیده شک در او مینگریستند و از مجالست و مصاحبت با او طفره میرفتند و حتی او را از نظر علمی در حد مباحثه نمیدانستند، اما چندی نگذشت که بیرونی توانست اعتماد دانشمندان هندی را جلب کرده و با دعوت از آنان و ترتیب دادن جلسات متعدد توانست شمهای از تمدن اسلامی ایران را به ایشان نشان داده و در مقابل مطالعات عمیقی در رسوم و پیشینه آنان داشته باشد. آشنایی با تاریخ زبانشناسی، کورش صفوی، تهران: پژواک کیوان کتابخانه دیجیتال و فن آوری اطلاعات دانشگاه امام صادق(ع) درگاههای جستجو پرسش و پاسخ ورود ثبت نام راهنما رکورد قبلی رکورد بعدی نام مرکز : کتابخانه و فن آوری اطلاعات دانشگاه امام صادق(ع) نوع مدرک : کتاب فارسی شماره رکورد : 34604 شماره مدرک : ۷۹۱۵ زبان مدرک : عربي عنوان قراردادي : ماللهند فی مقوله مقبوله فی العقل او مرذوله سرشناسه : ابوریحان بیرونی، محمد بن احمد، ۴۴۰ - ۳۶۲ق عنوان و نام پديدآور : تحقیق ماللهند من مقوله مقبوله فی العقل و مرذوله/ / تلیف ابوریحان محمد بن احمد البیرونی وضعيت نشر : بیروت: : عالم الکتب، ، ۱۴۰۳ق. =۱۹۸۳ م. =۱۳۶۲ . صفحه شمار : ۵۳۶ص.: : جدول، نمودار موضوع : هند - تمدن - متون قدیمی تا قرن۱۴ رده بندی کنگره : DS۴۲۵ /الف۲،م۲ ۱۳۶۲ عنوان دیگر : ماللهند من مقولة مقبولة فی العقل او مرذولة آدرس ثابت پیشنهاد خرید پیوستها Search result is zero موجودی کتابخانه و فن آوری اطلاعات دانشگاه امام صادق(ع) نمایش کامل جزئیات | عدم نمایش جزئیات جزئیاتمحل نگهداریشماره ثبتشناسه بازیابیجلدوضعيتتاريخ برگشت ◄ مخزن اصلی کتابخانه دانشگاه امام صادق(ع) ۲۱۱۹۶ موجود نظرسنجی نظرسنجی منابع لاتین 1 - کيفيت نمايش فايلهاي ديجيتال به چه صورت است؟ عاليخوبمتوسطضعيف 2 - کیفیت فایل ها برای دانلود چگونه است؟ عالیخوبمتوسطضعیف ذخیرهپاک کن پیشنهاد خرید گالری ارسال نظر به مدیر خط مشی دسترسی درباره ما پرسش از کتابدار راهنما اطلاعات آماری کتابخانه فارسی | English | العربی
]+$" data-val-required="کلمه مورد جستجو الزامی است." /> سه شنبه، ۲۳ آبان ۱۳۹۶ صفحهی نخست دربارهی ما ارتباط با ما بایگانی فروشگاهها RSS اخبار شهر کتاب اخبار حوزه فرهنگ درسگفتارها نشستها دورههای آموزشی تازههای کتاب چند رسانه ای یادداشت و مقاله فروشگاه ها کد مطلب: ۸۴۹۵ تاریخ انتشار: یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۵ ابوریحان و مطالعات بیرونی او زهرا سلیمانیاقدم
فرهیختگان: به مناسبت بزرگداشت ابوریحان بیرونی سراغ دو اثر ترجمه شده وی که تنها بخش کوچکی از دانش این مرد بزرگ را آشکار میکند، رفتهایم. این دو اثر به تصحیح و ترجمه منوچهر صدوقیسها، به ما معرفی شده است. از این رو در گفتوگو با او به اهمیت و ویژگیهای برجسته این دو اثر پرداختهایم. هندشناسی تنها یکی از ساحتهای دانش ابوریحان بیرونی است. در هندشناسی ابوریحان دو اثر معروف دارد با نامهای «تحقیق ماللهند» و «پاتانجلی». این دو اثر توسط منوچهر صدوقیسها به فارسی تصحیح و ترجمه شدهاند.کتاب «تحقیق ماللهند» چنانچه از اسمش برمیآید تحقیقی است درباره هر آنچه متعلق به هند است. این کتاب یک دایرهالمعارف قدیمی درباره هند است که البته میتوان گفت قدیمیترین آنها است که هم در حوزه اسلامی و هم در دنیای قدیم سیر میکند. منوچهر صدوقیسها در باب اهمیت اثر توضیح میدهد که «در دنیای جدید، هندشناسی بسیار مفصلتر کار میشود. قبل از تحقیقات مفصلی که در این چند سال اخیر درباره هند انجام شده است، میتوان گفت بهترین اثر موجود همین کتاب «ماللهند» بوده است.» پیش از صدوقیسها منتخبی از این اثر توسط علیاکبر داناسرشت، که قاضی دادگستری بود، سال ۱۳۳۴ ترجمه شده بود. داناسرشت ترجمه کتاب «شفای» ابنسینا را هم در سوابق ترجمههای خود دارد. اما ترجمه صدوقیسها از دو جلد، شامل جلد اول آن میشود. بنابر شرح صدوقیسها، پژوهشگاه علوم انسانی که در گذشته «موسسه مطالعه فرهنگها» نام داشت، ترجمه این اثر را به او پیشنهاد میدهد. بهاءالدین خرمشاهی، کامران فانی و مرحوم حسین ضیایی با پیشنهاد این اثر به صدوقیسها درواقع تلاش داشتند اثری مهم درباره فرهنگ و اندیشه و عرفان هندی توسط مترجمی قابل به فارسی برگردانده شود تا در این حوزه یک اثر سترگ ارزشمند برای محققان فراهم آید. چنانچه صدوقیسها تعریف میکند ترجمه یک جلد این اثر یک سال کامل به طول انجامیده است. اهمیت اثر در حوزه مطالعات ادیان، فرهنگ و هندشناسی همچنان پابرجاست؛ اما سختی ترجمه آن به گونهای است که بعد از صدوقیسها هنوز کسی سراغ ترجمه جلد دوم آن نرفته است. «پاتانجلی» و سلوکی یوگاییماجرای کتاب «پاتانجلی» بازمیگردد به سفر ابوریحان به هند. ابوریحان از جمله اندیشمندان بسیار سفر کرده بود. منوچهر صدوقیسها با استناد به نوشتههای خود ابوریحان بیرونی در کتاب «تحقیق ماللهند» شرح میدهد که «ابوریحان در سفرش به هند با فضلای هند آشنا شده و به واسطه این آشنایی با کتاب «پاتانجلی» آشنا میشود. این کتاب منظومهای بود که هم شامل مسائل ادبی و هم سلوکی میشد. درواقع بخش دوم این اثر منظوم درباره «یوگا» بود. ابوریحان که زبان سانسکریت میدانسته است به دقت به مطالعه و تحقیق درباره این اثر میپردازد. او در کنار فضلای هند چنانچه خود در «تحقیق ماللهند» شرح میدهد مانند شاگردی که نزد استاد دانش میآموزد، این اثر را فراگرفته است. او این کتاب منظوم را به نثر تبدیل میکند و با کنار گذاشتن مسائل ادبی، فقط به مسائل مربوط به «یوگا» پرداخته است.» صدوقیسها وجهتسمیه این اثر را مربوط به یک فرد واقعی میداند. «پاتانجلی» شخصی بوده که این اثر را نگاشته و از آن به بعد، نام این اثر با نام نویسنده آن معروف شده است.» این اثر را صدوقیسها سال ۱۳۷۸ترجمه کرده که توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شده است. بعد از ترجمه شرحی هم برای آن نوشته شده است. صدوقیسها هنگام ترجمه «تحقیق ماللهند» با کتاب «پاتانجلی» آشنا میشود. ابوریحان نه عارف نه فیلسوفصدوقیسها معتقد است با این دو کتاب ما هرگز به شناخت دانشمندی چون ابوریحان نائل نمیآییم. این دو اثر گرچه در مبحث هندشناسی بسیار مهم است؛ اما ابوریحان را باید از آثار علمی او شناخت. با در نظر گرفتن علم به معنای علوم دقیقه، ابوریحان عالم درجه اول تمدن اسلامی است. او را حتی میتوان از دانشمندان تراز اول دنیا دانست که حکیمی جامع است. از ابوریحان در کتابهای معتبر تاریخی دنیا به عنوان علمای درجه اول تاریخ نام برده شده است. ابوریحان را باید یک عالم دانست و این به آن معنا است که او به معنای کلاسیک آن، نه عارف است و نه حتی فیلسوف به معنای امروزی. او ریاضیدان، جغرافیدان، منجم و هندشناس بوده است. از این رو نمیتوان اندیشه عرفانی خاصی را به او متصف کرد.
ارسال نظر اشتراک گذاری چاپ آخرین مطالب بحث سوءاستفاده جنسی به صنعت نشر بریتانیا هم رسید مایکل کانلی با جدیدترین کتابش باز هم پرفروش شد نازنین دیهیمی درگذشت محمدخانی: موحد ذوالفنون است خواندن پیامک هم جزو سرانه مطالعه محسوب میشود؟! اعطای جایزه ادبی استاد محمد قهرمان فیلسوف به چه کار میآید؟ بیست سالگی «سهشنبهها با موری» انتقاد حدادعادل از نسبت دادن واژگان جعلی به فرهنگستان زبان فارسی «ناتور دشت» دنبالهای دارد؟ کدام خبرگزاریها منبع اصلی روزنامههای ایران هستند؟ محسن جوادی معاون فرهنگی وزارت ارشاد شد حاشیهای دیگر بر مرگ «پابلو نرودا» ابراز امیدواری برای ترجمه دیوان بیدل به زبان چکی نشست سراسری استادان زبان و ادبیات فارسی فدراسیون روسیه بزرگداشت حافظ در سارایوو ایران را در نمایشگاههای خارجی جدی نمیگیرند خروس از ابتدا راهنماست رونمایی از برگردان ایتالیایی رمان ایرانی «بامداد خمار» در رم معرفی آثار راهیافته به مرحله دوم جایزه احمد محمود اولین همایش ملی زن، خانواده و سلامت «روز حلزون» در ایتالیا نشان درجه یک علمی حافظشناسی به سعید حمیدیان اعطا شد ۱۵ رمانی که شما را افسرده میکنند برنده جایزه کتاب آلمان معرفی شد سعیدحمیدیان حافظ پژوه سال شد محسن جعفریمذهب، مورخ و ایرانشناس درگذشت آثار مولانا و شمس در اختیار فرزندانمان قرار گیرد نام پنج کتاب ایرانی در فهرست ۲۰۱۷ کلاغ سفید مونیخ احساس میکنم فریبکارم واکنش نویسندگان به معرفی برنده نوبل نوبل ادبیات را از شاملو دریغ کردند دکتر ایرانی، در سوگ مادر «کتاب پارک» افتتاح شد ناشر کتابهای ذبیحالله منصوری درگذشت مرکز فرهنگی شهر کتاب
نشانی: تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمدقصیر (بخارست)، نبش کوچهی سوم، پلاک ۸
تلفن: ۸۸۷۲۳۳۱۶ - ۸۸۷۱۷۴۵۸دورنگار: ۸۸۷۱۹۲۳۲
دربارهی ما نحوهی دریافت نمایندگی شرکت های شهر کتاب شرکت شهرکتاب نشر موسیقی هرمس نشر کتاب هرمس عضویت در خبرنامه الکترونیکی شهرکتاب ثبت نام Designed & Developed by DORHOST سه شنبه,۲۳ آبان, ۱۳۹۶ تازه ها: تاریخچه رادیو در ایران موزه مردم شناسی قجر قزوین ارمنستان در دوران سلجوقی باگراتونیان در تاریخ ارمنستان حمله اعراب به ارمنستان خانه دستهها درباره ما کانالهای تاریخی تلگرام ساسانیان مورّخان و نویسندگان تاریخ ساسانیان در نخستین سده های اسلامی-بخش چهارم آبان ۱۸, ۱۳۹۱ انی کاظمیبدون دیدگاه
-بخش چهارم
ژ ) جاحظ (Gahiz) :
جاحظ مورخی است که پژوهشگران او را با اثر آموزنده و تحقیقی اش به نام کتاب «التاج» می شناسند کمتر پژوهشگری در تاریخ ساسانیان با این اثر ارزشمند آشنایی ندارد. نه تنها این کتاب، بلکه دیگر آثار جاحظ نیز در نزد محققان مغرب زمین دارای ارزش والایی است و به همین دیگر آثار جاحظ از جمله به زبانهای آلمانی، انگلیسی، فرانسه، روسی و… ترجمه شده است.
نام او ابوعثمان عمروبن بحرالکنانی البصری، معروف به جاحظ است. او در سال ۱۶۰ هجری- قمری در سرزمین عراق و در شهر بصره چشم به جهان گشود و دوران طفولیت، نوجوانی و جوانی خود را در آن سامان گذراند. وی نخست به مطالعۀ ترجمه های آثار تاریخی و نوشته های مورخان از جمله سُریانی پرداخت. از جمله کتابهایی که از زبان سریانی و پارسی به عربی ترجمه شده بود را دقیقاً مورد مطالعه و بررسی کنجکاوانۀ خود قرار داد. جاحظ مدّت زمانی را در شهر بغداد سپری کرد. در بغداد از دیرباز کتابخانه ها و مراکز علمی بیشماری وجود داشت. او پس از مطالعاتی چند در کتابخانه ها و مراکز علمی بغداد به بصره بازگشت و دنبالۀ مطالعات و تحقیقات علمی خود را به ویژه در قلمرو علم تاریخ گرفت.وی به عللی که هنوز معلوم نشده است به بیماری فلج دچار شد و در سنّ ۹۵ سالگی به سال ۲۵۵ هجری- قمری در زادگاه خود بصره چشم از جهان فروبست. از جاحظ تحقیقات و تألیفات زیادی در تاریخ به ثبت رسیده است که برجسته ترین آنها «البیان و التبیین» است. در این اثر کم نظیر گونه های مختلف بیان و برگزیده (غرر) احادیث و خطبه های گردآوری شده و در بخشهایی از این کتاب آگاهی هایی دربارۀ نوشته های عصر ساسانی را می توان به دست آورد. جاحظ مورد توجه و احترام مورخان و محققان برجسته ای چون مسعودی بوده است، چنان که علی بن حسین مسعودی در مروج الذهب، جاحظ را فصیح ترین نویسنده پیش از عصر خود دانسته است.
آن گونه که در منابع آمده است، ابن خلدون نیز از جاحظ به نیکی یاد کرده است. ابن خلدون از قول بزرگان و صاحب نظران زمان خود، آثار جاحظ را ارزشمند دانسته و آنها را ستوده است. به طور کلی اطلاعات جاحظ دربارۀ تاریخ عصر ساسانیان از اهمیت زیادی برخوردار است.
جاحظ شیوۀ تاریخ نگاری پیچیده ای ندارد و آثار او برای پژوهشگران از روانی و سادگی ویژه ای برخوردار است. در زمینۀ تاریخ ساسانیان، وی بیشتر به روایات و اطلاعاتی متکی بوده است که دربارۀ زندگی پادشاهان ساسانی، اوضاع اجتماعی جامعه طبقاتی ساسانی، معیشت و مشاغل مردم و تا حدودی به عملکرد دولت ساسانی در عرصه سیاست و مناسبات خارجی پرداخته است. دوران زمام داری خسرو یکم (انوشیروان، ۵۳۱ تا ۵۷۹ میلادی) برای جاحظ اهمیت زیادی داشته است و دور از انتظار نیست که پژوهشهای جاحظ دربارۀ تاریخ ساسانیان دربرگیرندۀ اطلاعات نسبتاً درستی است که هم اکنون نیز مورد استفاده قرار می گیرد.
همان گونه که در بالا آمد، مورخان و محققانی چون مسعودی و ابن خلدون جاحظ را تأیید و آثار او را تحسین کرده اند و به این ترتیب برخی خرده گیریها دربارۀ جاحظ و آثار او را که گاه بی گاه توسط برخی مورخان آمده است، دور از واقعیت است. اصلاح چنین برداشت و نظری غیر منصفانه دربارۀ جاحظ مستلزم مطالعۀ آثار او و بررسی دیدگاههای مورخانی چون مسعودی و ابن خلدون و دیگر صاحب نظران دربارۀ این محقق و مورخ قرن دوم و سوم هجری- قمری است. ذوق و علاقه جاحظ در ترسیم و به تصویر کشیدن رویدادهای تاریخی، پژوهشگران را به یاد پلوتارک (Plutarchos) نویسنده کتاب حیات مردان نامی می اندازد که چهره های برجسته تاریخ را با عملکرد آنان را مورد توجه و زمینه کار نگارش اثر بی مانند خود قرار داده است.
تاریخ نگاران و پژوهشگران مسلمان در عرصه علم تاریخ، فلسفه، جامعه شناسی و دانشهایی از این دست در سده های پنجم تا نهم هجری- قمری نیز خوب درخشیده اند. از این دست مورخان می توان از محمدبن احمد البیرونی خوارزمی و ابومنصور عبدالملک بن محمدبن اسمعیل الثعالبی نیشابوری، المطهربن طاهر المقدیسی، اسماعیل بن علی بن محمودبن عمربن شاهنشاهی بین ایوب الشافعی کردستانی، ولی الدین عبدالرحمن بن محمدبن خلدون التونسی و شرف الدین ابوعبدالله بن عبدالله بن محمدبن ابراهیم بن یوسف اللواتی ثم الطبخی نام برد که آثار این مفاخر نیز زینت بخش کتابخانه ها، پژوهشکده ها و بایگانیهای تاریخی در کشورهای مسلمان و غیر مسلمان است. در مراکز علمی و دانشگاهی بدون تیکه بر آثار و دستاوردهای این محققان و مورخان نمی توان اثری علمی که مبتنی بر تحقیقات اساسی و عمیق باشد ارائه کرد.
مورخان فوق الذکر و آنان که در سده های نخستین اسلامی یعنی از قرن نخستین تا پایان قرن چهارم هجری- قمری می زیسته و تحقیق می کرده اند، عملکردی کم نظیر دارند که پیش از آنان همانند و همتاهایی را در قلمرو پژوهشهای تاریخی نمی توان یافت. برخی از آنان مانند ابن مسکویه در سده های نخستین و جاحظ در مقطع زمانی فوق شیوه های بدیعی در امر تحقیق داشته و ارائه کرده اند و از مورخان دیگر تقلید نکرده، بلکه سبکهای آنان را اصلاح کرده اند. روشهای تاریخ نگاری و تحقیقات تاریخی آنان نه تنها امروز رنگ باخته نشده، بلکه معمول، متداول و مورد احترام نیز می باشد. شیوه تاریخ نگاری جاحظ، شیوه ی بدیع و نوین و در قرون پنجم تا نهم هجری- قمری کم نظیر بوده است. برخی بهره مندی جاحظ از کتابخانه ها و مراکز علمی عربی از جمله بغداد، بصره، قاهره، دمشق و غیره را عواملی دانسته اند که جاحظ را مورّخی برجسته کرده است، ولی در کنار این ابزار و امکانات، نبوغ و علاقه جاحظ کارسازترین عامل در موفقیتهای او بوده است.
س ) ابوریحان بیرونی :
ابوریحان بیرونی که به خاطر شهرتش اهل فضل و کمال او را ابوریحان و نیز بیرونی می خوانند. از نظر علمی و پژوهشی در شمار برجسته ترین دانشمندان، نویسندگان و مورخان جهان اسلام قرار دارد. نام او محمدبن احمدالبیرونی است و بر بسیاری از دانشهای روزگار خود اشرافی کم نظیر داشته است. بیرونی در خوارزم چشم به جهان گشود و هفتاد و هفت ساله بود که چشم از جهان فروبست. مورخان و بیوگرافی نویسان دربارۀ تاریخ تولد یا به سخن دیگر سال تولد و سال درگذشت وی اتفاق نظر ندارند. در این زمینه حاجی خلیفه شش زمان مختلف را از سال ۴۲۳ تا ۴۵۰ هجری- قمری دربارۀ سال وفات وی ذکر کرده است که آن نیز مورد تأیید همگان نیست. برجسته ترین اثر وی که مطالب ارزشمندی دربارۀ تاریخ سرزمینها از جمله ایران زمین دارد «آثار الباقیه عن قرون الخالیه» است که افزون بر مطالب و اطلاعات تاریخی، آگاهیهایی دربارۀ علم هیئت، نجوم و گاهشماریهای (تفاویم) اقوام، ملل و فرهنگ و تمدنهای عهود باستان دارد.
آثار الباقیه ابوریحان بیرونی دربرگیرندۀ فهرستهایی از سلسله های پادشاهان از جمله مشرق زمین و فراعنه مصر دارد. در این فهارس جداولی از شاهان کلده[۱] (بابل)، آشور[۲]، ایران،یونان (مقدونیه)[۳]، روم[۴] و غیره وجود دارد. بخشهایی از این فهرستها برگرفته از اسناد و مدارک و مآخذ غربی است، ولی پاره ای از نامها تصحیف شده است. محتوای آثارالباقیه برخلاف انتظار پژوهشگران و مورخان خالی از اشکال هم نیست. ابوریحان برخی از پادشاهان و زمام داران متعلق به سرزمینی را به کشور و سرزمین دیگر نسبت داده و به موازات این لغزش نظام زمان بندی شده (کرونولوژی)[۵] و سلسله مراتب و طبعاً نام پادشاهان و فرمانروایان را به ترتیب واقعی آنان رعایت نکرده و به رشتۀ تحریر در نیاورده است.
برخی از صاحبنظران این ناهماهنگی و لغزش را دلیلی بر ضعف و بی دقّتی ابوریحان نمی دانند، بلکه آن را ناشی و مآخوذ از منابع و مدارکی می دانند که ابوریحان بیرونی در تألیف آثار الباقیه مورد استفاده قرار داده است. علیرغم چنین لغزشها و کاستیهایی، پژوهشگران این اثر را بسیار سودمند در عرصه پژوهشهای تاریخی برای مورخان جهان می دانند.[۶] از دیگر آثار ارزشمند او کتاب معروف «تحقیق ماللهند» که برخی این نام و عنوان را «کتاب ماللهند» می نویسند. محتوای این اثر حکایت از مناسبات، علمی، فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی ایران عصر ساسانی با سرزمین هندوستان دارد و ابوریحان کوشیده است تا در این اثر آنچه را که ایرانیان عصر ساسانی از فرهنگ و جامعه هند اقتباس کرده اند، تسلیم کند. برخی از مورخان نگارش این اثر را از ابتکارات ارزنده و بسیار سنجیده و عالمانه بیرونی می دانند، زیرا این مورخ کوشیده است تا مناسبات فرهنگی و اجتماعی ایرانیان و هندیان که دارای نژادی مشترک هستند و سازگاری فرهنگی قابل توجهی با یکدیگر در طول تاریخ داشته اند را برای نسلهای پس از خویش به یادگار بگذارند.
[۱]. Chalde (Babylon).[۲]. Assur (Asur, Sssyrien).[۳]. Griechenland (Makedonien).[۴]. Rom.[۵]. Chronologie.[۶] . نگاه کنید به: براون، ادوارد، تاریخ طبی اسلامی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ترجمه مسعود رجب نیا.
منابع نوشته:کتاب تاریخ ایران در دوره ساسانیان، اثر دکتر اردشیر خدادادیانوبسایت تاریخ ما، اِنی کاظمی ← مورّخان و نویسندگان تاریخ ساسانیان در نخستین سده های اسلامی-بخش سوم مورّخان و نویسندگان تاریخ ساسانیان در نخستین سده های اسلامی -بخش پنجم → انی کاظمی
مؤسس تاریخ ما | علاقهمند یا عاشق کنکاش در تواریخ ملل، ادیان و مذاهب، تاریخ و فلسفه میباشم | همواره این امید را داشتهام که بتوانم یک گام مثبت در راستای بهبود وضعیت فرهنگی کشورم، همچنین بهبود حافظه تاریخی مردم کشورم بردارم | از طریق کلیه شبکه های اجتماعی با نامکاربری enikazemi میتوانید با من در ارتباط باشید. مطالب مرتبط طبقات اجتماعی در دوره ساسانی اردیبهشت ۳۱, ۱۳۹۱ ۰ واپسین سالها و آخرین روزهای سلسلۀ ساسانی آبان ۱۶, ۱۳۹۱ ۰ ماهیت دولت ساسانی در منابع تاریخی شهریور ۲, ۱۳۹۱ ۰ دیدگاه بگذارید
اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد دنبال کردن نظرات جدید این مطلب نظراتی در پاسخ به نظر من نوشته میشوند در همین راستا: مورخان و نویسندگان رومی، ارمنی و سُریانی تاریخ ساسانیان-بخش اول گنبد سلطانیه میراث جهانی یونسکو بنای پارتنون در یونان باستان گنبد سلطانیه میراث جهانی یونسکو نقش و سهم ساسانیان در نگارش و سامان دهی نوشته های دینی ایرانیان باستان تصاویر موزه لوور پاریس قسمت ایران باستان کانال تلگرامی تاریخ ما نوشتههای تازه تاریخچه رادیو در ایران موزه مردم شناسی قجر قزوین ارمنستان در دوران سلجوقی باگراتونیان در تاریخ ارمنستان حمله اعراب به ارمنستان جستجو کنید شاخهها تاریخ باستان (۱,۹۸۶) تاریخ اروپا (۶۷) تاریخ تمدن ایران باستان (۶۶۱) آرتا – جیرفت (۷) اشکانیان (پارتیان) (۳۲) ساسانیان (۱۷۶) سلوکیان (۶) مادیان (۲۵) هخامنشیان (۱۶۳) تخت جمشید (پارسه) (۳۰) تاریخ تمدن ایلام باستان (۱۹) تاریخ تمدن بین النهرین باستان (۱۴۲) تاریخ آشور باستان (۲۷) تاریخ اکد باستان (۱۱) تاریخ بابل باستان (۵۶) تاریخ سومر باستان (۵۵) تاریخ تمدن ترکیه باستان (۱۳) تاریخ تمدن چین باستان (۱۱۶) تاریخ تمدن روم باستان (۴۵) تاریخ تمدن ژاپن باستان (۴۰) تاریخ تمدن کره باستان (۱۰۳) تاریخ تمدن لیدی باستان (۳) تاریخ تمدن مصر باستان (۲۶۹) اهرام مصر باستان (۲۹) تاریخ تمدن مکزیک باستان (۱۸) قوم مایا (۱۳) تاریخ تمدن هند باستان (۹۹) تاریخ تمدن یونان باستان (۲۲۰) خدایان یونان باستان (۲۰) معماری یونان باستان (۱۶) تاریخ دیگر ملل (۹۰) تاریخ تمدن آمریکا باستان (۱۴) تاریخ تمدن ارمنستان باستان (۲۳) تاریخ تمدن اعراب باستان (۵) تاریخ تمدن افغانستان باستان (۸) تاریخ تمدن پرو باستان (۴) تاریخ تمدن تایلند باستان (۲) تاریخ تمدن سکاهای باستان (۳) تاریخ تمدن سوریه باستان (۱) تاریخ تمدن شیلی باستان (۳) تاریخ تمدن فلسطین باستان (۲) تاریخ تمدن لبنان باستان (۴) تاریخ تمدن میتانی های باستان (۲) تاریخ تمدن نبطیان باستان (۴) تاریخ تمدن هوریهای باستان (۲) قوم کاسی ها (۳) قوم لولوبی ها (۱) گوتیان (گوتی ها) (۱) مانایی ها (۱) مجسمه های باستان (۱۸) تاریخ معاصر (۲۵۹) تاریخ آمریکا (۲۱) تاریخ افغانستان (۸) تاریخ روسیه (۲۱) تاریخ کره (۸) تاریخ معاصر آلمان (۲۹) تاریخ معاصر ایران (۱۱۶) تاریخ پهلوی (۲) تاریخ زندیه (۲) تاریخ صفوی (۱۰) تاریخ قاجار (۵۴) تاریخ مغول (۱) جنگ جهانی اول و دوم (۱۴) مذاهب و ادیان جهان باستان (۲۹۱) دین و آیین اسلام (۱۸) دین و آیین بودا (۷۷) دین و آیین زرتشتی (۴۸) دین و آیین کنفسیوسی (۷) دین و آیین مانوی (۸) دین و آیین مزدک (۱۵) دین و آیین مسیحی (۳۵) دین و آیین مهر پرستی (۱) دین و آیین هندو (۱۸) دین و آیین یهود (۳۰) موضوعات (۷۱۷) ادبیات در عهد باستان (۳۰) باستان شناسی (۱۱۷) اکتشافات جدید باستان شناسان (۴۱) عجایب باستان شناسی (۵۳) تاریخ پزشکی و درمان های باستانی (۳۳) تاریخ طب در ایران باستان (۳) تاریخ نجوم یا اخترشناسی (۴) جشن ها و رسوم ها (۱۴) جشن های ایران باستان (۱۲) داستان های تاریخی (۱۳) داستان های ایران باستان (۵) داستان های چین باستان (۱) دانستنی های تاریخی (۱) دانلود فیلم های تاریخی (۱۹) درباره گاهشماری های باستانی (۸) درباره موزه های بزرگ جهان (به همراه تصاویر) (۷) دولت شهر های باستانی (۲۲) زنان و دختران در عهد باستان (۴۰) زنان سرباز تاریخ (۱۳) سنگ نگاره های باستانی (ما قبل تاریخ) (۱۰) عکس ها (۲۲۹) عکس های بین النهرین باستان (۳) عکس های تاریخ ایران (۱۰۶) عکس های تمدن مکزیک (۵) عکس های چین باستان (۸) عکس های دیگر ملل (۵) عکس های روم باستان (۷) عکس های مصر باستان (۲۸) عکس های یونان باستان (۱۷) تصاویر مجسمه های یونان (۱۱) علم، فرهنگ و هنر باستان (۹۰) غارها (۱۱) کاخ ها و معابد عهد باستان (۶۷) کتیبه ها و متون باستان (۳۱) کتاب های باستانی (۷) معماری بناها و کاخ های باستان (۴۱) موسیقی در تاریخ باستان (۶) ویژه – مطالب خواندنی (۳۹) http://rch.ac.ir/article/Details?id=7455&&searchText=
التفهیم ابوریحان بیرونی2
«چرا این فزودن و کاستن نور مقرر است و ستارگان دیگر را نیست؟ میان مردمان نگرستن و ناستادن این معنیها را خلافاست، در روشنایی ستارگان که ایشانرا روشنایی از خویشتن است»
شماری از گامهای ماه کتاب التَّفهیم (ابوریحان بیرونی)
التَّفهیم (یا التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم)،[۱] کتابی به زبان فارسی است که ابوریحان بیرونی در آغاز سده پنجم نوشته و هفتاد سال پس از مرگش، محمدبن جورابی آماده و پاکنویس کردهاست.
متن فارسی کتاب را بیرونی به نام «ریحانه»[۲] دختر حسین خوارزمی نوشته است (حدود ۴۲۰ هجری قمری).[۳] التفهیم، نخستین کتاب فارسی است که در مورد ستارهشناسی و هندسه و حساب نوشته شده و از آنجا که نویسنده آن یکی از دانشوران سرشناس است، اهمیت بسیار دارد.[۴]
پژوهشگر نامی تاریخ ریاضیات، ابوالقاسم قربانی، فهرستی از ۲۰۰ اصطلاح ریاضی این کتاب با معادل انگلیسی و شرح آنها را تهیه کردهاست.
ابوریحان بیرونی در کتاب التفهیم، از خلیج فارس با عنوان دریای پارس[۵] یاد کرده، و به «جشن بهاری زنان» (سپندارَ مزگان)[۶] نیز اشاره نمودهاست.[۷]
این کتاب در فهرست میراث مستند برنامه حافظه جهانی یونسکو ثبت شده است.[۸]این اثر تنها کتاب فارسی موجود از ابوریحان بیرونی است و متن عربی آن نیز موجود است.اینکه متن فارسی، ترجمهٔ متن عربی است یا بعکس، دقیقاً مشخص نیست. به نظر محمد قزوینی خود بیرونی هر دو متن را تألیف کردهاست.به نظر آقابزرگ تهرانی، بیرونی متن فارسی را در سال ۴۲۰ قمری و متن عربی را یک سال بعد نوشته است، اما به نظر جلال همائی متن عربی بر فارسی مقدّم بوده و خود بیرونی آن را به فارسی ترجمه کردهاست.بیرونی کتاب التفهیم را در غزنه و به هنگام پادشاهی محمود غزنوی نوشته اشت اما بر عکس چندین کتاب مشهور خود به هیچیک از پادشاهان غزنوی اهدا نکردهاست.ابوریحان بیرونی در کتاب التفهیم تلاش کرده مقدمات علوم ریاضی و نجوم را به زبان سادهای (ساده، نسبت به اثر دیگرش کتاب قانون مسعودی)، بیان کند و مخاطبین او نیز نوجوانانی هستند که با این علوم آشنایی چندانی ندارند. کتاب التفهیم از ۵۳۰ پرسش و پاسخ تشکیل شده و چهار بخش دارد:
هندسه، حساب (شمار)، نجوم (صورت عالم)، و احکام نجوم (تنجیم)
در مقدمهٔ کتاب چنین آمدهاست:
پرسشهای یکم تا هفتاد و یکم دربارهٔ هندسه؛ پرسشهای هفتادودوم تا صدونوزدهم دربارهٔ حساب؛ سؤالهای صد و بیست تا دویست و سی و شش دربارهٔ نجوم (هیئت)؛ از دویست و سی و هفت تا دویست و چهل و یک در مبحث جغرافیا؛ پرسشهای دویست و چهل و دو تا دویست و شصت و هفت مجدداً دربارهٔ نجوم (هیئت)؛ سؤالهای دویست و شصت و هشت تا سیصد و بیست و سه در مورد گاهشمار، از سیصد و بیست و چهار تا سیصد و چهل و شش دربارهٔ اسطرلاب و بخش پایانی یعنی از ۳۴۷ تا ۵۳۰ مربوط به احکام نجوم است…
بیرونی در کتاب التفهیم، خطوط موازی را تعریف کردهاست. وی در این کتاب نقشهٔ جهانی را هم ترسیم کرده که اگر چه جزء نخستین نقشههای عالم اسلام نیست، اما بعضی نکات برای نخستین بار در آن آمدهاست.قدیمیترین نسخة خطی متن عربی التفهیم (کتابت ۵۷۳) در کتابخانة چستر بیتی Chester Beatty Library در ایرلند نگهداری میشود. نسخهٔ مورَّخ ۶۵۸ متعلق به کتابخانة کاما در بمبئی را هم قدیمیترین دستنویس متن فارسی معرفی کردهاند، اما نسخهای خطی مورَّخ ۵۳۸ از این متن فارسی در کتابخانة مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.
متن عربی التفهیم را نخستین بار در ۱۳۱۳ ش / ۱۹۳۴ رمزی رایت به صورت عکسی همراه ترجمة انگلیسی آن چاپ کرد. این چاپ بر اساس نسخة خطی متن عربی مورخ ۸۳۹ است که در کتابخانة موزة بریتانیا نگهداری میشود.
متن فارسی را جلال الدین همائی در ۱۳۱۸ ش با مقدمه و توضیحات مفصّل در تهران چاپ کرد. در این چاپ، کتاب برای نخستین بار به پنج باب (با احتساب بخش مربوط به اسطرلاب به عنوان باب مستقل) تقسیم شده اما چاپ عربی هیچگونه تقسیمبندی بر اساس باب ندارد.
در سال ۱۳۵۲ ش / ۱۹۷۳، عاصموف متن فارسی را به خط سیریل تاجیکی در شهر دوشنبه چاپ کرد. این چاپ، به تقلید از چاپ جلال الدین همائی، به پنج باب تقسیم شدهاست.
در ۱۳۵۴ ش / ۱۹۷۵ ترجمة روسی روزنفلد و احمداُف از التفهیم در تاشکند منتشر شد. در این چاپ هم از چاپ فارسی جلال الدین همائی و هم از چاپ عربی استفاده شدهاست.
التفهیم به ایتالیایی نیز ترجمه شده، ولی هنوز انتشار نیافته است. تحقیقات زیادی نیز به زبانهای مختلف در بارة التفهیم انجام شدهاست که ضمن آنها بخشهایی از کتاب به آلمانی و روسی، پیش از انتشار ترجمة روزنفلد و احمداُف، ترجمه شدهاست. التفهیم پُر از واژههای فارسی است[ویرایش]
اگرچه واژههای سانسکریت هم در التفهیم وجود دارد که عموماً اصطلاحات نجومی، نام ماهها و بعضی نامهای جغرافیایی است،[۹] اما، ابوریحان کوشیدهاست در این کتاب تا آنجا که ممکن است از واژگان موجود فارسی استفاده کند. غالب این واژگان عینأ اصطلاحاتی است که از اواخر روزگار ساسانی در اخترشناسی و ریاضیات وجود داشتهاست، مانند: «پُری» یا «پُرماهی» برای توصیف حالتها و نور ماه، «بهر» و «بهره» به معنی قسمت و بخش…
هرچند کتاب التفهیم در دورهای نوشته شدهاست که آغاز دگردیسی ادبی و طلیعه سبک دوره غزنوی و سلجوقی است، لکن بخوبی پیدا است که ابوریحان زیر بارِ نوگرایی عصر نرفته و کتاب خود را به سبک قدیم یعنی به همان سادگی و استحکام و پربودن از واژگان فارسی و کاربرد افعال کامل و تمام قدیم بنا کرده و نگاشتهاست.
شیوایی تعبیر، استواری اسلوب، زیبایی و رسایی الفاظ و عبارات، پختگی و سختگیِ معانی، سند اعتبار و استواریِ مطالب کتاب در تاریخ و آداب و رسوم و روزهای معروف و طرزِ گاهشماریِ ایرانیان میباشد.
به نظر ابوالقاسم قربانی، اگر تمام جهات کتاب را در نظر بگیریم، ازجمله مواضع علمی بودن، فواید تاریخی، قدمت، صحت و اعتبار مطالب و اهمیت ادبی آن، کتاب التفهیم بزرگترین و بهترین یادگارهای فارسی در سراسر آثار فارسی بعد از اسلام است که نمیتوان هیچ نظیر و مانندی برای آن یافت.
برابرهای فارسی در کتاب التفهیم[ویرایش]
آغازیدن (شروع کردن)
آماس (ورم)
آمده (حاصل شده)
شمار (حساب)
ستارهشمار (منجم)
اندیشیدن (تفکر)
بایستها (شروط)
بد بزرگ (نحس اکبر)
بد خرد (نحس اصغر)
بسیار پهلو (کثیر الاضلاع)
پنجه (خمسه)
پهلو (ضلع)
تابستانی (صیفی)
تابش (شعاع)
چهارپهلو (چهارضلعی)
خرچنگ (سرطان)
خرس بزرگ (دب اکبر)
خوشه (سنبله)
دهگان (عشرات)
راستپای (متساویالساقین)
راستپهلو (متساوی الاضلاع)
راستزاویه (قائم الزاویه)
زمینلرز (زلزله)
ژرفنگر (عمیق النظر و پرفکر و پرمغز)
کاریز (قنات)
پالیز، جالیز، جیلیز = باغ گل و میوه
کرانه (ساحل)
کژدم (عقرب)
گرمابه (حمام)
نیاکان (اجداد)
همچند (مساوی)
شماری از پرسش و پاسخها در کتاب التفهیم[ویرایش]
ابوریحان بیرونی در بخش هندسه کتاب التفهیم، هنگام تعریف اصطلاحهایی مانند جسم، سطح، خط و نقطه، آگاهانه از ترتیب رعایت شده در کتاب هندسه اقلیدس پیروی نمیکند تا بتواند مفهومها را برای نوآموزان هندسه بهخوبی و سادگی شرح دهد.
هندسه چیست؟[ویرایش]
دانستن اندازهها و چندی یک از دیگر و خاصیت صورتها و شکلها که اندر جسم موجود است.
جسم چیست؟[ویرایش]
آن چیز است که یافته شود به بسودن و قائم بودن به تن خویش و جایگاه خویش پُرکرده دارد و چیزی دیگر از آنک مانندة او بود، با وی اندر جایگاه او نتواند بودن.
بعدهای جایگاه چه چیزند؟[ویرایش]
سه گونهاند یکی درازا و دیگری پهنا و سه دیگر ژرفا؛ و چنان نیست که نام درازا بر بُعدی اوفتد و بر دیگران نتواند اوفتادن، لکن این نامها باضافت نهادهاند. هر گاه که یکی را از آن بُعدها طول نام کنی آن دیگر که بر او گردد، عرض نام شود و آن سه دیگر که بر هر دو گردد، آن را عمق خوانند؛ و عادت مردمان چنان رفته است که درازترین بُعدی را طول نام کنند، ای درازا؛ و آنک از او کمتر است، او را عرض نام کنند، ای پهنا؛ و سه دیگر را عمق نام کنند، ای ژرفا؛ و اگر بلندی بود سمک گویند، ای بالا.
شش جهت کدامند؟[ویرایش]
آن نهایتهای سه بعدند که گفتیم از دو جانب؛ و یکی از نهایتهای طول، پیش نام است و دیگر پس؛ و یکی از نهایتهای عرض، راست و دیگر چپ؛ و یکی از نهایتهای عمق، زیر و دیگر زبر.
سطح چیست؟[ویرایش]
جسم ناچار بینهایت نبود به همه سوها و نهایت او سطح است و این نام را از بام خانه گرفتهاند و نیز او را بسیط گویند یعنی گستریده، ازیراک سطح بر جسم گستردهاست.
خط چیست؟[ویرایش]
اگر بسیط را نهایت باشد، آن نهایت او ناچاره خطی باشد و آن خط طولی باشد بی عرض. اگر خط را پهنا بودی سطح بودی و ما او را نهایت سطح نهادیم نه سطح؛ و صورت بستن این خط آسان شود به نگریستن از برون شیشهای که در آن آب و روغن کرده باشند.
نقطه چیست؟[ویرایش]
چون خط را نهایت باشد نهایت او نقطه بود؛ و بدان که نقطه را نه طول است و نه عرض و نه عمق و او نهایت همه نهایتهاست.
سطح راست و خط راست کدامند؟[ویرایش]
اما سطح راست کوتاهترین سطح است اندر میان دو خط که نهایت اویند و خط راست کوتاهترین خط است میان دو نقطه که نهایت اویند.
زاویه چیست؟[ویرایش]
سپری شدن سطح بود و رسیدن او به نقطهای که گرد بر گرد او دو خط باشد یک با دیگر پیوسته نه بر راستی ایشان.
شکل چیست؟[ویرایش]
صورتی بود که گرد بر گرد او یک خط باشد یا بیشتر.
دایره چیست؟[ویرایش]
شکلی است بر سطحی که گرد بر گرد او خطی بود که نام او محیط است و دور نیز خوانند و به میان او نقطهای است که او را مرکز گویند و همه خطهای راست که از مرکز بیرون آیند و به محیط رسند، همچند یکدیگر باشند راست.
قطر و وتر کدامند؟[ویرایش]
هر خطی راست که اندر دایره بر مرکز گذرد و به هر دو سر به محیط رسد او را قطر خوانند؛ و این قطر مر دایره را به دو نیم کند راست و اگر بر مرکز نگذرد او را وتر خوانند و دایره را به دو پاره مختلف کند. و…
یکی چیست؟[ویرایش]
آنست که یگانگی بر او افتد و بدو نام زده شود؛ و از تمامی وی آنست که کمی و بیشی نپذیرد و از حال خویش به ضرب و قسمت نگردد و اندر قوت همه عددهاست و همه خاصیتهای ایشان.
یکی چگونه پاره میشود و به چند پاره؟[ویرایش]
اما یکی حقیقی پاره نمیشود که اگر پاره شود یکی نبود بلکه آن پارهها بود؛ و منجمان این یکی را که درجه است اندر صناعت خویش به شست پاره کردند باریکتر از درجهها و آن را دقیقه نام کردند؛ و همچنان عادت مردمان بر این رفت تا درم را به شست پشیز کردند؛ و آنگاه هر دقیقه را به شست ثانیه کردند، یعنی دوم بار.
عدد چیست؟[ویرایش]
جمله ایست از یکها گرد آمده؛ و از این جهت یکی را از عدد بیرون آوردند و گفتند که عدد نیست، زیرا که جمله نیست.
عددهای طبیعی کدامند؟[ویرایش]
انند که ابتدا از یکی کنند و زیادت یک یک همیکنند چون ۱، ۲ ٫۳ ،۴ ،۵ و آن را عددهای متوالی خوانند، ای یک از پس دیگر.
زوج چیست؟
زوج جفت بود و این آن عدد است که بدو پاره ماننده یکدگر توان کردن، ای دو نیم.
فرد چیست؟[ویرایش]
فرد طاق بود و این آنست که بدو نیم نتوان کردن تا شکسته باوی یاد نکنی
عددهای مشترک کدام است؟[ویرایش]
مشترک آن باشد که عددی ایشان را بشمرد چون ۱۵، ۲۵، ۳۰ که پنج ایشان را بشمرد. پس همبازی ایشان بدان جزو است که همنام پنج است، ای پنجیک؛ و هر یک پنجیک دارد.
عدد تام کدام است؟[ویرایش]
آنست که اجزای او جمله کنی همچند او باشند. چون شش که او را سه نیمه بود، و دو سه یک و یکی شش یک. چون جمله کنی شش باشد. و… باب سوم: حالهای آسمان و زمین
فلک چیست؟
فلک چیست؟ آسمان چیست؟ فلک یکی است یا بیشتر؟ صفحه ۳۳ کتاب «التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم» ابوریحان بیرونی
جسمی است چون گوی گردنده اندر جای خویش؛ و اندر میان او چیزهاست که حرکت ایشان بسرشت خویش بخلاف حرکت فلک است و ما اندر میان اوییم؛ و او را فلک نام کردند از بهر حرکت او که کردهاست همچون حرکت بادریسه؛ و فیلسوفان او را اثیر نام همیکنند.
فلک یکی است یا بیشتر؟[ویرایش]
فلکها هشت گویاند یک بر دیگر پیچیده، همچون پیچیدن تویهای پیاز؛ و خردترین فلکها آنست که به ما نزدیکتر است و ماه اندر او همیرود و همی برآید و فرود آید تنها بیهنباز؛ و هر کرهای را مقداریست از ستبری؛ و ستاره او را از بهر آن دو بعد اوفتد، یکی در دورترین و دیگر نزدیکترین؛ و کره دوم که زبر وی همیگردد، آن عطارد است؛ و سوم آن زهره است؛ و چهارم آن آفتاب است؛ و پنجم آن مریخ؛ و ششم آن مشتری؛ و هفتم آن زحل. این گویهای هفت ستاره روندهاند. و…
ستاره ایستاده و رونده چیست؟[ویرایش]
ستارگان ایستاده آنند که بر همة آسمانها پراکندهاند و دوری ایشان همیشه یکسانست، چنانکه یکی به دیگر نزدیکتر و دورتر نشوند؛ و به پارسی ایشان را بیابانی خوانند. زیرا که گمشده بدان راه بازیابد به بیابان و دریا اندر؛ و ستارگان رونده آن هفت اند که هر یکی کردهای دارند جداگانه؛ و این روندگان یک بدیگر و به ثابته نزدیک همیشوند و دور همیشوند. گاه از جهت جای و گاه از جهت برابری. و…
سپیده و شفق چیست؟[ویرایش]
شب به حقیقت بودن ماست اندر تاریکی سایة زمین، چون آفتاب از ما غایب باشد زیر افق؛ و چون نزدیک آید ببر آمدن آن شعاعهای او را که گرد بر گرد سایه است نخست ببینیم؛ و آن سپیده بود به مشرق که طلایة آفتاب است؛ و شفق سوی مغرب ساقه شعاع آفتاب است از پس او. اما به مشرق نخست سپیدی برآید از پس سحر، دراز بدیدار و تیز سر و به بالا؛ و او را صبح دروغین گویند که بر وی هیچ حکم نبندد اندر شریعت؛ و او را به دنبال گرگ از بهر درازی و باریکی و راستی تشبیه کنند؛ و دیر نماند این صبح. آنگاه از پس او سپیده دمد بر پهنا و بر افق بپراکند؛ و وقت نمار بامدادین ازوست؛ و حرام شدن طعام بر روزهداران آنگاه بود؛ و از پس آن افق سرخ شود چون آفتاب نزدیک آید و روشنایی او بر آن تیرگیها افتد که نزدیک زمیناند از بخار وز گرد. و…
صورتهای جنوبی کدامند؟[ویرایش]
نخستین صورت قطیس و این جانوری است در دریای و دو دست دارد و دنبالش چون آن مرغ؛ و دوم صورت جبار، ای بزرگمنش. چون مردی است کمر شمشیر بسته؛ و سوم صورت نهر، ای جوی؛ و دور او پیچهاست؛ و چهارم صورت ارنب، ای خرگوش؛ و پنجم صورت کلب اکبر، ای سگ بزرگ؛ و ششم صورت کلب مقدم، ای سگ پیشین؛ و هفتم صورت شجاع، ای مار باریک دراز؛ و هشتم صورت سفینه، ای کشتی؛ و نهم صورت کاس، ای جام؛ و دهم صورت غراب، ای کلاغ. و…
چه چیز است کسوف قمر؟[ویرایش]
چون زمین جسمی است تیره و تاریک که بصر بر وی نگذرد و همیشه روشنایی آفتاب بر وی افتاده از یکسو، ناچاره بدیگر سو برابر آفتاب او را سایه بود. قیاس بر جسمهای کثیف و تیره که میان چراغ بوند و میان پای دیوارها که روشنایی آن چراغ بر وی همیافتد. ولکن زمین کره است، پس سایه او نیز گرد است و بر منطقه البروج عرض نبود سوی شمال یا جنوب، گذشتن او بضرورت بر دایرة سایة زمین بود؛ و میان او و میان آفتاب زمین اندر آید و آن روشنایی را ببرد که از آفتاب بدو همیرسد، پس قمر بلون خویش بماند بیروشنایی؛ و آن گرفتن او بود. و…
چیست کسوف شمس؟[ویرایش]
قمر به آخر ماه تازی بامدادان باریک بود وز آفتاب سیو مغرب؛ و بازهم بدان باریکی پدید آید شبانگاه چون ماه تازی دیگر نو گردد وز آفتاب سوی مشرق شود؛ و تا از مغرب آفتاب به مشرق شود ناچاره بر وی بگذرد. این گذشتن اگر بر آن نهاد بود که میان آفتاب و میان بصر ما باشد، او را از ما بپوشاند یا همه یا پارهای. پس آن سیاهی کسوف که بر آفتاب دیده آید، آن تن قمر است بلون خویش که آفتاب را از ما بپوشد.
مهرگان چیست؟[ویرایش]
شانزدهم روز است از مهرماه و نامش مهر؛ و اندرین روز افریدون ظفر یافت بر بیوراسبجادو آنک معروف است به ضحاک؛ و به کوه دماوند بازداشت؛ و روزها که سپس مهرگان است همه جشناند بر کردار آنچ از پس نوروز بود؛ و ششم آن مهرگان بزرگ بود و رام روز نام است و بدین دانندش.
اندر دفتر سال چه بُوَد؟[ویرایش]
این دفتر سال بر ماه و سال پارسی کرده همیآید از بهر آسانی و خوبی تقدیر؛ و او را نیز تقویم خوانند. زیرا که هرچ برابر هر روزی نهادهاست اندرو همه راست کرده و درست است…
تأثیرات کتاب التفهیم[ویرایش]
اگرچه در نهضت ترجمه متون علمی از عربی به زبان لاتین (قرنهای ششم و هفتم) آثار ابوریحان بیرونی به لاتینی ترجمه نشد و تنها ابن ابی اصیبعه چند سطر به وی اختصاص دادهاست، با اینحال التفهیم محلّ توجه بسیاری از دانشمندان و ستاره شناسان پس از بیرونی قرار گرفت و نام آن، یا عباراتی از آن به بسیاری از کتابهای علمی راه یافت.
شهمردان بن ابی الخیر (شهمردان رازی) در روضة المنجمین (ص ۷۷)، که کمتر از نیم قرن پس از التفهیم نوشته، از آن یاد کردهاست.
محمدبن مسعود زَکی غزنوی در کفایة التعلیم فی صناعة التنجیم، که آن را کاملاً مطابق الگوی التفهیم نوشته است، و نیز فخررازی در حدائق الانوار، از این کتاب نام بردهاند.
مقالة سوم از چهار مقاله نظامی عروضی (ص ۸۷) نیز با نقل عباراتی از التفهیم آغاز شدهاست.
بین بخشی از التفهیم که در بارة نسبت بین اعداد است، با بخشی از میزان الحکمة عبدالرحمان خازنی نیز شباهتهایی وجود دارد، چه بسا خازنی این بخش را از التفهیم گرفته باشد.
بیش از همه، یاقوت حموی از بیرونی و التفهیم یاد کردهاست؛ وی در چند باب نخست معجم البلدان، علاوه بر ذکر نام کتاب التفهیم، پارههایی از آن را عیناً نقل کردهاست.
پانویس[ویرایش] پرش به بالا↑ al-Tafhim li Awa'il Sina'at al-Tanjim پرش به بالا↑ و این یادگار همچنین کردم مر ریحانه بنت الحسین الخوارزمی(بنت الحسن الخوارزمیه) را که خواهنده او بود بر طریق پرسش و جواب دادن بر رویی که خوبتر بود و صورت بستن آن آسانتر و ابتدا کردم به هندسه پس به شمار، پس به صورت عالم پس به احکام نجوم ازیراک مردم نام منجمی را سزاوار نشود تا این چهار علم را به تمامی نداند." (نقل از متن فارسی کتاب التفهیم بیرونی) پرش به بالا↑ متن عربی کتاب التفهیم برای ابوالحسن علی بن ابوالفضل خاصی نوشته شدهاست. البته در تنها چاپ متن عربی، از این شخص و نیز از کسی که متن فارسی بدو تقدیم شده، نامی نیامدهاست. پرش به بالا↑ استاد جلال الدین همایی ریحانه را شخصیتی واقعی میداند امّا پس از بررسیهایی میگوید هنوز این شخص را نشناختهام. با این حال برخی معتقدند که اصلاً ریحانه وجود خارجی نداشته و یک دختر خیالی بیش نیست. دکتر چاووشی (استاد تاریخ علم) در این خصوص میگوید:ریحانه بنت الحسین یک دختر خیالی دوستدار دانش و فلسفه است. دانشمندان هندی نیز پیش از بیرونی چنین تألیفاتی داشتهاند و آنها را به یک دختر خیالی تقدیم میکردهاند. بیرونی هم سالها در هند زندگی کرده و با زبان هندی آشنا بوده و آداب و رسوم مردم این سرزمین را میدانسته است و بنابراین تألیف کتاب التفهیم و اهداء آن به یک دختر خیالی را قطعاً از دانشمندان هندی پیش از خود تبعیت کردهاست. ضمناً در گذشته، روی تعصبات بیجا دختران را از تحصیل علم محروم میکردند و بیرونی با تألیف این کتاب خواسته علیه این بینش منفی بایستد. (کتابی برای ریحانه، گفتگو با جعفر آقایانی چاوشی) پرش به بالا↑ ابوریحان بیرونی علاوه بر التفهیم، در کتاب قانون مسعودی و کتاب تحدید نهایات الامانی نیز، از دریای فارس نام بردهاست. پرش به بالا↑ نیاکان ما درایران باستان، پنجم اسفند هر سال را با عنوان «سپندارَ مزگان» جشن میگرفتند که چیزی شبیه به روز عُشاق بودهاست. سپندار مَزد لقب زمین، و زمین - نماد تواضع وعشق است… بی خیال ِ سیاست، عشق را عشق است ! ( به پیشواز چهارده فوریه و روز عُشاق) پرش به بالا↑ «[اسفندارمذ] پنجم روز است از اسفندارمذ ماه؛ و پارسیان او را مردگیران خوانند. زیرا که به شوهران اقتراحها (درخواستها) کردندی و آرزوییهایی خواستندی از مردان.» (بیرونی، ابوریحان، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، به کوشش جلال الدین همایی، چاپ دوم، تهران، ۱۳۵۲، ص ۲۶۰) بیرونی در فصل نهم کتاب :آثارلباقیه» نیز، به این موضوع اشاره دارد. پرش به بالا↑ «ثبت جهانی خمسه نظامی و التفهیم ابوریحان در یونسکو». جام جم آنلاین، یکشنبه ۰۸ خرداد ۱۳۹۰. بازبینیشده در ۵ دیماه ۱۳۹۱. پرش به بالا↑ جلال همایی فهرستی از لغات سانسکریت را در التفهیم گردآوری کردهاست.
منابع[ویرایش]
تمبر پستی بمناسبت هزار و پنجاهمین سالروز بیرونی
* غروی، مهدی، «دو نسخة کهن از تفهیم بیرونی متعلق به کتابخانهٔ مؤسسهٔ شرقشناسی کاما - بمبئی»، مجلهٔ هنر و مردم، سال ۱۲، ش ۱۳۳ (آبان ۱۳۵۲). پوهندوی سید نورالحق کاوش، پوهفتون کابل، ۱۳۷۰، روح علمی و روشهای تحقیق ابوریحان بیرونی ع.ح. شرعی جوزحانی، دانشمند پیشاهنگ ابوریحان بیرونی، ۱۳۵۷ ه. ش بیرونی، ابوریحان، فهرست کتابهای رازی و نامهای کتابهای بیرونی، تصحیح و ترجمه و تعلیق از مهدی محقق، تهران ۱۳۶۶ ش. قربانی، ابوالقاسم، تحقیقی در آثار ریاضی ابوریحان بیرونی: تحریری نوین از بیرونی نامه، تهران، ۱۳۷۴ ش. تحلیل نثر فارسیِ ابوریحان بیرونی و برخی از فواید لغوی التّفهیم، اسماعیل حاکمی
David Plant زندگینامه ابوریجان بیرونی
Carl Brockelmann
Geschichte der Arabischen Litteratur
A New Edition, with a Preface by Jan Just Witkam
Brill Academic Pub, 1996
ترجمه انگلیسی التفهیم ابوریحان بیرونی - Robert Ramsay wright The Book of Instruction in the Elements of the Art of Astrology
[نهفتن] ن
ب
و
ستارهشناسی در دوران اسلامی
ستاره شناسان
سدهٔ ۸ام احمد نهاوندی
فضل پسر نوبخت
ابراهیم فزاری و محمد بن ابراهیم فزاری
ماشاالله بن اطهری
یعقوب بن طارق
سدهٔ ۹ام ابومعشر بلخی
ابوسعید جرجانی
ابن کثیر فرغانی
ابویوسف کندی
ابوعبدالله محمد بن عیسی ماهانی
حجاج بن یوسف بن مطر
حبش حاسب
علی بن عیسای اسطرلابی بنوموسی
ابوالعباس ایرانشهری
خالد پسر عبدالمالک
محمد بن موسی خوارزمی
سهل بن بشر
ثابت بن قره
ابوسعید ضریر گرگانی
سدهٔ ۱۰ام عبدالرحمان صوفی
ابومحمود حامدبن خضر خجندی
ابوجعفر خازن خراسانی
ابوسهل بیژن کوهی
ابوالوفای بوزجانی
احمد بن یوسف
بتانی
القبیصی
ابوالعباس نیریزی ابوحامد صاغانی
ابن یونس مصری
ابراهیم بن سنان
ابوالفضل هروی
حاسب طبری
سدهٔ ۱۱ام بونصر منصور
ابوریحان بیرونی
ابن زرقالی
ابن هیثم
ابن سینا
ابن صفار
کوشیار گیلانی
صاعد اندلسی
ابوسعید سجزی
ابوحاتم مظفر اسفزاری
سدهٔ ۱۲ام بطروجی
بهاءالدین مروزی
خازنی
سموأل بن یحیی مغربی
ابی الصلت
انوری
ابن کماد
جابر بن افلح
خیام
شرفالدین طوسی
سدهٔ ۱۳ام ابن بناء
ابن هائم
جمالالدین بخاری
محیالدین مغربی
خواجه نصیرالدین طوسی
قطبالدین شیرازی
شمسالدین سمرقندی
زکریای قزوینی
ابن ابی الشکر
مؤیدالدین اوردی
اثیرالدین ابهری
محمد بن ابوبکر فارسی
سدهٔ ۱۴ام ابن شاطر
شمسالدین خلیلی
ابوالعقول
نظامالدین حسن نیشابوری
سدهٔ ۱۵ام علیبن محمد سمرقندی (ملاعلی قوشچی)
بدرالدین عبدالواجد
غیاثالدین جمشید کاشانی
قاضیزاده رومی
الغبیگ
سبط ماردینی
شهابالدین بن مجدی
ابواسحاق کوبنانی
سدهٔ ۱۶ام مولانا عبدالعلی بیرجندی
شیخ بهایی
پیری رئیس
تقیالدین محمد بن معروف
سدهٔ ۱۷ام Yang Guangxian (en)
احمد خانی
آثار
عجایبالمخلوقات
نام ستارهها در زبان عربی
کتاب المناظر
رسائل اخوان الصفا
گاهشماری هجری قمری
نقشه آسمان
نزهة المشتاق فی اختراق الآفاق
التفهیم
زیج زیج آلفونسو
سالنما
جدول نجومی
صورالکواکب
کاتالوگ ستارهای
زیج تولد
توابع مثلثاتی
زیج ایلخانی
زیج سلطانی
سلمالسماء
ابزارها آلیداد
رایانه قیاسی
روزنه
حلقهدار
اسطرلاب
ساعت نجومی
گلوب آسمانی
گلباد
قطبنما
صفحه جهتیاب
دیوپترا
حلقه استوایی
Equatorium
کره جغرافیایی
کاغذ میلیمتری ذرهبین
سازال دیواری
اسطرلاب ناوبری
سحابی
جهاننمای مسطح
ربع (ابزار)
چارک
سدس
مقیاس ارتفاع
چرخه ستارهیاب
ساعت آفتابی
تلسکوپ
سهشاخ/ذاتالشعبتین
مفاهیم مقنطر/دایرهٔ ارتفاع
اوج و حضیض
اخترفیزیک
انحراف محوری
سمت
مکانیک سماوی
کرههای آسمانی
مدار دایروی
فلک تدویر
حرکت انتقالی زمین
حرکت وضعی زمین
خروج از مرکز مداری
دایرةالبروج
مدار بیضی
اکوانت
کهکشان
زمینمرکزی
انرژی پتانسیل
گرانش
خورشیدمرکزی
لختی
کیهانشناسی اسلامی
مهتاب
فرضیه چندجهانی دیدگاه مسلمانان درباره ستارهبینی
انحراف محوری
اختلافمنظر
حرکت تقدیمی
حرکت ترقصی
قبله
اوقات شرعی
وزن مخصوص
زمین مدور
نور ستاره
Sublunary sphere نور سفید خورشید
ابرنواختر
کرانداری زمانی
نوسان حرکت تقدیمی
مثلثسازی
جفت طوسی
گیتی
مراکز دانشگاه الازهر
دارالحکمه
بیتالحکمه
ستارهشناسی در دوران اسلامی
رصدخانه تقیالدین استانبول
مدرسه (اسلام)
رصدخانه مراغه
رصدخانه
بنیاد پژوهشی
رصدخانه الغبیگ مسجد اموی دمشق
دانشگاه قرویین
تأثیرپذیرفته ستارهشناسی بابلی
ستارهشناسی قبطی
ستارهشناسی یونانی
ستارهشناسی هندی
تأثیرگذاشته ستارهشناسی بیزانسی
ستارهشناسی چینی
ستارهشناسی اروپایی
ستارهشناسی هندی
ردهها: آثار ابوریحان بیرونی کتابهای ریاضی کتابهای فارسی نثر فارسی دوره تکوین نثر مرسل فارسی
التفهیم لاوائل صناعه التنجیم(۱۳۹۰)
عنوان اثر: التفهیم لاوائل صناعه التنجیم صاحب اثر: ابوریحان بیرونی ( ۳۶۲ تا ۴۴۰ هجري قمري) محل نگهداري اثر: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شوراي اسلامی ایران تاریخ ثبت اثر در حافظه جهانی یونسکو: سال ۱۳۹۰ اهمیت اثر: ابوریحان به زبانهاي عربی و سانسکریتتسلط داشت اما یگانه اثري که از او به زبان فارسی برجا مانده التفهیم است. این کتاب، کهنترین متن فارسی در ریاضیات و نجوم است و از نظر صحت و اعتبار مطالب علمی و اهمیت ادبی در بین آثار فارسی پس از اسلام کممانند است. ابوریحان این کتاب را به روش پرسش و پاسخ و به ترتیبی که درك آن براي نوآموزان علم نجوم آسان باشد، در نیمه اول سده پنجم ه.ق براي دختر نوآموز ایرانی نوشته است. اهمیت این اثر باعث شده تا به چندین زبان زنده دنیا مانند انگلیسی، ایتالیایی، آلمانی، روسی و تاجیکی نیز ترجمه شود.
جهت دانلود کلیک نمایید
مجموعه اسناد تشکیلات اداری آستان قدس رضوی(۱۳۸۸)
خرداد ۱۷, ۱۳۹۵
شاهنامه بایسنقری(۱۳۸۶)
خرداد ۱۷, ۱۳۹۵
مسالکالممالک اصطخری(۱۳۹۴)
خرداد ۱۷, ۱۳۹۵
نقشه
تمامی حقوق محفوظ و مربوط به کمیسیون ملی یونسکو - ایران می باشد
طراحی و پیاده سازی توسط شرکت نرم افزاری لوح نگار جوانه
تاب نایاب " التفهیم (لتَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم) " اثر گرانسنگ بزرگدانشمند ایرانی " ابوریحان بیرونی " میباشد.
كتاب التفهیم (لتَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم) در اوایل سده پنجم هجری توسط ابوریحان به رشته تحریر درآمد. التفهیم نخستین کتاب فارسی نگارش یافته در زمینه سه علم ستارهشناسی، هندسه و حساب میباشد. این کتاب به هنگامهی سیطره غزنویان بر ایران، نوشته شده بود. این کتاب همچنین از لحاظ زبانشناسی نیز بسیار مهم است چرا که ابوریحان تا حد امکان از لغات و واژگان با ریشه پارسی در این کتاب بهره برده است.
دانلود کتاب التفهیم (لتَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم) را به دانشجویان ستارهشناسی و نجوم پیشنهاد میکنیم.
دمه
بیرونی کتاب التفهیم لأوائل صناعه التنجیم را چنان که خود تأکید کرده در 420 ق مطابق با 398 یزدگردی و به خواهش ریحانه دختر حسین خوارزمی نوشته است. موضوع کتاب التفهیم، همچنان که از نامش پیداست مقدماتی درباره ی «صناعت تنجیم» یا همان احکام نجوم است. در گفتار چهارم دلایل غیر قابل انکاری درباره ی بی اعتقادی ابوریحان به احکام نجوم ذکر شد. اما علاقه ی فراوان ابوریحان به پژوهش های محض از یک سو، و خواهش ریحانه دختر حسین خوارزمی از سوی دیگر موجب شده که کتابی در زمینه ی احکام نجوم فراهم آورد.
شیوه ی نگارش این اثر
در واقع وی قصد داشته خودآموزی مقدماتی برای ریحانه و دیگر علاقه مندان به احکام نجوم بنویسد و به همین سبب مطالب کتاب را در قالب پرسش هایی از جانب شاگرد و پاسخ آن از جانب استاد تنظیم کرده، زیرا به گمان وی این شیوه برای نوآموزان مناسب تر است. البته ناگفته پیداست که مطالعه ی مباحث نجومی و احکام نجومی نیازمند آگاهی از برخی مطالب یا به تعبیر امروزی، خواندن پیش نیازهایی است که ابوریحان در فصول اولیه ی کتاب این پیش نیازها را نیز تدریس کرده است. زیرا به نظر وی، برای آنکه انسان شایسته ی عنوان ستاره شناس گردد، باید هندسه، شُمار (حساب)، کیهان شناسی (و البته نحوه ی کار با اسطرلاب) و سرانجام مباحثی از علم نجوم را نیک بداند.
بحثی درباره ی زبان تألیف التفهیم
امروزه یک روایت فارسی بسیار کهن و یک روایت عربی از التفهیم به دست ما رسیده است. پژوهشگران معاصر درباره ی این که آیا ابوریحان هر دو متن را به طور مستقل تألیف کرده یا نحست این اثر را به یکی از این دو زبان نوشته و سپس همان متن را به زبان دیگر ترجمه کرده به تفصیل بحث کرده اند. اما در هر صورت هیچ کس تا کنون در مورد این که روایت فارسی این کتاب (چه اصل باشد و چه ترجمه) به قلم خود بیرونی است، تردید نکرده اند. در این صورت باید گفت که کتاب التفهیم تنها اثر فارسی بیرونی و همچنین کهن ترین متن نجومی فارسی است که به دست ما رسیده. جلال همایی مصحح روایت فارسی این کتاب «با دقتی که در جزئیات مطالب و عبارات مبذول داشته و شواهد و قرائنی که به دست آورده است شکی ندارد که یکی اصل و دیگری ترجمه است. لیکن ترجمه ای که تمام نکات و دقایق ادبی هر دو زبان در آن رعایت شده و گاه بطوری از یک زبان به زبان دیگر برگشته که یکی، بهترین راهنمای تصحیح دیگری است». وی سپس برای اثبات این مدعی بخش هایی از دو روایت را به موازات یکدیگر آورده است. از جمله دلایلی که می توان بر ترجمه ی یکی بر دیگری اقامه کرد اشاره ی ابوریحان به یک تاریخ مشخص در هر دو متن است که بعید است هر دو بخش را به دو زبان و هم زمان نوشته باشد. اما همایی به رغم بررسی مکرر دو روایت نتوانسته است تقدم یکی بر دیگری را اثبات کند. زیرا به نظر وی برای تقدم هر یک بر دیگری قرائنی دیده می شود. از جمله قرائن تقدم فارسی این است که عربی نویسی ابوریحان در این کتاب با دیگر تألیفاتش تفاوتی دارد. بدین معنی که روح فارسی زبانی ابوریحان در ترکیبات و تعبیرات این کتاب آشکارتر و محسوس تر از دیگر مؤلفات اوست. همچنین نگارش این کتاب برای نوآموزی فارسی زبان (ریحانه دختر حسین خوارزمی) می تواند دلیلی دیگر بر تقدم روایت فارسی باشد. اما از جمله قرائن تقدم عربی بر فارسی می توان به شباهت بسیار برخی مواضع روایت فارسی به ترجمه های عربی اشاره کرد. هر چند در برخی تألیفات فارسی همان زمان نیز می توان این تأثیر را به وضوح مشاهده کرد. اما برخی از محققین (از جمله قزوینی در حواشی چهار مقاله) برآنند که هر یک از این دو متن تألیفی جداگانه هستند که از روی یک الگو نوشته شده اند.
مباحث کتاب
موضوعات مهم کتاب از این قرار است: باب نخستین در هندسه: ابوریحان در این بخش نخست هندسه را «دانستن اندازه ها و چندی یک از دیگر و خاصیت صورت ها و شکل ها که اندر جسم موجود است...» تعریف می کند و سپس به تعریف اصطلاحاتی همچون جسم (حجم)، سطح، خط، نقطه، سطح و خط راست و زاویه می پردازد. اما نکته ی جالب توجه در تعاریف این بخش آن است که ابوریحان به هیچ وجه نظم کتاب اصول اقلیدس را رعایت نکرده است. اقلیدس در مقاله ی اول اصول هندسه نخست نقطه و در آخر سطح را تعریف کرده و تعریف حجم را به مقاله ی 11 (که هندسه ی فضایی از آنجا آغاز می شود) واگذار کرده است. در حالی که ترتیب ذکر این تعریف ها در کتاب ابوریحان تقریباً برعکس است. به لحاظ اهمیت این تعاریف به طور خلاصه بدان ها اشاره می شود (ترتیب ذکر آنها در التفهیم رعایت شده است.) برای آسان شدن مقایسه ی این تعاریف با تعاریف اقلیدس، شماره ی مقاله ی کتاب اصول با اعداد رومی و در کنار آن شماره ی تعریف مورد نظر خواهد آمد (مثلاً I, 5 یعنی تعریف پنجم از مقاله ی نخست اصول): تعریف جسم (XI, 1)، سطح چیست؟ جسم ناچاره بی نهایت نبود به همه سو و نهایت او سطح است (XI, 2)... و سطح طول است و عرض بس (I, 5)... خط چیست؟ اگر بسیط را نهایت باشد آن نهایت او ناچاره خطی باشد (I, 6) و آن خط طولی باشد بی عرض (I, 2)... نقطه چیست؟ چون خط را نهایت باشد نهایت او نقطه بود (I, 3)... نقطه را نه طول است و نه عرض و نه عمق (I, 1). سطح و خط راست کدامند؟ اما سطح راست کوتاه ترین سطح است اندر میان دو خط که نهایت اواند (تعریف بسیار ناقص و نارسا و در واقع از دیدگاه یک کتاب اصولی در هندسه، تعریفی غلط است. چون این دو خط باید متوازی باشند و ابوریحان تا این موضع توازی را تعریف نکرده است، مقایسه کنید با اقلیدس، (I, 7) و خط راست کوتاه ترین خط است اندر میان دو نقطه که نهایت اواند (مقایسه کنید با اقلیدس، I, 4). تعریف زاویه ی مسطحه و انواع آن (I, 8, 9, 10, 11)؛ تعریف دایره (I, 14) و مرکز و قطر آن (I, 15, 16, 17) تعریف مثلث (I, 18 که البته تعریف همه ی چند ضعلی ها است)، و انواع آن (I, 20, 21) تعریف چهارضلعی (I, 19) و انواع آن (I, 20). تردیدی نیست که ابوریحان به مزایای ساختار و نظم موجود در کتاب اصول اقلیدس آگاه بوده و می دانسته که تعاریفی که در آغاز التفهیم یاد کرده نمی تواند پایه ی یک دستگاه ریاضی دقیق باشد. اما وی در این کتاب بیش از آنکه قصد بیان دقیق و مرتب تعاریف و اصول هندسه را داشته باشد، کوشش کرده است تا تعاریفی ملموس به نوآموز ارائه دهد. و بدین لحاظ نخست جسم را که وجود خارجی دارد تعریف و سپس هر یک از اصطلاحات سطح، خط و نقطه را به ترتیب با استفاده از تعریف اصطلاح قبلی تعریف کرده است. از جمله دیگر مباحث (در واقع تعاریف) این بخش اینهاست: انواع چهار ضلعی ها و اصطلاحات مربوط بدان ها، دایره، «شکل بر دائره» (چند ضلعی محیطی) و «دایره بر شکل» (محاطی)، نسبت، تناسب، مقدارهای متناسب و ابدال، ترکیب و تفصیل و قلب نسبت، نسبت مؤلف، تعریف ارتفاع مثلث و مثلث های متشابه، نسبت متکافی، مکعب، منشور، ستون راست و کژ (انواع استوانه، و در ضمن تعریف آنها اشاره به بسیار پهلو یا چند ضلعی) و تیر ستون (ارتفاع استوانه)، مخروط کژ و راست، چند شکل اندر کره تواند بود؟ (چند وجهی های منتظم محاطی) دایره های بزرگ (عظیمه) و خُرد. باب دوم در شمار: تعریف یکی (واحد) آن است که یگانگی بر او افتد و بدو نام زده شود. و از تمامی نگردد و اندر قوت همه ی عددهاست و همه ی خاصیت های ایشان... برخی از توضیحات ابوریحان در این بخش جالب توجه و در برخی موارد بیشتر شبیه یک بازی منطقی است؛ مانند: یکی چگونه پاره همی شود و به چند پاره؟ اما یکی حقیقی پاره نشود، که اگر پاره شود یکی نبود بلکه آن پاره ها بود...؛ عدد چیست؟ جمله ای است از یک ها گرد آمده. و از این جهت یکی را از عدد بیرون آوردن و گفتند که عدد نیست زیرا که جمله نیست؛ عددهای طبیعی کدامند؟ آنند که ابتدا از یکی کنند و زیادت یک یک همی کنند... و نیز آن را عددهای متوالی خوانند ای (یا) یک از پس دیگر؛ شمار (علم حساب) چیست؟ به کار بردن عدد و خاصیت های او اندر بیرون آوردن چیزها اِما (یا) به (= با) جمله کردن و اِمّا به پراکندن یعنی به فزودن یا به کاستن؛ ضرب چیست؟ عدد را چند بار عدد دیگر کردن است...؛ قسمت چیست؟ قسمت بیرون آوردن بهر (= سهم) یکی است از آن چیزها که قسمت همی کنی... در پایان این باب بار دیگر به مقدماتی بودن این کتاب اشاره کرده است: و این مقدار کفایت کند از حدیث شماره آن کس را که مدخل همی خواهد. باب سیوم (سوم) در کیهان شناسی: یا به تعبیر ابوریحان در «حالهاء آسمان و زمین». در این بخش به این مطالب پرداخته است: تعریف فلک و تعداد آنها، زانسوی هشتم فلک، سَماء (به تازیه، پارسیان او را آسمان نام کردند یعنی ماننده ی آس)، ستاره ی ایستاده (به پارسی: بیابانی) و رونده، حرکت نخستین غربی و دوم شرقی (به تعبیر امروزی: حرکت انتقالی و وضعی زمین)، افق، دایره ی نیم روزان (نصف النهار)، سپیده و شفق،... سوختن ستاره، ماه چگونه همی فزاید و همی کاهد؟؛ صورت های منطقه البروج (با جدولی حاوی شمار ستارگان هر صورت بر حسب درخشندگی یا قدر ظاهری)، نام های دیگر (غالباً فارسی) ثوابت و سیارات، منازل 28 گانه ی ماه نزد تازیان؛ و اصطلاحات دیگر علم نجوم و هیأت. و نیز شرح اصطلاحات گاهشماری (اسامی ماه ها نزد اقوام مختلف، نسیء، نام روزهای پارسیان، اعیاد مهم ملل مختلف)، علم انواء (تقریباً هواشناسی / ستاره شناسی سنتی اعراب و نه مسلمانان). باب چهارم در اسطرلاب: شامل واژه شناسی و اندام های اسطرلاب، و شرح خطوط و نشانه های پشت و روی آن، انواع اسطرلاب و نحوه ی کارکردن با آن از جمله: دانستن سایه و ارتفاع، یک از دیگر؛ پیدا کردن طالع و ارتفاع آفتاب،... دانستن پهنای جوی یا پاره ای از زمین که رَسَن برو نتوانی کشیدن و نتوانی پیمودن؛ دانستن ژرفای چاه، دانستن درازی مناره یا دیواری اگر به بُنَش توان رسیدن... باب پنجم در احکام نجوم: طبع و سرشت برج ها، برج های آواز دهنده و بی آواز، برج های مردم و جز مردم، دلالت برج ها بر بسیاری چیزها از جمله: فرزندان و زادن، نکاح، بادها، اندام های مردم... که غالب این مطالب همراه با جدولی است.
اشارات دانشمندان دوره ی اسلامی به التفهیم
1. شهمردان بن ابی الخیر در کتاب روضه المنجمین (به فارسی، تألی 466 ق): وی چند بار از التفهیم بهره گرفته است: 1) ص 77-78: شباهت میان آن و روایت فارسی (ص 400-401) اندک است. احتمالاً این موضوع ناشی از تلخیص بیش از حد سخن بیرونی است. 2) وی همچنین جدول دوستی و دشمنی سیارات را که ابوریحان از ابوالقاسم فلسفی (400) و هندیان (401) نقل کرده یکجا و تنها به نام ابوالقاسم فلسفی آورده است (البته به واسطه ی بیرونی). 4) باب دوم از خبی و ضمیر: مدت اندیشه کردن: جالب آنکه هنگام آوردن مطالب مربوط به این موضوع از عدم اعتقاد ابوریحان به این خرافات اشاره کرده است: و هر چند خواجه ابوریحان این را تارک است و گوید منجم از بهر حجت درجه ی اعتذار خویش فرماید. (1) 2. حسن قطان مروزی (465-548 ق) در کتاب کیهان شناخت (به فارسی، نگارش 498 ق در مرو): به گفته ی همایی این کتاب هم در روش تألیف و هم در نظم و ترتیب فصول و ابواب و هم در بیان مطالب سر تا پا اقتباس و تقلید از کتاب التفهیم است و گاهی عین عبارات تفهیم را با اندکی دخل و تصرف آورده است (ص مب تا مد). وی از ابوریحان نام نبرده است. 3. ابوالمحامد غزنوی در کتاب کفایه التعلیم فی صناعه التنجیم (به فارسی، تألیف 542 ق) وی این کتاب را به تقلید از باب آخر التفهیم (احکام نجوم) نگاشته و منصف ترین و شایسته ترین کسی است که بدین کار پرداخته است. وی در چند مورد نیز به نرمی و با رعایت احترام از ابوریحان انتقاد کرده است. بدین شرح: 1) اعتراض بر شمار ستارگان داخل صورت ثور و خارج صورت اسد (تنها با ذکر اختلافات به شکل «و استاد ابوریحان در التفهیم... آورده است»). این اختلاف ناشی از خطای راه یافته در نسحه ی مورد استفاده ی ابوالمحامد بوده است و نه خطاب ابوریحان؛ 2) اعراضت بر مقدار حرکت وسط زهره و عطارد بدین صورت: «... و استاد ابوریحان رحمه الله علیه در تفهیم آورده است که... و این سهو نمی دانم که از ناسخ است یا از طغیان قلم وی». عبدالعلی بیرجندی در فصل 8 از باب دوم شرح تذکره ی خواجه نصیرالدین بر هیئت اعتراض ابوالمحامد را بر استاد ابوریحان دفع کرده است؛ 3) تندترین انتقاد ابوالمحامد از بیرونی به نظر وی درباره ی قرانات مربوط می شود بدین صورت: «و این قول که قران بر سه نوع است از استاد پسندیده نیست؛ برای آنکه سهو است و گمان آن است که این سهو از طغیان قلم است و حق آن است که چهار قران است». 4) در یک مورد هنگام نقل گفتار ثمره ی منسوب به بطلمیوس درباره ی خبّی و ضمی و شرح آن آورده است» «... و طایفه ای که از این سر خبر نداشتند بر گفته ی منجمان استهزاء کردند چنانکه استاد ابوریحان می گوید در تفهیم» خواننده ای که با عقاید بیرونی آشناست و می داند که بیرونی خود از استهزاءکنندگان است می پندارد که ابوالمحامد بیرونی را در زمره ی بی خبران از این سرّ دانسته است. اما در واقع وی از سخن بیرونی در این باره (ص 538) درست عکس آنچه را که بیرونی در نظر داشته، دریافته و از این رو سخن استاد ابوریحان را به عنوان شاهد خود می آورد! اما شهمردان بن ابی الخیر منظور ابوریحان را به خوبی دریافته. 4. نظامی عروضی در چهار مقاله: تألیف حدود 550 ق: در آغاز مقالت سوم در علم نجوم: «ابوریحان بیرونی در کتاب التفهیم فی صناعه التنجیم باب اول بگوید که مرد نام منجمی را سزاوار نشود تا در چهار علم او را غزارت نباشد.» 5. فخرالدین رازی (د 606 ق) در حدائق الانوار فی حقایق الاسرار مشهور به جامع العلوم و جامع ستینی تعریف ابوریحان از هندسه را این چنین به باد انتقاد گرفته است: «بوالریحان در اول کتاب تفهیم می گوید: الهندسه علم المقادیر و این سخن باطل است. زیرا که مهندس (یعنی هندسه دان) از احوال نقطه بحث کند و اگرچه آن از کمیات نیست؛ بلکه چنانکه هندسه ناظر است در کمیات متصل و احوال و خواص آن، همچنان ناظر است در احوال نقطه و خواص آن.» فخر رازی یکی از برجسته ترین دانشمندان ایرانی به شمار می رود که به سبب انتقادها و تردیهای فراوانش در میان دانشمندان دوره ی اسلامی به «امام المُشَکّکین» مشهور بود. اما این اعتراض وی نیز همچون اعتراضات دیگر او رنگ و بویی فلسفی دارد، با این تفاوت که این بار وی جایگاه خود و جایگاه بیرونی در هندسه را نشناخته و اعتراضی سخت نابجا کرده است. زیرا در هندسه احوال نقطه نیز با مقادیر مشخص می شود. به عنوان مثال وضعیت نقطه ی A را نسبت به دایره ی C به مرکز O و شعاع R در نظر بگیریم. نقطه نسبت به این دایره 3 حالت می تواند داشته باشد که هر یک از آنها را می توان با مقایسه ی اندازه ی شعاع دایره و فاصله ی میان A و O مشخص کرد:
وضعیت نقطه نسبت به دایره
رابطه ی میان OA و R
نقطه ی A درون دایره است.
OA
نقطه ی A روی محیط دایره است.
OA = R
نقطه ی A بیرون دایره است.
OA > R
چنان که دیدیم، وضعیت یا به تعبیر فخر رازی احوال نقطه نسبت به دایره را نیز می توان تنها با مقایسه ی مقادیر نشان داد. پس از انتقاد فخر رازی بر بیرونی که هندسه را علم مقادیر دانسته بی مورد است. 6. یاقوت حموی در کتاب معجم البلدان: در باب های اول تا چهارم آنجا که درباره ربع مسکون، مساحت زمین و اقالیم سبعه سخن می گوید بارها از ابوریحان و به ویژه کتاب التفهیم او یاد کرده و در برخی جای ها برخی عبارات روایت عربی التفهیم را از روی یک نسخه ی خطی به خط خود ابوریحان کلمه به کلمه آورده است. 7. مسعود سعد سلمان شاعر پارسی گوی ایرانی ضمن قصیده ای در مدح سیف الدوله ابوالقاسم محمود بن ابراهیم بن مسعود حکمران غزنوی هند گفته است: (2)
بسال پَنجَه [50] ازین پیش گفت بوریحان بدان کتاب که کرده است نام او تفهیم
که پادشاهی صاحبقران شود بجهان چو سال هجرت بگذشت «تی و سین و سه جیم»
«تی و سین و سه جیم» به حساب جمل (3) برابر سال 469 ق می شود و 50 سال پیش از آن با اندکی چشم پوشی برابر با تاریخ تألیف التفهیم (420 ق) است. اما این حکم نجومی که مسعود سعد به ابوریحان نسبت می دهد اصلاً در کتاب التفهیم وجود ندارد. در واقع مسعود سعد تنها التفهیم را به عنوان مشهورترین اثر احکام نجومی روزگار خود یاد کرده است. همچنین به نظر همایی شرف الدین محمد بن مسعود بن محمد مسعودی (شرف الدین مسعودی) در کتاب فارسی جهان دانش از این کتاب بهره برده است. در حالی که مسعودی به هیچ وجه به نام کتاب ابوریحان اشاره نکرده و تنها یک بار خواننده را برای شرح مبسوطی درباره ی صورت های فلکی 48 گانه به «کتاب ابن الصوفی و کتاب ابوریحان» ارجاع داده است. به نظر می رسد که منظور مسعودی از کتاب ابوریحان در این موضع القانون المسعودی وی باشد و نه التفهیم. زیرا توضیحات بیرونی در کتاب قانون مسعودی با تفصیل بیشتر و به نحوی شایسته تر از کتاب التفهیم به شرح در این باره پرداخته است. متن فارسی التفهیم چه از نظر قدمت و چه از نظر واژگان به کار رفته یکی از مهم ترین آثار علمی فارسی به شمار می رود (شماری از اصطلاحات فارسی کتاب التفهیم و معادل های رایج آنها در ضمن این مقاله یاد شده اند). اما متأسفانه در متن چاپ شده ی روایت فارسی مسائل بسیاری نادیده گرفته شده که از جمله ی آنها مهم ترین آنها می توان به نبود یکی رسم الخط مشخص در کل کتاب اشاره کرد. همچنین جلال همایی درباره ی خواص ادبی کتاب التفهیم به تفصیل سخن گفته است.
چاپ ها و ترجمه های التفهیم
رمزی رایت در 1934 م تصویر نسخه ای از متن عربی این کتاب را به همراه ترجمه ی انگلیسی آن در آکسفورد به چاپ رسانده است. پاول کراوس نقدی مختصر بر این چاپ نوشته است. (4) متن فارسی نیز نخست در 318 ش «با تصحیح و مقدمه و شرح و حواشی» جلال الدین همایی توسط وزارت معارف و بار دیگر در 1351 ش «با تجدید نظر و تعلیقات و مقدمه ی تازه» توسط انجمن آثار ملی (هر دو در تهران) به چاپ رسیده است. همچنین ابوالقاسم قربانی در بیرونی نامه (تهران، 1353) و تحقیقی در آثار ریاضی ابوریحان بیرونی (تهران، 1374) فصلی را به شرح اصطلاحات ریاضی التفهیم اختصاص داده است. یکی از پژوهشگران ایتالیایی این کتاب را به ایتالیایی ترجمه کرده، اما این ترجمه تاکنون منتشر نشده است. (5)
پی نوشت ها :
1. شهمردان، ص 148. اشاره به مسئله ی بیکاری و خبی و ضمیر در التفهیم، صفحات 538-539 که ابوریحان منجمان را به باد استهزاء گرفته است. 2. مسعود سعد سلمان، ص 333. 3. منظور همان است که غالباً آن را به نادرست، حساب ابجد می خوانند. 4. Kraus, Paul, Book Review: "The Book of Instruction in The Elements Of the Art of Astrology...", Bulletin of the School of Oriental Studies, Vol VII, 1935, P.997-1000. 5. این نکته را آقای دکتر محمد باقری گوشزد کردند.
منبع مقاله : آقامیرزا، آذر؛ (1388)، نادره ی دوران (مروری بر زندگی و آثار ابوریحان بیرونی)، تهران: همشهری، اول بهار 1389
منبع: راسخون ( http://rasekhoon.net/article/show/853835/ )توضیحات : کتاب التفهیم از جمله کتابهای ابوریحان بیرونی میباشد که توسط جلال الدین همایی باز نویس شده است و در سال 1362 در چاپخانه مروی در هزار نسخه به چاپ رسیده است . نکته جالب در این است که کتاب شروع به تعریف و تمجید از شاه پهلوی میکند در حالی که این کتاب در سال 1362 یعنی چند سال پس از انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است . کتاب فوق در شرایطی سختی چون جنگ ایران و عراق به چاپ رسیده است . چاپ این کتاب نشان از شلوغی و وجود بحران در ان زمان میدهد .
التفهیم لاوائل صناعة التنجیمذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
التَّفهیم (یا التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم)، کتابی در باره آموزش مبانی احکام نجوم ، نوشته ابوریحان بیرونی است.
تالیف
بر اساس قراین موجود در کتاب، بیرونی آن را در ۴۲۰ نوشته است. [۱] از آن، دو متن فارسی و عربی موجود است که در زمان بیرونی یا نزدیک به آن نوشته شده است.
← عربی
هنوز معلوم نیست که متن فارسی، ترجمه متن عربی است یا بعکس، و هر دو آنها را خود بیرونی نوشته است یا نه؛ به نظر قزوینی، [۲] خود بیرونی هر دو متن را تألیف کرده است. به نظر آقابزرگ طهرانی هم [۳] بیرونی متن فارسی را در ۴۲۰ و متن عربی را یک سال بعد نوشته، اما به نظر همائی [۴] متن عربی بر فارسی مقدّم بوده و خود بیرونی آن را به فارسی ترجمه کرده است. نیز متن فارسی را ترجمه خود بیرونی یا مترجمی ناشناخته از اصل عربی تألیف بیرونی میداند. ترجیح داشتن عربی به فارسی نزد بیرونی، از دلایل اصل قرار گرفتن متن عربی دانسته شده است.
← انگیزه
متن فارسی التفهیم برای ریحانه دختر حسین خوارزمی [۵] و متن عربی برای شخصی به نام ابوالحسن علی بن ابوالفضل خاصی [۶] [۷] نوشته شده است. در تنها چاپ متن عربی، از این شخص و نیز از کسی که متن فارسی بدو تقدیم شده، نامی نیامده است. بیرونی این کتاب را در غزنه و به هنگام پادشاهی محمود غزنوی (حک: ۳۸۷ـ۴۲۱) نوشته، [۸] ولی آن را، برعکس چند کتاب مشهور دیگرش، به هیچیک از پادشاهان غزنوی اهدا نکرده است.
محتوا
التفهیم از ۵۳۰ پرسش و پاسخ تشکیل شده است. در تعداد و ترتیب پرسشها، بین متن فارسی و عربی تفاوتی نیست.
← دیباچه
بیرونی در دیباچه [۹] مطالب کتاب را به چهار بخش هندسه ، شمار (حساب)، صورت عالم (هیئت) و احکام نجوم (تنجیم) تقسیم میکند، اما هیچیک از متنهای چاپی، با این ترتیب تقسیم بندی نشدهاند. بعضی موضوعهای خارج از این دسته بندی اما مرتبط با نجوم، چون اسطرلاب و بعضی کاربردهای آن و مقدماتی در باره بعضی گاه شماریها و بعضی مبادی جغرافیایی نیز در این کتاب مطرح شده است.
← ترتیب
ترتیب پرسشها بر اساس تقسیم بندی بیرونی در دیباچه، بدین قرار است : (بخش اول) پرسشهای ۱ تا ۷۱ هندسه؛ (بخش دوم) ۷۲ تا ۱۱۹ حساب ؛ (بخش سوم) ۱۲۰ تا ۲۳۶ هیئت ، ۲۳۷ تا ۲۴۱ جغرافیا ، ۲۴۲ تا ۲۶۷ هیئت، ۲۶۸ تا ۳۲۳ گاه شماری، ۳۲۴ تا ۳۴۶ اسطرلاب؛ (بخش چهارم) ۳۴۷ تا ۵۳۰ احکام نجوم. بخش احکام نجوم، شامل ۱۸۳ پرسش و پاسخ، مهمترین و طولانیترین بخش التفهیم است.
موضوع
فهرست بیرونی خود در فهرست آثارش، التفهیم را در گروه کتابهای «در باره احکام نجوم» گنجانده است.
اعتقاد به نجوم
در باره اعتقاد بیرونی به احکام نجوم اختلاف وجود دارد؛ به نظر همائی، [۱۱] بیرونی به احکام نجوم اعتقاد نداشته، اما به نظر زاخاو، چون بیرونی با دقت بسیار به احکام نجوم در آثار مختلفش پرداخته، به آن اعتقاد داشته است. به نوشته صلیبا، بیرونی در هنگام نقل احکام نجوم، آنها را به پیشینیان نسبت میدهد و اشارههای متعددی حاکی از بی اعتقادی به احکام نجوم دارد.
شیوه مباحث
روش کلی بیرونی در بابهای مختلف التفهیم، شروع بحث از مباحث و مفاهیمی است که توضیح آنها را برای رسیدن به مبحث احکام نجوم لازم دیده است، از جمله هندسه و عدد. [۱۲] [۱۳] اما این بحثها در نهایت اختصار و بدون ذکر تاریخچه و برهانها بیان شدهاند.
← مباحث مقدماتی
در پارهای موارد روش بیرونی در بیان مطالب با روش دانشمندان پیش از او، بویژه ریاضیدانان یونانی، متفاوت است؛ از جمله هنگام تعریف عناصر هندسه، از تعریف جسم شروع میکند و به تعریف نقطه میرسد، [۱۴] حال آنکه اقلیدس از تعریف نقطه و سطح به تعریف جسم میرسد. این ترتیب، بیانگر غلبه جنبه عملی و ملموس مفاهیم بر جنبه نظری و انتزاعی آنها در التفهیم است.
← مباحث نجومی
اما در بخشهای نجومی بیرونی کاملاً پیرو بطلمیوس است. بیرونی در التفهیم در موارد زیادی پیرو آرای دانشمندان پیش از خود بوده است، چه دانشمندان یونانی که آثار آنها به عربی ترجمه شده، چون ارشمیدس و بطلمیوس، و چه دانشمندان اسلامی که از برخی از آنها هم نام برده است. مثلاً جدولهایی که وی از تعداد و عِظَم (قدر) ستارگان به دست داده [۱۵] و تعدادی که برای ستارگان صور فلکی نوشته است، [۱۶] با تعداد و قدر ستارگان بنا به رأی بطلمیوس در مجسطی[۱۷]مطابقت میکند، هر چند اختلافهای کوچکی از این لحاظ بین متن فارسی و مجسطی دیده میشود. [۱۸]
← تازگی مطالب
در بعضی جاها نیز آرای او تازگی دارد؛ او نخستین دانشمند اسلامی است که به تعریف خطوط موازی پرداخته است. همچنین نقشه جهانی که در التفهیم ترسیم کرده است، [۱۹] اگرچه جزو نخستین نقشههای عالم اسلام نیست، بعضی نکات برای نخستین بار در آن آمده است. [۲۰]
مآخذ و منابع
بیرونی در جاهای مختلف التفهیم به افراد یا کتابهایی اشاره کرده است که میتوان آنها را از منابع او دانست، که از همه مهمتر مجسطی [۲۱] [۲۲] و اربع مقالات [۲۳] بطلمیوس است.
← منابع یونانی
وی از دیگر دانشمندان یونانی، اراتستن [۲۴] و ارشمیدس، [۲۵] و نیز از دانشمند ناشناخته، هرمس، که هشتادوپنج باب (کتاب الاساس) به او منسوب است، نام برده است. [۲۶]
← منابع اسلامی
از میان دانشمندان دوره اسلامی نیز از آرای ابومَعشَر بلخی، [۲۷] [۲۸] محمدبن جابر بَتّانی، [۲۹] ابوالعباس (فضل بن حاتم) نِیریزی، [۳۰] ماشاءاللّه (یهودی) [۳۱] و یعقوب بن اسحاق کِندی [۳۲] [۳۳] یاد کرده است.
← منابع هندی
وی از دو دانشمند هندی، به نامهای وراهامهیرا/ براهمهر [۳۴] و جنه، [۳۵] نیز نام برده است.
جایگاه و تاثیر
تأثیر متنهای فارسی و عربی التفهیم بر علوم دوره اسلامی کاملاً متفاوت است. کتابهای عربی در ریاضیات و نجوم و احکام نجوم و اسطرلاب پیش از التفهیم بسیار است، اما متنهای فارسی باقیمانده در باره این دانشها نادر است؛ ازینرو در بخشهای مختلف ریاضیات و علوم وابسته به آن التفهیم را باید قدیمترین متن فارسی موجود دانست.
توجه بزرگان
التفهیم محلّ توجه بسیاری از دانشمندان و ستاره شناسان پس از بیرونی قرار گرفت و نام آن یا عباراتی از آن به بسیاری از کتابهای علمی راه یافت. از جمله شهمردان بن ابی الخیر (شهمردان رازی) در روضة المنجمین، [۳۶] که کمتر از نیم قرن پس از التفهیم نوشته، از آن یاد کرده است. محمدبن مسعود زَکی غزنوی در کفایه التعلیم فی صناعه التنجیم، که آن را کاملاً مطابق الگوی التفهیم نوشته است، و نیز فخررازی در حدائق الانوار، از این کتاب نام بردهاند؛ اگرچه آنان اشکالهایی هم به التفهیم داشتهاند. [۳۷] مقاله سوم از چهار مقاله نظامی عروضی [۳۸] نیز با نقل عباراتی از التفهیم آغاز شده است. بین بخشی از التفهیم [۳۹] که در باره نسبت بین اعداد است، با بخشی از میزان الحکمه عبدالرحمان خازنی [۴۰] نیز شباهتهایی وجود دارد، اما معلوم نیست که خازنی این بخش را از التفهیم گرفته باشد. بیش از همه، یاقوت حموی از بیرونی و التفهیم یاد کرده است؛ وی در چند باب نخست معجم البلدان علاوه بر ذکر نام کتاب، [۴۱] پارههایی از آن را عیناً نقل کرده است. [۴۲]
نسخههای خطی
قدیمترین نسخه خطی متن عربی التفهیم (کتابت ۵۷۳) در کتابخانه چستر بیتی در ایرلند نگهداری میشود و، بر اساس نوشته وی، غروی [۴۳] نسخه مورَّخ ۶۵۸ متعلق به کتابخانه کاما در بمبئی را قدیمترین دست نویس متن فارسی معرفی کردهاند، اما نسخهای خطی مورَّخ ۵۳۸ از این متن فارسی در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است. [۴۴] از متنهای عربی و فارسی التفهیم نسخههای خطی متعدد دیگری نیز وجود دارد. [۴۵]
تلخیص و چاپ
خلاصهای نیز از متن عربی تهیه شده است. متن عربی التفهیم را نخستین بار در ۱۳۱۳ ش/ ۱۹۳۴ رمزی رایت به صورت عکسی همراه ترجمه انگلیسی آن چاپ کرد. این چاپ بر اساس نسخه خطی متن عربی مورخ ۸۳۹ است که در کتابخانه موزه بریتانی ا نگهداری میشود.
← چاپ فارسی
متن فارسی را جلال الدین همائی در ۱۳۱۸ ش با مقدمه و توضیحات مفصّل در تهران چاپ کرد. در این چاپ، کتاب برای نخستین بار به پنج باب (با احتساب بخش مربوط به اسطرلاب به عنوان باب مستقل) تقسیم شده اما چاپ عربی هیچگونه تقسیم بندی بر اساس باب ندارد.
← ویژگیها
مهمترین ویژگی چاپ فارسی استفاده از قدیمترین نسخه خطی موجود (مورخ ۵۳۸) است. [۴۶] اما در این چاپ پرسشهایی که پاسخ آنها در جدولی داده شده، بویژه در بخش احکام نجوم، جملگی (۲۳ پرسش) ساقط شده است. [۴۷]
← چاپ تاجیکی
همچنین در ۱۳۵۲ ش/ ۱۹۷۳، عاصموف متن فارسی را به خط سیریل تاجیکی در شهر دوشنبه چاپ کرد. این چاپ، به تقلید از چاپ جلال الدین همائی، به پنج باب تقسیم شده است. در ۱۳۵۴ ش/ ۱۹۷۵ ترجمه روسی روزنفلد و احمداُف از التفهیم در تاشکند منتشر شد. در این چاپ هم از چاپ فارسی جلال الدین همائی و هم از چاپ عربی استفاده شده است.
ترجمه
التفهیم به ایتالیایی نیز ترجمه شده، ولی هنوز انتشار نیافته است. [۴۸] تحقیقات زیادی نیز به زبانهای مختلف در باره التفهیم انجام شده است که ضمن آنها بخشهایی از کتاب به آلمانی و روسی، پیش از انتشار ترجمه روزنفلد و احمداُف، ترجمه شده است.
اصطلاحات ریاضی
ابوالقاسم قربانی [۴۹] فهرستی از دویست اصطلاح ریاضی این کتاب با معادل انگلیسی و شرح آنها تهیه کرده است.
کلمات سنسکریت
همچنین تقریباً یکصد کلمه سنسکریت در التفهیم وجود دارد که عموماً اصطلاحات نجومی، نام ماهها و بعضی نامهای جغرافیایی است؛ همائی [۵۰] فهرستی از این لغات را فراهم آورده است.
(۱) آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة. (۲) ابوریحان بیرونی، فهرست کتابهای رازی و نامهای کتابهای بیرونی، تصحیح و ترجمه و تعلیق از مهدی محقق، تهران ۱۳۶۶ ش. (۳) ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش. (۴) کلاودیوس بطلمیوس، المجسطی، ترجمه حجاج بن یوسف بن مطر، نسخه خطی کتابخانه لیدن هلند، ش ۶۸۰ Or، نسخه عکسی کتابخانه بنیاد دایرة المعارف اسلامی. (۵) کلودیو چکوتی، «التفهیم، به زبان ایتالیایی» (مصاحبه)، نجوم، سال ۳، ش ۶ (اسفند ۱۳۷۲). (۶) حاجی خلیفه، کشف الظنون. (۷) عبدالرحمان خازنی، کتاب میزان الحکمة، حیدرآباد دکن ۱۳۵۹. (۸) شهمردان بن ابی الخیر، روضه المنجمین، چاپ عکسی از روی نسخه خطی کتابخانه ملک، با مقدمه و فهرستها و اصطلاحات نجومی از جلیل اخوان زنجانی، تهران ۱۳۶۸ ش. (۹) مهدی غروی، «دو نسخه کهن از تفهیم بیرونی متعلق به کتابخانه مؤسسه شرقشناسی کاما ـ بمبئی»، هنر و مردم، سال ۱۲، ش ۱۳۳ (آبان ۱۳۵۲). (۱۰) ابوالقاسم قربانی، تحقیقی در آثار ریاضی ابوریحان بیرونی: تحریری نوین از بیرونی نامه، تهران ۱۳۷۴ ش. (۱۱) س مقبول احمد، «نقشه جغرافیایی»، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، در تاریخچه جغرافیا در تمدن اسلامی، تهران: بنیاد دایرة المعارف اسلامی، ۱۳۶۸ ش. (۱۲) احمد منزوی، فهرستواره کتابهای فارسی، تهران ۱۳۷۴ ش ـ. (۱۳) احمد بن عمر نظامی، چهارمقاله، چاپ محمد قزوینی و محمد معین، تهران ۱۳۳۳ ش. (۱۴) سعید نفیسی، فهرست کتابخانه مجلس شورای ملی، ج ۶، تهران ۱۳۴۴ ش. (۱۵) یاقوت حموی، معجم البلدان.
۱.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، مقدمه همائی، ص یب و بعد، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۲.
↑ احمد بن عمر نظامی، چهارمقاله، ج۱، ص۲۵۵، چاپ محمد قزوینی و محمد معین، تهران ۱۳۳۳ ش.
۳.
↑ آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۴، ص۳۶۲.
۴.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، مقدمه، ص کز ـ لح، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۵.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۲، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۶.
↑ حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج ۱، ستون ۴۶۳.
۷.
↑ آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة.
۸.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، مقدمه همائی، ص حـ ط، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۹.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۲، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۰.
↑ ابوریحان بیرونی، فهرست کتابهای رازی و نامهای کتابهای بیرونی، ج۱، ص۳۴، تصحیح و ترجمه و تعلیق از مهدی محقق، تهران ۱۳۶۶ ش.
۱۱.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، مقدمه، ص ۶۶، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۲.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۳، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۳.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۳۳، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۴.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۳ـ ۶، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۵.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۹۵ـ ۹۸، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۶.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۸۷ ـ ۸۸، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۷.
↑ کلاودیوس بطلمیوس، المجسطی، گ(۱۱۱ـ ۱۲۵)، ترجمه حجاج بن یوسف بن مطر، نسخه خطی کتابخانه لیدن هلند، ش ۶۸۰ Or، نسخه عکسی کتابخانه بنیاد دایرة المعارف اسلامی.
۱۸.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۸۷ ـ ۸۸، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۹.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۱۶۹، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۲۰.
↑ س مقبول احمد، «نقشه جغرافیایی»، ج۱، ص۸۰ ـ۸۱، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، در تاریخچه جغرافیا در تمدن اسلامی، تهران: بنیاد دایرة المعارف اسلامی، ۱۳۶۸ ش.
۲۱.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۱۵۳، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۲۲.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۲۰۹، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۲۳.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۴۰۹، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۲۴.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۹۳ به صورت اراطس، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۲۵.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۷۴، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۲۶.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۴۶۰، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۲۷.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۱۴۹، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۲۸.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۴۸۵، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۲۹.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۱۳۶، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۳۰.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۳۶۱، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۳۱.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۴۶۰، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۳۲.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۲۶۳، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۳۳.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۶۷۱، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۳۴.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۳۲۳، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۳۵.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۴۰۹، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۳۶.
↑ شهمردان بن ابی الخیر، روضه المنجمین، ج۱، ص۷۷، چاپ عکسی از روی نسخه خطی کتابخانه ملک، با مقدمه و فهرستها و اصطلاحات نجومی از جلیل اخوان زنجانی، تهران ۱۳۶۸ ش.
۳۷.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۳۸.
↑ احمد بن عمر نظامی، چهارمقاله، ج۱، ص۸۷، چاپ محمد قزوینی و محمد معین، تهران ۱۳۳۳ ش.
۳۹.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۲۱ـ۲۳، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۴۰.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ج۱، ص۱۴۱ـ۱۴۳، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۴۱.
↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۳.
۴۲.
↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۰.
۴۳.
↑ مهدی غروی، «دو نسخه کهن از تفهیم بیرونی متعلق به کتابخانه مؤسسه شرقشناسی کاما ـ بمبئی»، ج۱، ص۲۰، هنر و مردم، سال ۱۲، ش ۱۳۳ (آبان ۱۳۵۲).
۴۴.
↑ سعید نفیسی، فهرست کتابخانه مجلس شورای ملی، ج۶، ص۱۰۸، ج ۶، تهران ۱۳۴۴ ش.
۴۵.
↑ احمد منزوی، فهرستواره کتابهای فارسی، ج۴، ص۲۸۶۸، تهران ۱۳۷۴ ش ـ.
۴۶.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، مقدمه همائی بر چاپ دوم، ص ۵ـ۷، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۴۷.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، مقدمه همائی بر چاپ دوم، ص ۳۲۵ـ ۴۵۹، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۴۸.
↑ کلودیو چکوتی، «التفهیم، ج۱، ص۹ـ۱۲، به زبان ایتالیایی» (مصاحبه)، نجوم، سال ۳، ش ۶ (اسفند ۱۳۷۲).
۴۹.
↑ ابوالقاسم قربانی، تحقیقی در آثار ریاضی ابوریحان بیرونی: تحریری نوین از بیرونی نامه، ج۱، ص۳۳۶ـ۴۲۰، تهران ۱۳۷۴ ش.
۵۰.
↑ ابوریحان بیرونی، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، مقدمه، ص قفو ـ قص، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «التفهیم»، شماره۳۷۳۶.
دانلود کتاب التفهیم نوشته ی ابوریحان بیرونی
مجسمه ابوریحان بیرونی اثر محمد علی مددی
ابوریحان بیرونی کتابی دارد به نام التفهیم که به خواهش دختری ریحانه نام، نوشته شده است.
نام کامل آن “کتاب التفهیم لاوائل صناعت التنجیم ” یعنی کتابی برای فهماندن رئوس مسائل به نوآموزان صنعت تنجیم ( ستاره شناسی ) است. کتاب دقیقا مانند ترجمه ی اسمش، کتابی ساده و به فارسی روان و سلیس است. تقریبا هرکسی می تواند آن را بخواند و کامل درک کند، نیازی به هیچ پیش فرضی در علوم ندارد، همه چیز از ابتدا شرح داده شده است. و به ساده ترین نحو ممکن، می شود گفت که التفهیم ” نجوم به زبان ساده ” ی زمان خودش بوده است.
التفهیم به طرز عجیبی یک کتاب خودآموز است، نیاز به استاد و کلاس و … ندارد. در زیر می توانید این کتاب را دانلود نمایید ( این کتاب بنا به ماده ۱۲ قانون حمایت از مولفان و منصفین در مالکیت عموم قرار دارد و به همین دلیل دانلود آن قانونی است ) به یاد داشته باشید که فایل پی دی افی که دانلود می کنید ۱۰۸۰ صفحه است که تا صفحه ۳۵۵ آن، مقدمه بر کتاب است! الزامی ندارد که مقدمه و پانوشت ها را بخوانید! می توانید از ابتدای صفحه ی ۳۶۶ هم شروع به خواندن کنید و بدون کمترین سختی علم نجوم دوران ابوریحان را بیاموزید.
نام کتاب: التفهیم لأَوائل صناعة التنجیم نویسنده: ابوریحان محمد بن احمد بیرونی خوارزمی کتابشناسی: التَّفهیم «یا التَّفهیم لأَوائلِ صناعة التَّنجیم» کتابی به زبان پارسی است که ابوریحان بیرونی در آغاز سده پنجم نوشته و هفتاد سال پس از مرگش، محمدبن جورابی آماده و پاکنویس کرده است. متن پارسی کتاب را بیرونی به نام «ریحانه» دختر حسین خوارزمی نوشته است. التفهیم، نخستین کتاب پارسی است که در مورد ستاره شناسی و هندسه و حساب نوشته شده و از آنجا که نویسنده آن یکی از دانشوران سرشناس است، اهمیت بسیار دارد. ریاضیدان نامی، ابوالقاسم قربانی، فهرستی از ۲۰۰ اصطلاح ریاضی این کتاب با معادل انگلیسی و شرح آنها را تهیه کرده است. ابوریحان بیرونی در کتاب التفهیم، از خلیج پارس با عنوان دریای پارس یاد کرده، و به جشن بهاری زنان «سپندار َمزگان» نیز اشاره نموده است. این کتاب در فهرست میراث مستند برنامه حافظه جهانی یونسکو ثبت شده است. بیرونی کتاب التفهیم را در غزنه و به هنگام پادشاهی محمود غزنوی نوشته است اما بر عکس چندین کتاب مشهور خود به هیچ یک از پادشاهان غزنوی اهدا نکرده است. ابوریحان بیرونی در کتاب التفهیم تلاش کرده مقدمات علوم ریاضی و نجوم را به زبانی ساده، بیان کند و مخاطبین او نیز نوجوانانی هستند که با این علوم آشنایی چندانی ندارند. کتاب التفهیم از ۵۳۰ پرسش و پاسخ تشکیل شده و چهار بخش دارد؛ هندسه، حساب «شمار»، نجوم «صورت عالم»، و احکام نجوم «تنجیم». اگرچه واژه های سانسکریت هم در التفهیم وجود دارد که عموماً اصطلاحات نجومی، نام ماه ها و بعضی نامهای جغرافیایی است، اما ابوریحان کوشیده است در این کتاب تا آنجا که ممکن است از واژگان موجود پارسی استفاده کند. غالب این واژگان عیناً اصطلاحاتی است که از اواخر روزگار ساسانی در اخترشناسی و ریاضیات وجود داشته است، مانند: «پُری» یا «پُرماهی» برای توصیف حالتها و نور ماه، «بهر» و «بهره» به معنی قسمت و بخش… هرچند کتاب التفهیم در دوره ای نوشته شده است که آغاز دگردیسی ادبی و طلیعه سبک دوره غزنوی و سلجوقی است، لکن بخوبی پیدا است که ابوریحان زیر بارِ نوگرایی عصر نرفته و کتاب خود را به سبک قدیم یعنی به همان سادگی و استحکام و پربودن از واژگان پارسی و کاربرد افعال کامل و تمام قدیم بنا کرده و نگاشته است. شیوایی تعبیر، استواری اسلوب، زیبایی و رسایی الفاظ و عبارات، پختگی و سختگیِ معانی، سند اعتبار و استواریِ مطالب کتاب در تاریخ و آداب و رسوم و روزهای معروف و طرزِ گاهشماریِ ایرانیان میباشد. به نظر ابوالقاسم قربانی، اگر تمام جهات کتاب را در نظر بگیریم، از جمله مواضع علمی بودن، فواید تاریخی، قدمت، صحت و اعتبار مطالب و اهمیت ادبی آن، کتاب التفهیم از بزرگترین و بهترین یادگارهای پارسی در سراسر آثار پارسی پس از اسلام است که نمیتوان هیچ نظیر و مانندی برای آن یافت. متن پارسی را جلال الدین همائی در ۱۳۱۸ خورشیدی با مقدمه و توضیحات مفصّل در تهران چاپ کرد. در این چاپ، کتاب برای نخستین بار به پنج باب «با احتساب بخش مربوط به اسطرلاب به عنوان باب مستقل» تقسیم شده اما چاپ عربی هیچگونه تقسیم بندی بر اساس باب ندارد.
رئیس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی از رونمایی کتاب «التفهیم لأوائل صناعة التنجیم» اثر ابوریحان بیرونی که در فهرست حافظه جهانی یونسکو به ثبت رسیده است، در ششمین همایش تخصصی تاریخ مجلس خبر داد.
محمدرضا مجیدی، رئیس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، در گفتوگو با خبرنگار فرهنگیخبرگزاری تسنیم درباره ششمین همایش تاریخ مجلس گفت: در ادامه سلسه همایشهای تاریخ مجلس، ششمین همایش با عنوان ساختار و کارکرد مجلس شورای ملی در دورههای بیست و یکم و بیست و دوم در روز چهارشنبه دوم دیماه ١٣٩٤ در محل تالار مشروطه برگزار میشود.
وی گفت: بیش از 300 چکیده مقاله به دبیرخانه همایش رسید و حدود250 چکیده مورد تأیید هیئت علمی همایش قرار گرفت که در مجموعهای به چاپ رسیده است.
مجیدی تصریح کرد: همایش با حضور مقامات کشوری و برخی سفرا و نمایندگان کشورها و سازمانهای بینالمللی برگزار میشود. در مراسم افتتاحیه همایش، پس از سخنرانی مسئولان، از کتاب «التفهیم لأوائل صناعة التنجیم» اثر ابوریحان بیرونی که در فهرست حافظه جهانی یونسکو به ثبت رسیده است و تعدادی از انتشارات جدید کتابخانه مجلس شورای اسلامی رونمایی میشود.
وی در پایان گفت: در نشست علمی تعدادی از اساتید به ارائه مقالات خود خواهند پرداخت
«التفهیم» ابوریحان بیرونی براساس کهنترین نسخه موجود منتشر شد
«التّفهیم لاوائل صناعة التّنجیم» از روی نسخه خطی کتابخانه مجلس به صورت چاپ عکسی با مقدمه فرید قاسملو، از سوی انتشارات سفیر اردهال در تهران منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری فارس، «التّفهیم لاوائل صناعة التّنجیم» از روی نسخه خطی کتابخانه مجلس (نسخه ثبت حافظه جهانی در یونسکو)، به صورت چاپ عکسی (فاکسمیله) با مقدمه فرید قاسملو، (ضمن مجموعه تاریخ علم، فرهنگ و تمدن دوره اسلامی – شماره 6) از سوی انتشارات سفیر اردهال در تهران منتشر شد.
التّفهیم لاوائل صناعة التّنجیم، اثر دانشمند پرآوازه ایرانی، ابوریحان بیرونی (362 تا 440 ق) کتابی است برای آموزش نجوم. ابوریحان آن را چنان که خود گوید، به روش پرسش و پاسخ و به ترتیبی که درک آن برای نوآموزان علوم آسان باشد، به خواهش ریحانه دختر حسین خوارزمی، در سال 420 ق تصنیف نموده است. وی برای درک بهتر خواننده از مطالب این کتاب که یک خودآموز است، آن را با هندسه و حساب آغاز میکند، بعد به هیئت عالم میپردازد، سپس به تقویم ایام و انواع گاه شماری، سرانجام پس از معرفی ابزاری چون اسطرلاب و انواع آن به احکام نجوم میرسد که هدف اصلی این کتاب و حاوی 530 پرسش و پاسخ آن است.
اگر چه کتاب التفهیم را بدون تردید خود ابوریحان در کمال مهارت و استادی، با موجزترین عبارات، به دو زبان فارسی و عربی نگاشته است به ترتیبی که هر کدام از آنها تالیفی مستقل مینماید، بدون این که یکی ترجمة دیگری باشد (قدیمیترین نسخة خطّی متن عربی التّفهیم تاریخ کتابت 573 دارد و در کتابخانه چستربیتی نگهداری میشود، در حالی که نسخه مجلس در تاریخ 538 کتابت شده است) ولی باید گفت که این خودآموز نجوم، اساسا برای دختری فارسی زبان نوشته شده و کتاب انباشته از واژهها و اصطلاحات اصیل و کهن فارسی به ویژه دربارة تاریخ، آداب و رسوم، ایام معروف و روش گاه شماری ایرانیان است. در واقع این اثر، چکیدهای از دانش بیرونی در ریاضی و نجوم، و گنجینهای مالامال از فوائد علمی و ادبی است.
کتاب حاضر چاپ عکسی (فاکسمیله) از روی کهنترین نسخة فارسی موجود از التفهیم است و کتابت آن، با زمان خود نویسنده کمتر از صد سال فاصله دارد. در واقع این نسخه، قدیمیترین متن فارسی در ریاضیات و نجوم نیز به شمار می رود. این نسخه با 246 برگ، 492 صفحه، هر صفحه 15 سطر، به خط نسخ با کتابت محمدبن جورابی در تاریخ روز پنجشنبه ششم صفر سال 538 ق، بر روی کاغذ ریحانی با جلد تیماج سرخ ضربدار، به ابعاد 25*5/19 به شماره ثبت 2132 در مخزن خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی ایران نگهداری میشود .
اصالت و اعتبار این اثر را نسخه شناسان و صاحبنظرانی برجسته مانند استاد همایی، استاد نفیسی و استاد حائری تایید کردهاند. نسخه دارای نام کاتب (به قلم محمد بن جورابی) و تاریخ دقیق کتابت (در تاریخ یوم الخمیس السادس من صفر سنه ثمان و ثلثین و خمس) است. همچنین ویژگیهای ظاهری نسخه اعم از رسم الخط و جنس کاغذ همگی بر اصالت نسخه دلالت میکند. بالاخره این نسخه در حافظه جهانی یونسکو ثبت شد. بیش از بیست جلسه با حضور استادان خبره و کارشناسان گروه ارزیابی برای بررسی این نسخه تشکیل شد و نسخة موردنظر، از نزدیک مورد ارزیابی قرارگرفت. فهرستهای نسخههای خطی موجود، به صورت دقیق و موشکافانه مطالعه شد و در چند جلسة کمیتة ملی حافظة جهانی و گروه ارزیابی کمیته این اثر بررسی و تأیید گردید.
التّفهیم لاوائل صناعة التّنجیم، از روی نسخه خطی کهن از متن فارسی تاریخدار آن موجود در کتابخانه مجلس، به صورت چاپ عکسی (فاکسمیله) با مقدمه فرید قاسملو، ضمن مجموعه تاریخ علم فرهنگ و تمدن دوره اسلامی (شماره 6) از سوی انتشارات سفیر اردهال منتشر شده است.
ابوریحان بیرونی
زادروز ۱۴ شهریور ۳۵۲کاث، خوارزم درگذشت ۲۲ آذر ۴۲۷ (۷۵ سال)غزنین
محل زندگی خوارزم و ری
نامهای دیگر ابوریحان محمد بن احمد بیرونی
نقشهای برجسته پدر علم انسانشناسی،زمینسنجی و هندشناسی.بنیانگذار مکانیک تجربی و نجوم تجربی.پیشگام در روانشناسی تجربی. شرکتکننده در بسیاری از زمینههای علمی. دین اسلام
ابوریحان محمد بن احمد بیرونی (زادهٔ ۱۴ شهریور ۳۵۲ خورشیدی، کاث، خوارزم - درگذشتهٔ ۲۲ آذر ۴۲۷، غزنین)، دانشمند و ریاضیدان،ستارهشناس، تقویمشناس، انسانشناس، هندشناس، تاریخنگارِ، گاهنگار و طبیعیدان برجستهٔ خوارزمی ایرانی و همهچیزدان در سدهٔ چهارم و پنجم هجری است. بیرونی را بزرگترین دانشمندِ مسلمان و یکی از بزرگترین دانشمندانِ ایرانی در همهٔ اعصار میدانند. همچنین او را پدرِ انسانشناسی و هندشناسی میدانند. وی به زبان خوارزمی، زبان فارسی، زبان عربی و زبان سانسکریت مسلط بود و با زبان یونانی باستان، عبری توراتی و زبان سریانی آشنایی داشت. بیرونی یک نویسندهٔ بی طرف در نگارشِ باورهای مردمِ کشورهای گونهگون بود و بهپاسِپژوهشهای قابلِ توجهاش، با عنوانِ اُستاد شناخته شده است.
خاستگاه
بیرونی در ۱۴ شهریور ۳۵۲ خورشیدی (۲۹ ذیقعده ۳۶۲ قمری برابر ۵ سپتامبر ۹۷۳ میلادی) در خوارزم که در قلمرو سامانیان بود به دنیا آمد. زادگاه او که در آن زمان روستای کوچکی بود، «بیرون» نام داشت. مرگش در غزنه در اوان انقلاب سلجوقیان و پادشاهی مسعود بن محمود غزنوی بودهاست و برخی درگذشتِ او را در ۲۲ آذر ۴۲۷ خورشیدی (۲۷ جمادیالثانی ۴۴۰ قمری برابر ۱۳ دسامبر ۱۰۴۸ میلادی) میدانند.
فلسفه
بیرونی دقّت و اصابت نظر خویش را مدیون مطالعات فلسفی بود، امّا او در فلسفه پیرو روش متعارف عهد خویش یعنی آن روش که به وسیلهی فارابی و نظایر آنان تحکیم و تدوین شده، نبود.[نیازمند منبع]وی همچنین از آثار فلسفی هندوان کتابهایی همچون «شامل» را به عربی ترجمه نمود.[نیازمند منبع] نامآوری و شهرت[ویرایش]
دانشنامه علوم چاپ مسکو، ابوریحان را دانشمند همه قرون و اعصار خواندهاست. در بسیاری از کشورها نام بیرونی را بر دانشگاهها، دانشکدهها و تالار کتابخانهها نهاده و لقب «استاد جاوید» به او دادهاند. ستارهشناسی و ریاضیات[ویرایش] نموداری از روشِ پیشنهادی از سوی البیرونی برای برآوردِ شعاع و دورادورِ زمین
نوشتههایی از بیرونی در دست است که به وضوح در آنها از گردشِ زمین به دورِ خودش نام برده میشود. در کتابِ «استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعةالاسطرلاب» ابوریحان میگوید: «از ابو سعید سجزی، اُسطرلابی از نوع واحد و بسط دیدم که از شمالی و جنوبی مرکّب نبود و آن را اسطرلاب زورقی مینامید و او را به جهت اختراع آن اسطرلاب تحسین کردم چه اختراع آن متکی بر اصلی است قائم به ذات خود و مبنی بر عقیدهٔ مردمی است که زمین را متحرّک دانسته و حرکت یومی را به زمین نسبت میدهند و نه به کرهٔ سماوی. بدون شک این شبههای است که تحلیلش در نهایتِ دشواری؛ و قولی است که رقع و ابطالش در کمال صعوبت است. مهندسان و علمای هیئت که اعتماد و استناد ایشان بر خطوط مساحیه(= مدارات و نصف النهارات و استوای فلکی ودائرةالبروج) است؛ در نقضِ این شبهه و رد آن عقیدت بسی ناچیز و تهی دست باشند و هرگز دفع آن شبهه را اقامت برهان و تقریر دلیلی نتوانند نمود. زیرا چه حرکت یومی را از زمین بدانند و چه آن را به کرهٔ سماوی نسبت دهند در هر دو حالت به صناعت آنان زیانی نمیرسد و اگر نقض این اعتقاد و تحلیل این شبهه امکانپذیر باشد موکول به رای فلاسفهٔ طبیعی دان است.»[۱۲] محاسبهٔ شعاع زمین[ویرایش]
بیرونی در کتاب «الاسطرلاب» روشی برای محاسبهٔ شعاع زمین ارائه میکند (بوسیلهٔ افتِ افق وقتی از ارتفاعات به افق نگاه میکنیم). بعدها در کتابِ «قانون مسعودی» ابوریحان عملی کردن این روش توسط خود را گزارش میدهد.[۱۳] اندازه گیریِ او یک درجهٔ سطح زمین را ۵۸ میل بدست آوردهاست که با توجه به اینکه هر میل عربی ۱۹۷۳٫۳ متر است، شعاعِ زمین ۶۵۶۰ کیلومتر (بر حسبِ واحدهایِ امروزی) به دست میآید که تا حدِ خوبی به مقدارِ صحیحِ آن نزدیک است.[۱۴]
خورشیدگرفتگی هشتم آوریل سال ۱۰۱۹ را در کوههای لغمان در افغانستان کنونی را رصد و بررسی کرد و ماهگرفتگی سپتامبر همین سال را در غزنه پژوهید. دانش فیزیک[ویرایش]
وی اپیکتوگرام یعنی چگال سنج (ابزاری برای سنجش وزن مخصوص در فیزیک) را اختراع نمود که با آن وزن مخصوص چیزها تعیین میشود.[نیازمند منبع] زیستشناسی و فرگشت[ویرایش]
بیرونی در فصل ۴۷ کتاب تحقیق ماللهند تلاش میکند که از دید یک طبیعیدان به توضیح این که چرا نزاعهای مهاباراتا «باید رخ میداد» بپردازد. او در آن کتاب به توضیح روندهای طبیعی و از جمله نظرات زیستشناختی مربوط به تکامل (فرگشت) میپردازد. برخی از اندیشمندان نظرات بیرونی را با داروینیسم و انتخاب طبیعی قابل قیاس میدانند.[نیازمند منبع] یکی از این نظرات مشابه با نظریه بنیادین مالتوس دربارهٔ عدم تناسب میان نسبت تولید مثل و نیازهای ابتدایی حیات است. بیرونی میگوید: «حیات جهان بستگی به دانه افشانی و زاد و ولد دارد. با گذشت زمان هر دوی این فرایندها افزایش مییابند. این افزایش نامحدود است حال آنکه جهان محدود است».[نیازمند منبع]
او سپس به این اصل موجودات زنده اشاره میکند. «هنگامی که گروهی از گیاهان یا جانوران دیگر تغییری در ساختمانشان رخ ندهد و گونه ویژه نامیرایی را بوجود آورند، اگر یکایک اعضای این گونهها به جای آنکه تنها به دنیا بیایند و از بین بروند، به زاد و ولد بپردازند و چندین بار، چندین موجود همانند خود را به وجود آورند، به زودی تمام دنیا از همان یک گونه گیاهی یا جانوری پر خواهد گشت و آنها هر قلمرویی که بیابند تسخیر خواهند کرد».[نیازمند منبع] زادگیری گزینشی و انتخاب طبیعی[ویرایش]
بیرونی سپس به تشریح انتخاب مصنوعی میپردازد:
«کشاورز زرع خود را برمیگزیند و تا جایی که میخواهد به کشت و زرع آن میپردازد و آنچه را که نمیخواهد ریشهکن میکند. جنگل دار شاخههایی که به نظرش برگزیده هستند را نگه میدارد و سایر شاخهها را میبرد. زنبورها افرادی از گروه را که تنها میخورند ولی کاری برای کندویشان نمیکنند، میکُشند».[نیازمند منبع]
وی سپس نظر خود را دربارهٔ طبیعت اعلام میکند. با کمی توجه میتوان دلمشغولیهای داروین دربارهٔ انتخاب طبیعی را در این عبارات بازیافت:
«طبیعت به شیوهای مشابه عمل میکند، ولی در تمامی شرایط رویکردش در مورد همه یکسان است. او اجازه نابودی برگ و میوه را میدهد و بدین طریق جلوی آنها را برای تولید آنچه هدف نهاییشان است میگیرد. طبیعت آنها را نابود میکند تا جایی برای دیگران باز نماید».[نیازمند منبع] حکومتهای همدوره[ویرایش]
در زمان بیرونی، سامانیان بر شمالشرقی ایران شامل خراسان بزرگتر و خوارزم به پایتختی بخارا، زیاریان بر گرگان و مازندران و مناطق اطراف، بوئیان بر سایر مناطق ایران تا بغداد، بازماندگان صفاریان برسیستان و غزنویان بر جنوب ایران خاوری (مناطق مرکزی و جنوبی افغانستان امروز) حکومت میکردند و همه آنان مشوق دانش و ادبیات فارسی بودند و سامانیان بیش از دیکران در این راه اهتمام داشتند. بیرونی که در جرجانیه خوارزم نزد ابونصر منصور تحصیل علم کرده بود، مدتی نیز در گرگان زیر پشتیبانی مادی و معنوی زیاریان که مرداویج سر دودمان آنها بود به پژوهش پرداخته بود و پس از آن تا پایان عمر در ایران خاوری آن زمان به پژوهشهای علمی خود ادامه داد. با این که محمود غزنوی میانه بسیار خوبی با بیرونی نداشت و وسایل کافی برای پژوهش، در اختیار او نبود ولی این دانشمند لحظهای از تلاش برای تکمیل تحقیقات علمی خود دست نکشید. کتابها و کارها[ویرایش] یک طراحی از کتاب فارسی بیرونی. در این نمایه، شماری از گامهای ماه به تصویر کشیده شدهاست.
بیرونی که بر زبانهای یونانی، هندی و عربی هم چیره بود، کتب و رسالات بسیار که شمار آنها را بیش از ۱۴۶ گزارش کردهاند نوشت که جمع سطور آنها بالغ بر ۱۳ هزار است. او خود در رسالهای که در بیان موءلفات محمدبن زکریای رازی در ۴۲۷ ق به عمر ۶۵ سالگی خود نوشت و در آن تألیفات خود را نیز تا همین سال شرح داد. تعداد کتابهایش را تا ان موقع یکصد و سیزده نسخه شمرده است.[۱۵]
مهمترین آثار او التنجیم در ریاضیات و نجوم، آثار الباقیه در تاریخ و جغرافیا، قانون مسعودی که نوعی دانشنامهاست و کتاب تحقیق ماللهنددربارهٔ اوضاع این سرزمین از تاریخ و جغرافیا تا عادات و رسوم و طبقات اجتماعی آن. بیرونی کتاب دانشنامه خود را به نام سلطان مسعود غزنوی حاکم وقت کرد، ولی هدیه او را که سه بار شتر سکه نقره بود نپذیرفت و به او نوشت که که کتاب را به خاطر خدمت به دانش و گسترش آن نوشتهاست، نه پول.
بیرونی، همدورهٔ بوعلی سینا بود که در اصفهان مینشست و با هم مکاتبه و تبادل نظر فکری داشتند.
بیرونی در جریان لشکرکشیهای محمود غزنوی به هند (پاکستان امروز بخشی از آن است) امکان یافت که به این سرزمین برود، زبان هندی فراگیرد و دربارهٔ اوضاع هند پژوهش کند که فراوردهٔ این پژوهش، کتاب «هندشناسی» اوست.
از دیگر آثار وی میتوان به کتاب الصیدنه فی الطب اشاره کرد که کتابی است دربارهٔ گیاهان دارویی و با تصحیح دکتر عباس زریاب خوییمنتشر شدهاست. آثار[ویرایش] چهارسو و تقسیماتِ سیاسیِ ایران، از ابوریحان بیرونی
تحقیق ماللهند: موضوع این کتاب مذهب و عادات و رسوم هندوان و نیز گزارشی از سفر به هند است.
قانون مسعودی: کتابی است در نجوم و تقویم شامل یازده بخش. در این کتاب بخشهایی مربوط به مثلثات کروی و نیز زمین و ابعاد آن و خورشید و ماه و سیارات موجود است.
التفهیم لاوایل صناعة التنجیم: این کتاب نیز در نجوم و به فارسی نوشته شدهاست و برای مدت چند قرن متن کتاب درسی برای تعلیم ریاضیات و نجوم بودهاست.
الجماهر فی معرفة الجواهر: بیرونی این کتاب را به نام ابوالفتح مودود بن مسعود تألیف کرد و موضوع کتاب معرفی مواد معدنی و مخصوصاً جواهرات مختلف است. ابوریحان در این کتاب فلزات را بررسی کرده و نوشتهاست. او نظریّات و گفتههای دانشمندانی مانند ارسطو اسحاق الکندی را دربارهٔ حدود سیصد نوع ماده معدنی ذکر کردهاست.
وی در این کتاب به شرح فلزها و جواهرهای قارههای آسیا، اروپا و آفریقا میپردازد و ویژگیهای فیزیکی ماند بو، رنگ، نرمی و زبری حدود ۳۰۰ نوعکانی و مواد دیگر را شرح میدهد و نظریهها و گفتارهای دانشمندان یونانی و اسلامی را دربارهٔ آنها بیان میکند.
الصیدنة فی الطب: این کتاب دربارهٔ داروهای گیاهی و خواص و طرز تهیه آنها نوشته شدهاست.
آثار الباقیه عن القرون الخالیه (اثرهای مانده از قرنهای گذشته): ابوریحان در این کتاب مبدأ تاریخها و گاهشماری اقوام مختلف را مورد بحث و بررسی قرار دادهاست. از جمله این اقوام - ایرانیها - یونانیها - یهودیها - مسیحیها عربهای زمان جاهلیت و عربهای مسلمان نام برده و دربارهٔ اعیاد هر یک به تفصیل سخن گفتهاست. این کتاب را میتوان نوعی تاریخ ادیان دانست. آثار الباقیه عن القرون الخالیه ابوریحان بیرونی با تصحیح عزیزالله علیزاده توسط نشر فردوس تهران در سال ۱۳۹۰ در ۵۶۰ صفحه همراه با نمایه و واژهنامه منتشر شده است.استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاصطرلاب: در باب ارائهٔ روشهای مختلف ساخت انواع اسطرلاب است. ترجمهها[ویرایش]
بیرونی بر اثر سفرهای بسیار به هند به زبانهای هندی و همچنین سانسکریت چیره بود و کتابهای مختلفی را از هندی به عربی ترجمه کرد که عبارتند از: سیدهانتا، الموالید الصغیر، کلبیاره.
او همچنین داستانهایی را از پارسی به عربی ترجمه کردهاست. از جمله این داستانها میتوان شادبهر (حدیث قسیم السرور)، عین الحیات، داستان اورمزدیار و مهریار و همچنین داستان سرخبت وخنگبت (حدیث صنمی البامیان) را نام برد. در فرهنگ عامه[ویرایش] دهانهٔ برخوردیِ بیرونی بر سمت پنهان ماه با دیدِ آپولو ۱۴
دولت جمهوری اسلامی ایران در ژوئن ۲۰۰۹ به عنوان نشانی از پیشرفت علمی صلحآمیز ساختمان-مجسمهای به شکل چهارتاقی که ترکیبی از سبکهای معماری و تزئینات هخامنشی و اسلامی در آن دیده میشود را به دفتر سازمان ملل متحد در وین هدیه داد که در محوطهٔ آن در سمتِ راستِ ورودی اصلی قرار داده شدهاست. در این چهارتاقی مجسمههایی از چهار دانشمندِ ایرانی خیام، ابوریحان بیرونی، زکریا رازی و ابوعلی سینا قرار دارد.[۱۶]
چهارتاقی دانشمندان ایرانی
مجسمهٔ ابوریحان بیرونی در دفتر سازمان ملل متحد در وین
تمبر یادبود بیرونی در هزارمین سال زادروز وی
تمبر یادبود بیرونی چاپ شده در شوروی اکتشافات، اختراعات و پژوهشها[ویرایش] بدستآوردنِ جَیب یکدرجه قاعدهٔ تسطیح کُره و ترسیم نقشههای جغرافیایی چاه آرتزین؛ این کشف را به موسیوزله منسوب کردهاند اما در واقع از اکتشافت ابوریحان بوده و سالها پیش در کتاب آثارالباقیه آمده بود.[نیازمند منبع] ترازوی ابوریحان، که یکی از دقیقترین ترازوهای تاریخ علم جهان است.[نیازمند منبع] حرکت خاصه وسطی خورشید خاصیت فیزیک الماس و زمرد جزر و مد رودها و نهرها چشمههای متناوب اشکال هندسی گُلها و شکوفهها امکان خلأ کیفیت و چگونگی ساختن عسل توسط زنبور عسل رصد خسوف و کسوف مقدار حرکت دوری ثوابت تحقیق در تأسیس دولتِ ساسانیان[نیازمند منبع] اطلاعات دقیق و کشف سلسلهٔ هخامنشیان[نیازمند منبع] تصاعیف خانههای شطرنج ساختن کره جغرافیایی ساختن آلات و افزارهای رصدی همانند سه میله، شاغول ... طرح نظریاتی دربارهٔ وجودِ قاره آمریکا قاعدهٔ یافتن سمتِ قبله و ساختنِ محراب مساجد. روانشناسی ویژگیهای امام مهدی علیه السلام -عدم بیعت با طاغوتها گویش های ایرانی در اسناد تاریخی واژگان زیست شیمی لشکرکشی محمود به هند- فتح دژ ناراین امام خمینی از نگاه علمای ربانی سیستم حسابداری کامپیوتری حلب پتالیت خواص عمومی شاره کاربر Online 1809 کاربر online ابوریحان بیرونی آنچه به اینجا پیوند دارد... دانشمندان ایرانی کیمیاگری شیمیدانان نامی اسلام فهرست اختر شناسان و فضا نوردان استرلاب کاربرد استرلاب تاریخ اسلام ابوالعباس مأمون علی اکبر دهخدا محمد زکریای رازی چگونگی آموختن دانشمندان فیزیک ابوسعید احمد بن عبدالجلیل سنجری تحولات تاریخی دانش مثلثات تمدن ایرانی تمدن ایران رودکی ابن سینا و دانش ستاره شناسی راهنماییهایی برای حل مساله علوم طبیعت > فیزیک > دانشمندان فیزیکعلوم ریاضی > ریاضی > دانشمندان ریاضی (cached) بیرونی ابوریحان محمد بن احمد بیرونی از دانشمندان بزرگ ایران در علوم حکمت و اختر شناسی و ریاضیات و تاریخ و جغرافیا مقام شامخ داشت، در سال 326 هچری قمری در حوالی خوارزم متولد شده و از این جهت به بیرونی یعنی خارج خوارزم معروف شده. هیچ اطلاعی در باره اصل و نسب و دوره کودکی بیرونی در دست نیست. نزد ابو نصر منصور علم آموخت در 17 سالگی از حلقه ای که نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده کرد تا ارتفاع خورشیدی نصف النهار رادرکاث رصد کند، و بدین ترتیب عرض جغرافیایی زمینی آن را استنتاج نماید چهار سال بعد برای اجرای یک رشته از این تشخیص ها نقشه هایی کشید و حلقه ای به قطر 15 ذراع تهیه کرد. در 9 خرداد 376 بیرونی ماه گرفتگی(خسوفی)رادرکاث رصد کرد و قبلاٌ با ابوالوفا ترتیبی داده شده بود که او نیز در همان زمان همین رویداد را از بغداد رصد کن. اختلاف زمانی که از این طرق حاصل شد به آنان امکان داد که اختلاف طول جغرافیایی میان دو ایستگاه را حساب کنند وی همچنین با ابن سینافیلسوف برجسته و پزشک بخارایی به مکاتبات تندی در باره ماهیت و انتقال گرما و نور پرداخت در دربار مامون خوارزمشاهی قرب و منزلت عظیم داشته چند سال هم در دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگیر به سر برده، در حدود سال 404 هجری قمری به خوارزم مراجعت کرده، موقعی که سلطان محمود غزنوی خوارزم را گرفت در صدد قتل او برآمد و به شفاعت درباریان از کشتن وی در گذشت و او را در سال 408 هجری با خود به غزنه برد در سفر محمود به هندوستان، ابوریحان همراه او بود و در آنجا با حکما و علماء هند معاشرت کرد و زبان سانسکریت را آموخت ومواد لازمه برای تالیف کتاب خود موسوم به تحقیق ماللهند جمعآوری کرد. بیرونی به نقاط مختلف هندوستان سفر کرد و در آنها اقامت گزید و عرض جغرافیایی حدود 11 شهر هند را تعیین نمود خود بیرونی می نویسد که در زمانی که در قلعه نندنه به سر می برد، از کوهی در مجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده کرد. نیز روشن است که او زمان زیادی را در غزنه گذرانده است تعداد زیاد رصدهای ثبت شده ای که به توسط او در آنجا صورت گرفته است با رشته ای از گذرهای خورشید به نصف النهار شامل انقلاب تابستانی سال 398 آغاز می شود و ماه گرفتگی روز 30 شهریور همان سال را نیز در بر دارد. او به رصد اعتدالین و انقلابین در غزنه ادامه داد که آخرین آنها انقلاب زمستانی سال 400 بود. بیرونی تالیفات بسیار در نجوم و هیات و منطق و حکمت دارد از جمله تالیفات او قانون مسعودی است در نجوم و جغرافیا که به نامه سلطان مسعود غزنوی نوشته، دیگر کتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه در تاریخ آداب و عادات ملل و پاره ای مسائل ریاضی و نجومی که در حدود سال 390 هجری به نام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر تالیف کرده این کتاب را مستشرق معروف آلمانی زاخائو در سال 1878 میلادی دررلیپزیک ترجمه وچاپ کرده و مقدمه ای بر آن نوشته است. دیگر کتاب ماللهند من مقوله فی العقل اومر ذوله در باره علوم و عقاید و آداب هندیها که آن را هم پروفسور زاخائو ترجمه کرده و در لندن چاپ شده است دیگر التفهیم فی اوائل صناعه التنجیم در علم هیات و نجوم و هندسه. بیرونی هنگامی که شصت و سه ساله بود کتابنامه ای از آثار محمد بن زکریای رازی پزشک تهیه نمود و فهرستی از آثار خود را ضمیمه آن کرد این فهرست به 113 عنوان سر می زند که بعضی از آنها بر حسب موضوع گه گاه با اشاره کوتاهی به فهرست مندرجات آنها تنظیم شده اند این فهرست ناقص است زیرا بیرونی دست کم 14 سال پس از تنظیم آن زنده بود و تا لحظه مرگ نیز کار می کرد به علاوه 7 اثر دیگر او موجود است و از تعداد فراوان دیگری هم نام برده شده است. تقریباٌ چهار پنجم آثار او از بین رفته اند بی آن که امیدی به بازیافت آنها باشد از آنچه بر جای مانده در حدود نیمی به چاپ رسیده است. علایق بیرونی بسیار گسترده و ژرف بود و او تقریباٌ در همه شعبه های علومی که در زمان وی شناخته شده بودند سخت کار می کرد وی از فلسفه و رشته های نظری نیز بی اطلاع نبود اما گرایش او به شدت به سوی مطالعه پدیده های قابل مشاهده در طبیعت و در انسان معطوف بود در داخل خود علوم نیز بیشتر جذب آن رشته هایی می شد که در آن زمان به تحلیل ریاضی درآمدند. در کانی شناسی، داروشناسی و زبان شناسی یعنی در رشته هایی که در آنها اعداد نقش چندانی نداشتند نیز کارهایی جدی انجام داد اما در حدود نیمی از کل محصولات کار او در اختر شناسی، اختر بینی و رشته های مربوط به آنها بود که علوم دقیقه به تمام معنی آن روزگاران به شمار می رفتند ریاضیات به سهم خود در مرتبه بعدی جای می گرفت اما آن هم همواره ریاضیات کاربسته بود از آثار دیگر بیرونی که هنوز هم در دسترس هستند و می توان اینها را نام برد: اسطرلاب، سدس، تحدید، چگالیها، سایه ها، وترها، پاتنجلی، قره الزیجات، قانون، ممرها، الجماهر و صیدنه، بیرونی در باره حرکت وضعی زمین و قوه جاذبه آن دلالیل علمی آورده است و می گویند وقتی کتاب قانون مسعودی را تصنیف کرد سلطان پیلواری سیم برای او جایزه فرستاد ابوریحان آن مال را پس فرستاد وگفت: من از آن بی نیازم زیرا عمری به قناعت گذرانیده ام و ترک آن سزاوار نیست. نظر پردازی، نقش کوچکی در تفکر او ایفا می کرد وی بر بهترین نظریه های علمی زمان خود تسلط کامل داشت اما دارای ابتکار و اصالت زیادی نبود و نظریه های تازه ای از خود نساخت ابوریحان بیرونی در سال 440 هجری در سن 78 سالگی در غزنه بدرود حیات گفت. همچنین ببینید:
در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد ابوریحان بیرونی، زندگینامه ابوریحان بیرونی ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر لینک +ابوریحان +بیرونی را کلیک نمایید و یا در دسته از سایتبیوگرافی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید
آکاایران : دانشمندان بزرگی در ایران چشم به جهان گشوده اند و اسم و رسم جهانی به دلیل نبوغ خود بدست آورده اند. یکی از دانشمندان بزرگ ایران که امروزه در سراسر جهان وی را می شناسند ، ابوریحان بیرونی است وی به دلیل نبوغ بی بدیل در اختر شناسی و ریاضیات شناخته می شود . در این مقاله ازسایت بیوگرافی آکاایران به زندگینامه ابوریحان بیرونی می پردازیم تا بیشتر با این دانشمند بزرگ ایرانی و آثار به جا مانده از او آشنا شویم.
ابوریحان بیرونی، زندگینامه ابوریحان بیرونی
ابوریحان بیرونی
ابوریحان محمد بن احمد بیرونی از دانشمندان بزرگ ایران در علوم حکمت و اختر شناسی و ریاضیات و تاریخ و جغرافیا مقام شامخ داشته، در سال 362 هجری قمری در حوالی خوارزم متولد شده و از این جهت به بیرونی یعنی خارج از خوارزم معروف شده. هیچ اطلاعی درباره اصل و نسب و دوره کودکی بیرونی در دست نیست.
نزد ابونصر منصور علم آموخت. در هفده سالگیاز حلقه ایکه نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده کرد تا ارتفاع خورشیدی نصف النهار را در کاث رصد کند و بدین ترتیب عرض جغرافیایی زمینیآن را استنتاج نماید. چهار سال بعد برای اجرای یک رشته از این تشخیصها نقشه هایی کشید و حلقه ایبه قطر پانزده ذراع تهیه کرد. در 9 خرداد 376 بیرونی ماه گرفتگی(خسوفی) را درکاث رصد کرد و قبلاً با ابوالوفا ترتیبی داده شده بودکه او نیز در همان زمان همین رویداد را در بغداد رصد کند. اختلاف زمانیکه از این طریق حاصل شد به آنان امکان داد که اختلاف طول جغرافیا ییمان دو ایستگاه را حساب کنند
ابوریحان محمد بن احمد بیرونیاز دانشمندان بزرگ ایران در علوم حکمت و اختر شناسیو ریاضیات و تاریخ و جغرافیا مقام شامخ داشته، در سال 362 هجریقمریدر حوالیخوارزم متولد شده و از این جهت به بیرونییعنیخارج از خوارزم معروف شده. هیچ اطلاعیدرباره اصل و نسب و دوره کودکیبیرونیدر دست نیست. نزد ابونصر منصور علم آموخت. در هفده سالگیاز حلقه ایکه نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده کرد تا ارتفاع خورشیدینصف النهار را در کاث رصد کند و بدین ترتیب عرض جغرافیاییزمینیآن را استنتاج نماید. چهار سال بعد برای اجرای یک رشته از این تشخیصها نقشه هاییکشید و حلقه ایبه قطر پانزده ذراع تهیه کرد. در 9 خرداد 376 بیرونیماه گرفتگی(خسوفی) را درکاث رصد کرد و قبلاً با ابوالوفا ترتیبی داده شده بودکه او نیز در همان زمان همین رویداد را در بغداد رصد کند. اختلاف زمانیکه از این طریق حاصل شد به آنان امکان داد که اختلاف طول جغرافیاییمیان دو ایستگاه را حساب کنند. ویهمچنین با ابن سینا فیلسوف برجسته و پزشک بخاراییبه مکاتبات تندیدرباره ماهیت و انتقال گرما و نور پرداخت. در درباره مأمون خوارزمشاهیقرب و منزلت عظیم داشته چند سال هم در دربار شمس المعالیقابوس بن وشمگیر به سر برده، در حدود سال 404 هجریقمریبه خوارزم مراجعت کرده، موقعیکه سلطان محمود غزنویخوارزم را گرفت در صدد قتل او برآمد و به شفاعت درباریان از کشتن ویدرگذشت و او را در سل 408 هجریبا خود به غزنه برد. در سفر محمود به هندوستان، ابوریحان همراه او بود و در آنجا با حکما و علماء هند معاشرت کرد و زبان سانسکریت را آموخت و مواد لازمه برایتألیف کتاب خود موسوم به ماللهند را جمع آوریکرد.بیرونیبه نقاط مختلف هندوستان سفر کرد و در آنها اقامت گزید و عرض جغرافیاییحدود یازده شهر هند را تعیین نمود. خود بیرونیمینویسد که در زمانیکه در قلعه نندنه (nandana) به سر میبرد، از کوهیدر مجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده کرد. نیز روشن است که او زمان زیادیرا در غزنه گذرانده است. تعداد زیاد رصدهایثبت شده ایکه به توسط او در آنجا صورت گرفته است با رشته ایاز گذرهایخورشید به نصف النهار شامل انقلاب تابستانیسال 398 آغاز میشود و ماه گرفتگیروز 30 شهریور همان سال را نیز در بر دارد. او به رصد اعتدالین و انقلابین در غزنه ادامه داد که آخرین آنها انقلاب زمستانیسال 400 بود. بیرونیتألیفات بسیار در نجوم و هیئت و منطق و حکمت دارد از جمله تألیفات او قانون مسعودیاست.
زندگینامه ابوریحان بیرونی
به نقل از آکاایران : در نجوم و جغرافیا که به نام سلطان مسعود غزنوی نوشته، دیگر کتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه در تاریخ و آداب و عادات ملل و پاره ای مسائل ریاضی و نجومیکه در حدود سال 390 هجری بنام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر تألیف کرده این کتاب را مستشرق معروف آلمانی زاخائو در سال 1878 میلادی در لیپزیک ترجمه و چاپ کرده و مقدمه ای بر آن نوشته است. دیگر کتاب «ماللهند من مقوله فیالعقل او مرذوله» درباره علوم و عقاید و آداب هندیها که آن را هم پروفسور زاخائو ترجمه کرده و در لندن چاپ شده است. دیگر «التفهیم فیاوائل صناعه التنجیم» در علم هیئت و نجوم و هندسه. بیرونی هنگامی که شصت و سه ساله بود کتابنامه ایاز آثار محمد بن زکریای رازی پزشک تهیه نمود و فهرستی از آثار خود را ضمیمه آن کرد. این فهرست به 13 عنوان سر میزند که بعضیاز آنها برحسب موضوع و گه گاه با اشاره کوتاهی به فهرست مندرجات آنها تنظیم شده اند. این فهرست ناقص است زیرا بیرونی دست کم چهارده سال پس از تنظیم آن زنده بود و تا لحظه مرگ نیز کار میکرد. به علاوه هفت اثر دیگر او موجود است و از تعداد فراوان دیگری هم نام برده شده است. تقریباً چهار پنجم آثار او از بین رفته اند بیآن که امیدیبه بازیافت آنها باشد. از آنچه برجایمانده در حدود نیمی به چاپ رسیده است. علایق بیرونی بسیار گسترده و ژرف بود و او تقریباً در همه شعبه های علومیکه در زمان ویشناخته شده بودند سخت کار میکرد. وی از فلسفه و رشته های نظری نیز بی اطلاع نبود اما گرایش او به شدت بسوی مطالعه پدیده های قابل مشاهده در طبیعت و در انسان معطوف بود.
در داخل خود علوم نیز بیشتر جذب آن رشته هایی میشد که در آن زمان به تحلیل ریاضی در آمدند. در کانی شناسی، داروشناسی و زبان شناسی یعنی رشته هاییکه در آنها اعداد نقش چندانی نداشتند نیز کارهایی جدی انجام داد اما در حدود نیمی از کل محصول کار او در اخترشناسی، اختربینی و رشته هایمربوط به آنها بود که علوم دقیقه به تمام معنیآن روزگاران به شمار میرفتند. ریاضیات به سهم خود در مرتبه بعدی جای میگرفت اما آن هم همواره ریاضیات کاربسته بود. از آثار دیگر بیرونیکه هنوز هم در دسترس هستند میتوان اینها را نام برد: اسطرلاب، سدس، تحدید، چگالیها، سایه ها، وترها، پاتنجلی، قره الزیجات، قانون، ممرها، الجماهر و صیدنه. بیرونی درباره حرکت وضعی زمین و قوه جاذبه آن دلایل علمیآورده است. میگویند وقتیکتاب قانون مسعودی را تصنیف کرد سلطان پیلواریسیم برایاو جایزه فرستاد. ابوریحان آن مال را پس فرستاد و گفت: من از آن بینیازم زیرا عمریبه قناعت گذرانیده ام و ترک آن سزاوار نیست. نظر پردازی، نقش کوچکیدر تفکر او ایفا میکرد. ویبر بهترین نظریه هایعلمیزمان خود تسلط کامل داشت اما دارای ابتکار و اصالت زیادی نبود و نظریه های تازه ای از خود نساخت.
آثار ابوریحان بیرونی:
1ـ در آثارالباقیه (الآثار الباقیه من القرون الخالیه). روز، که بارزترین و اساسی ترین واحد گاهشماری است، موضوع فصل اول است. بیرونی درباره مزایای مبداهای مختلف تقویم بحث می کند طلوع یا غروب (که بر مبنای افق اند) و دستگاههایی را که از هر یک استفاده می کنند نام می برد. بعد انواع مختلف سال را تعریف می کند سال شمسی، قمری، یولیانی و ایرانی و مفهوم کبیسه را در کار می آورد و در فصل سوم به تعریف تاریخهای مختلف و بحث در آنها می پردازد. 2 ـ قره الزیجات. کتاب مرجعی که استفاده کننده با کمک آن می توانست همه مسائل نجومی زمان خود را حل کند، و در آن تاکید بیشتر بر محسبات علمی است تا مباحثات نظری، و بدین دلیل شبیه «زیج» های اسلامی است. مباحث نظری، و بدین دلیل شبیه «زیج» های اسلامی است. مباحث این کتاب شامل قواعد تقویم نگاری، طول روز، تعیین «خداوندگار» احکامی سال و ماه روز و ساعت؛ مکان متوسط و مکان واقعی خورشید و ماه و سیارات، ساعت روز، عرض جغرافیایی محل، خسوف و کسوف، و شرایط رویت برای ماه و سیارات است.
ابوریحان بیرونی
3 ـ قانون (القانون المسعودی). این کتاب، که در میان آثار نجومی بازمانده بیرونی از همه جامعتر است، جداول عددی بسیاری را که منجمان و احکامیان قرون وسطی برای حل مسائل متعارف خود لازم داشته اند، به تفصیل شامل است، اما در آن بیش از زیجهای معمولی به گزارشهای رصدی به روش به دست آوردن روابط توجه شده است. کتاب به یازده مقاله و هر مقاله به ابواب و فصولی تقسیم شده است. 4 ـ ممرها (تمهید المستقر اتحقیقمعنی الممر). این کتاب به توصیف پدیده های احکامی محتلفی که لفظ ممر (گذر یا عبور) بر آنها اطلاق می شد، اختصاص دارد. وقتی می گوییم سیاره ای از سیاره دیگر عبور می کند، منظور این است که از لحاظ طول سماوی یا عرض سماوی یا فاصله نسبی تا زمین از آن می گذرد.5 ـ صیدنه (کتاب اصیدنه فی الطب). بیرونی حقیقت را فقط در نوشته های و گفته ها نمی جست، بلکه میل شدیدی به تحقیق مستقیم در پدیده های طبیعی داشت و این کار را گاهی در سخترین شرایط انجام می داد، و این میل او با قریحه ای در ساختن آلات و ابزار و تمایل به دقت در مشاهدات همراه بود. به دلیل علاقه ای که به دقت داشت، و نیز چون می ترسید که در جریان محاسبات دقت لازم را از دست بدهد و نتایج حاصل از رصد را به نتایج حاصل از محاسبات طولانی ترجیح می داد. 6 ـ التفهیم (التفهیم لاوائل صناعه التنجیم). کتابی است درسی در علم احکام نجوم، که بیش از نیم آن به مقدمات موضوع اصلی اختصاس دارد. کتاب هم به فارسی موجود است وهم به عربی، که ظاهرا هر دو صورت آن را ابوریحان خود فراهم کرده است، و در مجموع پنج فصل دارد. 7 ـ اسطرلاب (کتاب فی استیعاب الوجوه الممکنه فی صفعه الاسطرلاب) 8 ـ الجماهر (الجماهر فی معرفه الجواهر). 9 ـ سدس (حکایه الاله المسماه السدس الفخر). 10 ـ تحدید (تحدید نهایات الاماکن لتصحیح مسافات المساکن). 11 ـ چگالیها (مقاله فی النسب التی بین الفلزات و الجواهر فی الحیم(. 12 ـ سایه ها (افراد المقال فی امر الظلال). 13 ـ وترها (استخراج الاوتار فی الدائره). 14 ـ پاتنجلی. 15 ـ ماللهند.
ابوریحان بیرونی در سال 440 هجری در سن 78 سالگی در غزنه بدرود حیات گفت.
شما احتمالا با جستجوی کلمات زیر وارد مقاله ابوریحان بیرونی، زندگینامه ابوریحان بیرونی شده اید چنانچه مطلب مرتبط با جستجوی شما نبوده همان کلمه را در جستجوی سایت وارد کنید
دانلود زندگي نامه ابوریحان بیرونی , خلاصه زندگی نامه ابوریحان بیرونی , خلاصه زندگينامه ابوريحان بيروني, تحقیق درباره ی ابوریحان بیرونی , ابوریحان بیرونی اهل کجا بود؟ , تحقيق درباره ابوريحان بيروني , زندگی نامه ی ابوریحان بیرونی , تحقیق درمورد ابوریحان بیرونی , زندگی نامه ابو ریحان بیرونی , زندگي نامه ابوريحان بيروني , زندگی نامه ابوریحان بیرونی , زندگي نامه ابوریحان بیرونی , ابوريحان بيروني زندگينامه ,زندگينامه ابوريحان بيروني , زندگینامه ابوریحان بیرونی , ابوريحان بيروني اهل كجاست , بیوگرافی ابوریحان بیرونی , درباره ابو ریحان بیرونی , درباره ابوریحان بیرونی , زندگی ابوریحان بیرونی , ابوریحان بیرونی تحقیق ,ابوریحان بیرونی زندگی , زندگی نامه ابوریحان , ابو ریحان البیرونی , ابو ریحان بیرونی , ابورریحان بیرونی , ابو ريحان بيروني , ابوریحان بیروونی , ابوریهان بیرونی , ایوریحان بیرونی , ابوريحان بيروني , ابوریحان بیرونی ,ابوريحان بيرونی , hf vdphk fdv kd , قانون المسعودی , بوریحان بیرونی , اثار الباقیه
زادروز: ۱۴ شهریور ۳۵۲ - کاث، خوارزمدرگذشت: ۲۲ آذر ۴۲۷ (۷۵ سال) - غزنینمحل زندگی: ایرانملیت: ایرانینامهای دیگر: ابوریحان محمد بن احمد بیرونینقشهای برجسته: پدر علم انسانشناسی، زمینسنجی و هندشناسی.بنیانگذار مکانیک تجربی و نجوم تجربی.پیشگام در روانشناسی تجربی.شرکتکننده در بسیاری از زمینههای علمی.دین: اسلام
دانشمندان بزرگی در ایران چشم به جهان گشوده اند و اسم و رسم جهانی به دلیل نبوغ خود بدست آورده اند. یکی از دانشمندان بزرگ ایران که امروزه در سراسر جهان وی را می شناسند ، ابوریحان بیرونی است وی به دلیل نبوغ بی بدیل در اختر شناسی و ریاضیات شناخته می شود . در این مقاله از سایت بیوگرافی آکاایران به زندگینامه ابوریحان بیرونی می پردازیم تا بیشتر با این دانشمند بزرگ ایرانی و آثار به جا مانده از او آشنا شویم.ابوریحان محمد بن احمد بیرونی از دانشمندان بزرگ ایران در علوم حکمت و اختر شناسی و ریاضیات و تاریخ و جغرافیا مقام شامخ داشته، در سال 362 هجری قمری در حوالی خوارزم متولد شده و از این جهت به بیرونی یعنی خارج از خوارزم معروف شده. هیچ اطلاعی درباره اصل و نسب و دوره کودکی بیرونی در دست نیست.نزد ابونصر منصور علم آموخت. در هفده سالگی از حلقه ایکه نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده کرد تا ارتفاع خورشیدی نصف النهار را در کاث رصد کند و بدین ترتیب عرض جغرافیایی زمینیآن را استنتاج نماید. چهار سال بعد برای اجرای یک رشته از این تشخیصها نقشه هایی کشید و حلقه ایبه قطر پانزده ذراع تهیه کرد. در 9 خرداد 376 بیرونی ماه گرفتگی(خسوفی) را درکاث رصد کرد و قبلاً با ابوالوفا ترتیبی داده شده بودکه او نیز در همان زمان همین رویداد را در بغداد رصد کند. اختلاف زمانیکه از این طریق حاصل شد به آنان امکان داد که اختلاف طول جغرافیا ییمان دو ایستگاه را حساب کنندابوریحان محمد بن احمد بیرونیاز دانشمندان بزرگ ایران در علوم حکمت و اختر شناسیو ریاضیات و تاریخ و جغرافیا مقام شامخ داشته، در سال 362 هجریقمریدر حوالیخوارزم متولد شده و از این جهت به بیرونییعنیخارج از خوارزم معروف شده. هیچ اطلاعیدرباره اصل و نسب و دوره کودکیبیرونیدر دست نیست. نزد ابونصر منصور علم آموخت. در هفده سالگیاز حلقه ایکه نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده کرد تا ارتفاع خورشیدینصف النهار را در کاث رصد کند و بدین ترتیب عرض جغرافیاییزمینیآن را استنتاج نماید. چهار سال بعد برای اجرای یک رشته از این تشخیصها نقشه هاییکشید و حلقه ایبه قطر پانزده ذراع تهیه کرد. در 9 خرداد 376 بیرونیماه گرفتگی(خسوفی) را درکاث رصد کرد و قبلاً با ابوالوفا ترتیبی داده شده بودکه او نیز در همان زمان همین رویداد را در بغداد رصد کند. تمبر یادبود بیرونی چاپ شده در شوروی
اختلاف زمانیکه از این طریق حاصل شد به آنان امکان داد که اختلاف طول جغرافیاییمیان دو ایستگاه را حساب کنند. ویهمچنین با ابن سینا فیلسوف برجسته و پزشک بخاراییبه مکاتبات تندیدرباره ماهیت و انتقال گرما و نور پرداخت. در درباره مأمون خوارزمشاهیقرب و منزلت عظیم داشته چند سال هم در دربار شمس المعالیقابوس بن وشمگیر به سر برده، در حدود سال 404 هجریقمریبه خوارزم مراجعت کرده، موقعیکه سلطان محمود غزنویخوارزم را گرفت در صدد قتل او برآمد و به شفاعت درباریان از کشتن ویدرگذشت و او را در سل 408 هجریبا خود به غزنه برد. در سفر محمود به هندوستان، ابوریحان همراه او بود و در آنجا با حکما و علماء هند معاشرت کرد و زبان سانسکریت را آموخت و مواد لازمه برایتألیف کتاب خود موسوم به ماللهند را جمع آوریکرد.بیرونیبه نقاط مختلف هندوستان سفر کرد و در آنها اقامت گزید و عرض جغرافیاییحدود یازده شهر هند را تعیین نمود. خود بیرونیمینویسد که در زمانیکه در قلعه نندنه (nandana) به سر میبرد، از کوهیدر مجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده کرد. نیز روشن است که او زمان زیادیرا در غزنه گذرانده است. تعداد زیاد رصدهایثبت شده ایکه به توسط او در آنجا صورت گرفته است با رشته ایاز گذرهایخورشید به نصف النهار شامل انقلاب تابستانیسال 398 آغاز میشود و ماه گرفتگیروز 30 شهریور همان سال را نیز در بر دارد. او به رصد اعتدالین و انقلابین در غزنه ادامه داد که آخرین آنها انقلاب زمستانیسال 400 بود. بیرونیتألیفات بسیار در نجوم و هیئت و منطق و حکمت دارد از جمله تألیفات او قانون مسعودیاست.در نجوم و جغرافیا که به نام سلطان مسعود غزنوی نوشته، دیگر کتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه در تاریخ و آداب و عادات ملل و پاره ای مسائل ریاضی و نجومیکه در حدود سال 390 هجری بنام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر تألیف کرده این کتاب را مستشرق معروف آلمانی زاخائو در سال 1878 میلادی در لیپزیک ترجمه و چاپ کرده و مقدمه ای بر آن نوشته است. دیگر کتاب «ماللهند من مقوله فیالعقل او مرذوله» درباره علوم و عقاید و آداب هندیها که آن را هم پروفسور زاخائو ترجمه کرده و در لندن چاپ شده است. دیگر «التفهیم فیاوائل صناعه التنجیم» در علم هیئت و نجوم و هندسه. بیرونی هنگامی که شصت و سه ساله بود کتابنامه ایاز آثار محمد بن زکریای رازی پزشک تهیه نمود و فهرستی از آثار خود را ضمیمه آن کرد.
این فهرست به 13 عنوان سر میزند که بعضیاز آنها برحسب موضوع و گه گاه با اشاره کوتاهی به فهرست مندرجات آنها تنظیم شده اند. این فهرست ناقص است زیرا بیرونی دست کم چهارده سال پس از تنظیم آن زنده بود و تا لحظه مرگ نیز کار میکرد. به علاوه هفت اثر دیگر او موجود است و از تعداد فراوان دیگری هم نام برده شده است. تقریباً چهار پنجم آثار او از بین رفته اند بیآن که امیدیبه بازیافت آنها باشد. از آنچه برجایمانده در حدود نیمی به چاپ رسیده است. علایق بیرونی بسیار گسترده و ژرف بود و او تقریباً در همه شعبه های علومیکه در زمان ویشناخته شده بودند سخت کار میکرد. وی از فلسفه و رشته های نظری نیز بی اطلاع نبود اما گرایش او به شدت بسوی مطالعه پدیده های قابل مشاهده در طبیعت و در انسان معطوف بود.در داخل خود علوم نیز بیشتر جذب آن رشته هایی میشد که در آن زمان به تحلیل ریاضی در آمدند. در کانی شناسی، داروشناسی و زبان شناسی یعنی رشته هاییکه در آنها اعداد نقش چندانی نداشتند نیز کارهایی جدی انجام داد اما در حدود نیمی از کل محصول کار او در اخترشناسی، اختربینی و رشته هایمربوط به آنها بود که علوم دقیقه به تمام معنی آن روزگاران به شمار میرفتند. ریاضیات به سهم خود در مرتبه بعدی جای میگرفت اما آن هم همواره ریاضیات کاربسته بود. از آثار دیگر بیرونیکه هنوز هم در دسترس هستند میتوان اینها را نام برد: اسطرلاب، سدس، تحدید، چگالیها، سایه ها، وترها، پاتنجلی، قره الزیجات، قانون، ممرها، الجماهر و صیدنه. بیرونی درباره حرکت وضعی زمین و قوه جاذبه آن دلایل علمیآورده است. میگویند وقتیکتاب قانون مسعودی را تصنیف کرد سلطان پیلواریسیم برایاو جایزه فرستاد. ابوریحان آن مال را پس فرستاد و گفت: من از آن بینیازم زیرا عمریبه قناعت گذرانیده ام و ترک آن سزاوار نیست. نظر پردازی، نقش کوچکیدر تفکر او ایفا میکرد. ویبر بهترین نظریه های علمی زمان خود تسلط کامل داشت اما دارای ابتکار و اصالت زیادی نبود و نظریه های تازه ای از خود نساخت.
آثار ابوریحان بیرونی:1ـ در آثارالباقیه (الآثار الباقیه من القرون الخالیه). روز، که بارزترین و اساسی ترین واحد گاهشماری است، موضوع فصل اول است. بیرونی درباره مزایای مبداهای مختلف تقویم بحث می کند طلوع یا غروب (که بر مبنای افق اند) و دستگاههایی را که از هر یک استفاده می کنند نام می برد. بعد انواع مختلف سال را تعریف می کند سال شمسی، قمری، یولیانی و ایرانی و مفهوم کبیسه را در کار می آورد و در فصل سوم به تعریف تاریخهای مختلف و بحث در آنها می پردازد. 2 ـ قره الزیجات. کتاب مرجعی که استفاده کننده با کمک آن می توانست همه مسائل نجومی زمان خود را حل کند، و در آن تاکید بیشتر بر محسبات علمی است تا مباحثات نظری، و بدین دلیل شبیه «زیج» های اسلامی است. مباحث نظری، و بدین دلیل شبیه «زیج» های اسلامی است. مباحث این کتاب شامل قواعد تقویم نگاری، طول روز، تعیین «خداوندگار» احکامی سال و ماه روز و ساعت؛ مکان متوسط و مکان واقعی خورشید و ماه و سیارات، ساعت روز، عرض جغرافیایی محل، خسوف و کسوف، و شرایط رویت برای ماه و سیارات است. مجسمهٔ ابوریحان بیرونی در دفتر سازمان ملل متحد در وین
3 ـ قانون (القانون المسعودی). این کتاب، که در میان آثار نجومی بازمانده بیرونی از همه جامعتر است، جداول عددی بسیاری را که منجمان و احکامیان قرون وسطی برای حل مسائل متعارف خود لازم داشته اند، به تفصیل شامل است، اما در آن بیش از زیجهای معمولی به گزارشهای رصدی به روش به دست آوردن روابط توجه شده است. کتاب به یازده مقاله و هر مقاله به ابواب و فصولی تقسیم شده است. 4 ـ ممرها (تمهید المستقر اتحقیقمعنی الممر). این کتاب به توصیف پدیده های احکامی محتلفی که لفظ ممر (گذر یا عبور) بر آنها اطلاق می شد، اختصاص دارد. وقتی می گوییم سیاره ای از سیاره دیگر عبور می کند، منظور این است که از لحاظ طول سماوی یا عرض سماوی یا فاصله نسبی تا زمین از آن می گذرد.5 ـ صیدنه (کتاب اصیدنه فی الطب). بیرونی حقیقت را فقط در نوشته های و گفته ها نمی جست، بلکه میل شدیدی به تحقیق مستقیم در پدیده های طبیعی داشت و این کار را گاهی در سخترین شرایط انجام می داد، و این میل او با قریحه ای در ساختن آلات و ابزار و تمایل به دقت در مشاهدات همراه بود. به دلیل علاقه ای که به دقت داشت، و نیز چون می ترسید که در جریان محاسبات دقت لازم را از دست بدهد و نتایج حاصل از رصد را به نتایج حاصل از محاسبات طولانی ترجیح می داد. چهارتاقی دانشمندان ایرانی
6 ـ التفهیم (التفهیم لاوائل صناعه التنجیم). کتابی است درسی در علم احکام نجوم، که بیش از نیم آن به مقدمات موضوع اصلی اختصاس دارد. کتاب هم به فارسی موجود است وهم به عربی، که ظاهرا هر دو صورت آن را ابوریحان خود فراهم کرده است، و در مجموع پنج فصل دارد. 7 ـ اسطرلاب (کتاب فی استیعاب الوجوه الممکنه فی صفعه الاسطرلاب) 8 ـ الجماهر (الجماهر فی معرفه الجواهر). 9 ـ سدس (حکایه الاله المسماه السدس الفخر). 10 ـ تحدید (تحدید نهایات الاماکن لتصحیح مسافات المساکن). 11 ـ چگالیها (مقاله فی النسب التی بین الفلزات و الجواهر فی الحیم(. 12 ـ سایه ها (افراد المقال فی امر الظلال). 13 ـ وترها (استخراج الاوتار فی الدائره). 14 ـ پاتنجلی. 15 ـ ماللهند.ابوریحان بیرونی در سال 440 هجری در سن 78 سالگی در غزنه بدرود حیات گفت.
ابوریحان محمد بن احمد بیرونی (۳۵۲ ه.ش. ۴۲۷ ه.ش) یکی از بزرگترین علمای تاریخ ایران است. وی یک ستارهشناس، ریاضیدان و فیلسوف بود که با اکتشافات خود همراه با دیگر دانشمندان بنام، مقدمات ورود به علوم جدید امروزی را پایهگذاری کرد. وی در شهر (کاث) “بیرون” از روستاهای خوارزم (قسمتی از ازبکستان کنونی) به دنیا آمد. پشتوانهی خانوادگی، ایشان را علاقهمند به تحصیل علوم زمان خود کرد. او کسی بود که اولین روش ساده اندازه گیری شعاع زمین را ابداع کرد و همچنین گمانهزنیهایی را در باب امکان حرکت دورانی زمین به دور خورشید انجام داده بود. همچنین نظراتی را مبنی بر دورههای مختلف زمینشناسی توسعه داده بود. گفته میشود که ابوریحان بیرونی مؤلف حدود ۱۴۵کتاب بود که بیش از ۹۰ تای آن ها مربوط به ستارهشناسی، ریاضی و ریاضیات زمینشناسی است. اگرچه بیشتر دغدغهی وی در نجوم به محاسبات بر میگشت، با این حال به گسترش مباحث نظری نیز پرداخته است. از مهمترین تالیفات بیرونی، میتوان به کتاب قانون المسعودی اشاره کرد که اگر چه به مسائل بنیادی همانند کتاب المجسطی بطلمیوس در آن پرداخته شده است، با این حال مطالب جدیدی نیز در آن معرفی شدهاند. بسیاری از مفاهیم نظری ابوریحان بیرونی در این کتاب یافت میشود.همانند المجسطی، کتاب قانون وی نیز شامل استخراج نظری مقادیر نجومی همچنین جداول و دستورالعملهایی برای تسهیل محاسبات موقعیت سیارات است. در واقع تفاوت عمدهی کار ابوریحان بیرونی با بیشتر دانشمندان سابق و معاصر وی، توجه وی به استخراج مفاهیم برای محاسبات بود تا صرفا تهیه جداول برای موقعیت سیارات بدون در نظر گرفتن پایهها و پارامترهای لازم برای چنین محاسبی. در دوران ۷۵ سال زندگیاش موفق به انقلابی در روش دانستن بسیاری از مباحث علمی شد. فراست و ظرفیت تسلط وی بر بسیاری از موضوعات، در کنار توانایی او برای پیدا کردن ارتباط بین آنها برای درک بهتر، وی را در ردیف بزرگترین دانشمندان مسلمان ایرانی در تمام دوران قرار داده است. منابع:
A.C. Sparavigna – The Science of al-Biruni – Dec 2013, https://arxiv.org/ftp/arxiv/papers/1312/1312.7288.pdf
The famous people, http://www.thefamouspeople.com/profiles/ab-rayn-al-brn-6002.php
Encyclopaedia Iranica, http://www.iranicaonline.org/articles/biruni-abu-rayhan-iii
Firas Alkhateeb, Lost Islamic History, http://lostislamichistory.com/al-biruni/
Encyclopaedia Britannica, https://www.britannica.com/biography/al-Biruni
ابوریحان بیرونی ( 440-362 ه ق ) ریاضیدان ، اختر شناس ، پژوهشگر تاریخ و جغرافیدان ایرانی است . نامش ابوریحان محمد و نام پدرش احمد بود ، و چون در بیرون ناحیه خوارزم به دنیا آمد به ابوریحان بیرونی شهرت یافته است . دوران كودكی را در خوارزم گذراند ، در كودكی برای یك دانشمند یونانی نمونه های گیاهان و دانه ها و میوه ها را گرد می آورد از همان زمان به مطالعه ی طبیعت علاقه مند شد . دانش اختر شناسی ( نجوم ) و ریاضی را نزدابونصر عراق كه از دانشمندان نامدار آن زمان بود آموخت . بیرونی جوان ، بسیاری از دانش های زمان خود را در خوارزم فرا گرفت ، در آن زمان خوارزم مركز دانشمندان نامدار آن زمان بود . ابن سینا ، پزشك و فیلسوف بزرگ ایرانی نیز در این هنگام در خوارزم زندگی می كرد . این دو دانشمند جوان درباره ی علوم طبیعی گفتگوهایی داشتند ، این گفتگوها نشان می دهد كه شیوه ی مطالعه بیرونی درباره ی پدیده ها ی طبیعت از آغاز جوانی ، بیشتر براساس مشاهده و تجربه بوده است . بیرونی ، بیست و پنج ساله بود كه از خوارزم به خراسان و از آنجا به ری و طبرستان ( مازندران كنونی ) و جرجان كه شهری نزدیك گنبد قابوس امروزی بوده است ، رفت . در جرجان مدتی در دستگاه قابوس وشمگیر ، امیر دانش دوست زیاری به سر برد ؛ كتاب " آثارالباقیه " را در آنجا نوشت ، در این هنگام بیست و هشت ساله بود . قابوس وشمگیر ابوریحان را به وزارت دعوت كرد ، اما او نپذیرفت و چند سال بعد به خوارزم بازگشت .
محمود غزنوی ، در نخستین سال های قرن پنجم هجری ، خوارزم را تصرف كرد و از چند تن از دانشمندان ، از جمله بیرونی ، خواست كه به غزنه بروند . بیرونی به غزنه رفت و تا پایان عمر در دستگاه غزنویان ماندگار شد . چند بار سفرهای كوتاهی به وطن خود ، خوارزم كرد در بیشتر جنگ های سلطان محمود غزنوی در هند همراه او بود مقصود بیرونی از این سفرها ، آشنایی با فرهنگ ملت هند بود ، بیرونی سیزده سال در هند به پژوهش پرداخت . زبان سانسكریت یعنی زبان قدیم و مقدس هندیان را فرا گرفت و اثر پرارزش خود تحقیق ماللهند را تألیف كرد .
از نوشته های بعضی از كتاب های كهن چنین بر می آید كه رابطه ی بیرونی با محمود غزنوی سلطان متعصب و كشور گشا خوب نبوده چراكه تیزهوشی و دانایی و حقیقت دوستی بیرونی ، سلطان محمود را خشمگین می كرده است . پس از مرگ محمود ، بیرونی كتاب " قانون مسعودی " را به نام پسر او مسعود غزنوی تألیف كرد .
آثار ابوریحان آثار بیرونی درباره ریاضی اخترشناسی ، فیزیك ، گیاهشناسی ، زمین شناسی ، جغرافیا ، كانی شناسی ( شناخت مواد معدنی ) و تاریخ و تقویم ملت هاست . بیرونی در آثار الباقیه ، با دقت علمی ، درباره ی تقویم و گاهشماری عربی ، فارسی ، عبری و یونانی بحث كرده و رویدادهای سیاسی و اجتماعی را با شرح تمدن ها و آداب و رسوم مردم در هم آمیخته است . بیرونی در این كتاب به بسیاری از باورهای همگان درباره پدیده های طبیعی اشاره كرده و آنها را از نظر علمی و تجربی مورد بررسی قرار داده است برای نمونه مردم می گفتند كه روز شانزدهم دی ماه هر سال همه آب های شور زمین به مدت یك ساعت شیرین می شود بیرونی این باور مردم را رد كرده و نوشته است چنین چیزی ممكن نیست ، خاصیت آب تنها بستگی به زمینی دارد كه آب بر آن جاری است یا در آن انباشته شده است .
بیرونی در همین كتاب ، نخستین بار علت پدید آمدن چاه ها و چشمه هایی را كه آب از آنها بالا می جهد شرح داده است . دانشمندان غربی ، قرن ها بعد به این موضوع پی بردند و درباره ی این گونه چشمه ها و چاه ها ( چاه آرتزین ) توضیح علمی دادند .
بیرونی در مدتی كه در هند بود چند كتاب با ارزش درباره ریاضی ، فلسفه و پزشكی از سانسكریت به عربی ترجمه كرد ، طول و عرض جغرافیایی بعضی از شهرها و مناطق مختلف هند را با روش اختراعی خود و استفاده از هندسه و مثلثات به دست آورد .
كتاب " تحقیق ماللهند " ، تألیف بیرونی جامع ترین كتاب عصر قدیم درباره تاریخ فلسفه ، سنت ها و اوضاع احتماعی هند است . كار بیرونی برای نوشتن این كتاب ، بسیار دشوار بوده است . او گذشته از آموختن زبان سانسكریت ، كوشش بسیار در جمع آوری كتب هندیان كرد .
دانشمندان هندی از ترس سپاه غزنوی رو نشان نمی دادند . بیرونی همه جا در جستجوی این دانشمندان بود تا با آنها گفتگو كند ، می خواست به یاری آنها دشواریهایی را كه در فهم نوشته های بعضی از كتابهای هندیان برایش پیش آمده بود از میان بردارد ، بیرونی درباره روش تألیف ماللهند می نویسد : " من كتاب را نوشتم بی آنكه بهتان و نسبت دروغ بر هندیان ببندم . گفته ها و عقیده های آنها را نقل می كردم اگر این سخنان در نظر مسلمانان ناخوش بیاید به آنها می گویم كه این عقیده آنهاست زیرا این كتاب كتاب بحث و ستیزه جویی نیست تا در آن به رد كردن عقیده آنها بپردازم ، من می خواهم عقیده هندوان را چنانكه هست بیان كنم و شباهت های آن را با ملت های دیگر نشان بدهم . بیرونی در كتاب ماللهند منبع خبرها و كتابهایی را كه از آنها استفاده كرده است نام می برد و قسمتی از متن اصلی را در نوشته خود می آورد تا خواننده گفته او را صحیح بداند . "
بیرونی در كتاب قانون مسعودی بسیاری از عقیده های گذشتگان را درباره نجوم بررسی كرد و حركت زمین به دور خورشید را امكان پذیر دانست ، بر این اساس محیط كره زمین را اندازه گیری كرد و نشان داد كه پدیده هایی مانند شب و روز را با فرض حركت زمین به دور خورشید ، می توان توضیح داد ، او نخستین دانشمند مشرق زمین است كه درباره حركت زمین به دور خورشید سخن گفته است .
پژوهش درباره خاصیت روش استخراج و وزن مخصوص فلزها و سنگ های گرانبها از كارهای برجسته این دانشمند است . بیرونی برای به دست آوردن وزن مخصوص فلزها و سنگهای گرانبها از دستگاههایی كه بسیار استادانه ساخته شده بودند استفاده می كرد . با این دستگاه ها امكان داشت ، حجم آبی را كه بر اثر انداختن جسمی در آن جابه جا می شود اندازه گرفت . بیرونی با این روش ، توانست وزن مخصوص هجده فلز و سنگ گرانبها را به دست بیاورد . وزن مخصوص هایی كه بیرونی به دست آورده بود به آنچه امروز دانشمندان به دست می آورند بسیار نزدیك است . مثلا بیرونی وزن مخصوص طلا را نوزده و وزن مخصوص سنگ لاجورد را 91/3 معین كرد . وزن مخصوص این مواد را امروز به ترتیب 3/19 و 91/3 معین كرده اند . بیرونی یك كتاب به زبان فارسی به نام " التفهیم " ، نوشته است در این كتاب برای همه اصطلاح های نجومی كه در آن زمان به زبانی عربی بود ، برابرهای فارسی آورده است . بیرونی با نوشتن این كتاب راه را برای به كار گرفتن واژه ها و اصطلاح های علمی در زبان فارسی باز كرد . او كوشید تا موضوع های دشوار دانش اختر شناسی را برای ایرانیانی كه با زبان عربی آشنا نبودند توضیح دهد .
بیرونی در زمینه ادبیات و نقد علمی نیز استاد بود ، برخی از آثار محمدبن زكریای رازی دانشمند و پزشك ایرانی را بررسی و نقد كرد . شش داستان نوشته است كه یكی از آنها افسانه عاشقانه وامق و عذرا بوده است این شش داستان كه ریشه های هندی و ایرانی داشته اند امروز در دست نیستند ؛ البته بیرونی این نوع آثار خود را جدی نمی گرفت و آنها را نوعی سرگرمی می دانست .
بیرونی ، در 77 سالگی در غزنه درگذشت .
ابوریحان محمد بن احمد بیرونی از دانشمندان بزرگ ایران در علوم حكمت و اختر شناسی و ریاضیات و تاریخ و جغرافیا مقام شامخ داشته، در سال 362 هجری قمری در حوالی خوارزم متولد شده و از این جهت به بیرونی یعنی خارج از خوارزم معروف شده. هیچ اطلاعی درباره اصل و نسب و دوره كودكی بیرونی در دست نیست. نزد ابونصر منصور علم آموخت. در هفده سالگی از حلقه ای كه نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده كرد تا ارتفاع خورشیدی نصف النهار را در كاث رصد كند و بدین ترتیب عرض جغرافیایی زمینی آن را استنتاج نماید. چهار سال بعد برای اجرای یك رشته از این تشخیصها نقشه هایی كشید و حلقه ای به قطر پانزده ذراع تهیه كرد. در 9 خرداد 376 بیرونی ماه گرفتگی (خسوفی) را دركاث رصد كرد و قبلاً با ابوالوفا ترتیبی داده شده بودكه او نیز در همان زمان همین رویداد را در بغداد رصد كند. اختلاف زمانی كه از این طریق حاصل شد به آنان امكان داد كه اختلاف طول جغرافیایی میان دو ایستگاه را حساب كنند. وی همچنین با ابن سینا فیلسوف برجسته و پزشك بخارایی به مكاتبات تندی درباره ماهیت و انتقال گرما و نور پرداخت. در درباره مأمون خوارزمشاهی قرب و منزلت عظیم داشته چند سال هم در دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگیر به سر برده، در حدود سال 404 هجری قمری به خوارزم مراجعت كرده، موقعی كه سلطان محمود غزنوی خوارزم را گرفت در صدد قتل او برآمد و به شفاعت درباریان از كشتن وی درگذشت و او را در سل 408 هجری با خود به غزنه برد. در سفر محمود به هندوستان، ابوریحان همراه او بود و در آنجا با حكما و علماء هند معاشرت كرد و زبان سانسكریت را آموخت و مواد لازمه برای تألیف كتاب خود موسوم به ماللهند را جمع آوری كرد. بیرونی به نقاط مختلف هندوستان سفر كرد و در آنها اقامت گزید و عرض جغرافیایی حدود یازده شهر هند را تعیین نمود. خود بیرونی می نویسد كه در زمانی كه در قلعه نندنه (nandana) به سر می برد، از كوهی در مجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده كرد. نیز روشن است كه او زمان زیادی را در غزنه گذرانده است. تعداد زیاد رصدهای ثبت شده ای كه به توسط او در آنجا صورت گرفته است با رشته ای از گذرهای خورشید به نصف النهار شامل انقلاب تابستانی سال 398 آغاز می شود و ماه گرفتگی روز 30 شهریور همان سال را نیز در بر دارد. او به رصد اعتدالین و انقلابین در غزنه ادامه داد كه آخرین آنها انقلاب زمستانی سال 400 بود. بیرونی تألیفات بسیار در نجوم و هیئت و منطق و حكمت دارد از جمله تألیفات او قانون مسعودی است. در نجوم و جغرافیا كه به نام سلطان مسعود غزنوی نوشته، دیگر كتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه در تاریخ و آداب و عادات ملل و پاره ای مسائل ریاضی و نجومی كه در حدود سال 390 هجری بنام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر تألیف كرده این كتاب را مستشرق معروف آلمانی زاخائو در سال 1878 میلادی در لیپزیك ترجمه و چاپ كرده و مقدمه ای بر آن نوشته است. دیگر كتاب «ماللهند من مقوله فی العقل او مرذوله» درباره علوم و عقاید و آداب هندیها كه آن را هم پروفسور زاخائو ترجمه كرده و در لندن چاپ شده است. دیگر «التفهیم فی اوائل صناعه التنجیم» در علم هیئت و نجوم و هندسه. بیرونی هنگامی كه شصت و سه ساله بود كتابنامه ای از آثار محمد بن زكریای رازی پزشك تهیه نمود و فهرستی از آثار خود را ضمیمه آن كرد. این فهرست به 13 عنوان سر می زند كه بعضی از آنها برحسب موضوع و گه گاه با اشاره كوتاهی به فهرست مندرجات آنها تنظیم شده اند. این فهرست ناقص است زیرا بیرونی دست كم چهارده سال پس از تنظیم آن زنده بود و تا لحظه مرگ نیز كار می كرد. به علاوه هفت اثر دیگر او موجود است و از تعداد فراوان دیگری هم نام برده شده است. تقریباً چهار پنجم آثار او از بین رفته اند بی آن كه امیدی به بازیافت آنها باشد. از آنچه برجای مانده در حدود نیمی به چاپ رسیده است. علایق بیرونی بسیار گسترده و ژرف بود و او تقریباً در همه شعبه های علومی كه در زمان وی شناخته شده بودند سخت كار می كرد. وی از فلسفه و رشته های نظری نیز بی اطلاع نبود اما گرایش او به شدت بسوی مطالعه پدیده های قابل مشاهده در طبیعت و در انسان معطوف بود. در داخل خود علوم نیز بیشتر جذب آن رشته هایی می شد كه در آن زمان به تحلیل ریاضی در آمدند. در كانی شناسی، داروشناسی و زبان شناسی یعنی رشته هایی كه در آنها اعداد نقش چندانی نداشتند نیز كارهایی جدی انجام داد اما در حدود نیمی از كل محصول كار او در اخترشناسی، اختربینی و رشته های مربوط به آنها بود كه علوم دقیقه به تمام معنی آن روزگاران به شمار می رفتند. ریاضیات به سهم خود در مرتبه بعدی جایمی گرفت اما آن هم همواره ریاضیات كاربسته بود. از آثار دیگر بیرونی كه هنوز هم در دسترس هستند می توان اینها را نام برد: اسطرلاب، سدس، تحدید، چگالیها، سایه ها، وترها، پاتنجلی، قره الزیجات، قانون، ممرها، الجماهر و صیدنه. بیرونی درباره حركت وضعی زمین و قوه جاذبه آن دلایل علمی آورده است. می گویند وقتی كتاب قانون مسعودی را تصنیف كرد سلطان پیلواری سیم برای او جایزه فرستاد. ابوریحان آن مال را پس فرستاد و گفت: من از آن بی نیازم زیرا عمری به قناعت گذرانیده ام و ترك آن سزاوار نیست. نظر پردازی، نقش كوچكی در تفكر او ایفا می كرد. وی بر بهترین نظریه های علمی زمان خود تسلط كامل داشت اما دارای ابتكار و اصالت زیادی نبود و نظریه های تازه ای از خود نساخت. ابوریحان بیرونی در سال 440 هجری در سن 78 سالگی در غزنه بدرود حیات گفت. زندگینامه ابوریحان محمد بن احمد بیرونی مجموعه: زندگینامه شعرا و دانشمندان
تولد :12 ذالحجهُ 362 هجری كاث، خوارزم ( شهر كارا ـ كلپاكسكایا كنونی وا قع در ا زبكستان)
وفا ت : 4 رجب 440 هجری غزنه ( غزنه كنونی در ا فغا نستان )
ابو ریحان بیرونی در خوارزم ،منطقه ای كه در مجاورت دریا ی آرال قرار دارد و امروزه همه آن را به نام كارا كلپاكسكایا می شناسند ، به دنیا آمد . كاث و جورجانیه دو شهر بزرگ این منطقه به شمار می رفتند . بیرونی در نزدیكی كاث به دنیا آمد و نام شهری كه در آن متولد شد را به افتخار او ، بیرونی نام نهادند .او در هر دو شهر كاث و جورجانیه زندگی كرد و پرورش یافت ومطالعه و تحصیل علم را درحالی كه خیلی جوان بود تحت نظر ریاضی دان و ستاره شناس مشهوری به نام ابو نصر منصور آغاز نمود .بی تردید بیرونی از سن 17 سالگی به انجام فعالیتهای علمی مهم و ویژه ای پرداخت .وی در سال 379 با مشاهده بیشترین ارتفاع خورشید ،عرض جغرافیایی شهر كاث را محاسبه كرد .
فعالیتهای دیگری كه بیرونی به عنوان یك مرد جوان و كم تجربه انجام داد ،بیشتر نظری بود .قبل از سال 384 ( وقتی كه22ساله بود) چندین اثركوتاه ازخود برجای گذاشت .یكی ازآثارموجوداوتحت عنوان" نقشه كشی"( Cartography ) اثری است كه در آن به بررسی نقشه های جغرافیایی پرداخته است .در این اثر , او علاوه بر این كه نقشه نیم كره را روی صفحه سطح ترسیم كرده است ،نشان داده كه تا سن 22 سالگی بسیار مطالعه داشته ,چرا كه او مجموعه كاملی از نقشه هایی كه دیگران رسم كرده اند را مورد مطالعه و بررسی قرار داده و موارد مربوط به آنها را دراین رساله مورد بحث قرار داده است . زندگی نسبتا ْ آرام بیرونی تا این مرحله ، پایان غیرمنتظره ای به همراه داشت .
در اواخر قرن چهاردهم و اوایل قرن پنجم در عالم اسلام شورش عظیمی بر پا شد و در منطقه ای كه بیرونی در آن زندگی می كرد ،جنگ های داخلی در حال وقوع بود .در این زمان خوارزم بخشی از فرمانروایی سامانیان و بخارا مركز آن به شمار می رفت .حكومت زیار با پایتختش در گرگان در كنار دریای خزر از دیگر حكومت های این منطقه بود .از طرف غرب ،خاندان آل بویه بر سراسر ناحیه بین دریای خزر و خلیج فارس و همچنین بین ا لنهرین حكومت می كرد .سلسله پادشاهی دیگری كه به سرعت طلوع كرد ، سلسله غزنویان بود كه پایتختشان را شهر غزنه در افغانستان اختیار كردند .این حكومت نقش مهمی را در زندگی بیرونی ایفا كرد .
بنو عراق از جمله فرمانروایان منطقه خوارزم بود و ابو نصر منصور ـ استاد بیرونی ـ یكی از امیران آن خاندان به شمار می رفت . در سال 384 حكومت بنو عراق با یك قیام سرنگون شد . بیرونی به هنگام شروع جنگ داخلی از آن منطقه گریخت اما اینكه برای ستاد بیرونی ـ ابو نصر منصور ـ چه اتفاقی افتاد ، معلوم نیست .
بعد ها ، بیرونی در مورد این وقایع نوشت :
بعد از اینكه چند سال در آن منطقه به سختی زندگی كردم ،با اجازه حاكم وقت به زادگاه خودبازگشتم اما مرا وادار به انجام امور مادی و دنیوی كردند كه موجب حسادت ورزیدن ابلهان گردید اما خردمندان از این امر متاسف شدند .
دقیقا معلوم نیست كه ابوریحان بیرونی به هنگام گریختن از خوارزم به كجا رفت . او باید به شهر ری رفته باشد و بدون تردید مدتی را در شهر ری زندگی كرده است . بر اساس نوشته هایش ،او هیچ پشتیبانی نداشت و با فقر و تنگدستی در شهر ری زندگی می كرد . خجندی ستاره شناسی بود كه با دستگاه بسیار بزرگی كار می كرد او خودش این دستگاه را ساخته و آن را روی كوهی بالا تر از شهر ری قرار داده بود تا بدینوسیله عبور نصف النهاری خورشید را نزدیك انقلابین مشاهده كند . او در روزهای4 و 5 جمادی الاول سال 384 انقلاب تابستانی را مشاهده كرد و در روزهای 8 و 9 ذیقعده سال 384 شاهد انقلاب زمستانی بود و بدین ترتیب او توانست مایل بودن دایرهْ البروج و همچنین عرض جغرافیایی شهر ری را محاسبه كند اما هیچ یك از این دو محاسبه دقیق نبود .
خجندی در مورد مشاهداتش و همچنین دستگاه ذات السُدس ( sextantدستگاه سنجش ارتفاع خورشید و ستارگان ) با ابوریحان بیرونی به بحث و بررسی می پرداخته . پس از آن بیرونی در مورد مشاهدات خجندی در كتاب " تحدید النهایات الاماكن " Tahdid)) خود گزارشی نوشت و ادعا كرد كه در طول مشاهدات خجندی ، دیافراگم دستگاه ذات السُدس بدلیل وزن دستگاه 9 اینچ تنظیم شده است . ابوریحان بیرونی تقریبا علت خطاهای خجندی را دقیق و درست تشخیص می داد . از آنجایی كه خجندی در سال 389 از دنیا رفت می توان به این نتیجه رسید كه ابوریحان بیرونی سالهای بین 384 تا 386 را در شهر ری سپری كرده است .او همچنین باید مدتی از این زمان را در گیلان كه دریای خزر آن را از شمال احاطه كرده است ، زندگی كرده باشد چرا كه حدودا در همین زمان كتابی را به حاكم گیلان , ابن رستم تقدیم كرده . ابن رستم با حكومت زیار در ارتباط بود .
تاریخهای معینی را در زندگی ابوریحان بیرونی با اطمینان می دانیم چرا كه او در آثارش وقایع نجومی را شرح داده است و بدین ترتیب این امكان را به ما می دهد تا زمانها و مكانهای دقیق را تعیین كنیم .شرح و توصیف او از ماه گرفتگی روز 13 جمادی الاول سال 387 كه او در كاث شاهد آن بوده است نشان می دهد كه او تا آن زمان به كشور خود باز گشته بوده است . این ماه گرفتگی در بغداد نیز قابل رویت بود و بیرونی ترتیبی داد كه به همراه ابووفا بوزجانی در بغداد شاهد این رویداد گردند . مقایسه زمانها آنها را قادر كرد تا تفاوت طول جغرافیایی بین دو شهر را محاسبه كنند . بر این امر نیز واقفیم كه در طول این مدت بیرونی بسیار زیاد نقل مكان می كرده است چرا كه تا سال 389 او در گرگان بوده و قابوس ـ حاكم حكومت زیار ـ از او حمایت می كرد . او تقریبا در سال 389 كتاب " آثارالباقیهِ "(Chronology) خود را به قابوس تقدیم كرد و در روزهای 13 ربیع الثانی سال 393 و همچنین 12 شوال سال 393 به هنگام ماه گرفتگی در گرگان بوده . شایان ذكر است كه بیرونی در كتاب " آثارالباقیهِ " خود به هفت اثر قبلی اش اشاره كرده است : یك كتاب در مورد دستگاه اعشاری ،كتابی در مورد اسطرلاب ،یك كتاب در مورد مشاهدات نجومی ،سه كتاب در مورد اخترگویی و نهایتا دو كتاب در مورد تاریخ .
تا 12 شعبان سال 394 بیرونی به وطن خود باز گشته , چرا كه در آن روز شاهد ماه گرفتگی دیگری در جورجانیه بوده .علی بن مامون فرمانروای خوارزم به شمار می رفت و تا زمانی بر این مقام بود كه برادرش ابوعباس مامون به عنوان حاكم ،جانشین وی شد .این دو برادر با دو خواهر محمود كه فرمانروای حكومت قدرتمند غزنه بود ، ازدواج كردند . بدین ترتیب ،عاقبت سلسله پادشاهی ابو عباس مامون تحت كنترل فرمانروایان حكومت غزنه قرار گرفت .
علی بن مامون و ابو عباس مامون هر دو حامی علم بودند و از تعدادی از دانشمندان عالی رتبه و نخبه در دستگاه حكومتی خود حمایت می كردند . ابو عباس مامون تا سال 394 فرمانروایی می كرد و از آثار علمی بیرونی بسیار حمایت می نمود . نه تنها بیرونی ،بلكه ابو نصر منصور ـ استاد سابق بیرونی ـ نیز در این دستگاه حكومتی كار می كرد . بدین ترتیب به هر دو این امكان داده شد تا دوباره با یكدیگر همكاری كنند . ابوریحان بیرونی توانست با حمایت ابو عباس مامون در جورجانیه دستگاهی بسازد كه بوسیله آن عبور نصف النهاری خورشیدی را مشاهده كند .او از 28 ذالحجه سال 406 تا 4 رجب سال 407 با این دستگاه 15 مشاهده به انجام رساند .
جنگهای آن منطقه در فعالیتهای علمی بیرونی و ابو نصر منصور وقفه ایجاد كرد و باعث شد عاقبت آن دو خوارزم را تقریبا در سال 407 ترك كنند . محمود نفوذ خود را درغزنه بیشتر می كرد و در سال 404 از ابو عباس مامون خواست تا خطبه نماز جمعه را به نام او بخوانند .این خواسته او نشان می داد كه خواستار پایان بخشیدن به حكومت مامون است و تلاش می كرد تا كنترل آن منطقه را بدست آورد . بعد از اینكه مامون تقریبا با درخواست محمود موافقت كرد ، توسط سپاه خود به قتل رسید چرا كه آنها این عمل او را خیانت تلقی كردند . پس از آن ، محمود سپاه خود را به آن منطقه برد و در روز 5 صفر سال 408كنترل كاث را بدست گرفت . به این ترتیب ، بیرونی و ابو نصر منصور به عنوان اسیرهای محمود فاتح وظایف را به وی واگذار كردند .
نوشته های بیرونی مدركی است كه نشان می دهد او یك دوره غیر عادی و عجیبی را در زندگی پشت سر گذاشته و درد و رنج زیادی را متحمل شده است . اما ظاهراً محمود نیز بخاطر برخی از فعالیتهای علمی اش از او حمایت كرده است . گزارشات مربوط به ظلم كردن محمود به بیرونی علی رغم حمایتی كه بیرونی از طرف وی دریافت می كرد ، مستند می باشد . از شرح و توصیف وقایع نجومی كه بیرونی به ثبت رسانده است می توان برخی از زمانها و مكانها را در این دوره تعیین كرد . در روز 30 جمادی الاول سال 409 او در كابل بوده و علی رغم نداشتن هیچ ابزاری برای مشاهداتش ، قادر بود باز هم مشاهداتی به انجام برساند به این ترتیب كه او با ابزاری كه در اختیار داشت ، خلاقیت به خرج داد و دستگاهی ساخت كه به وسیله آن بتواند مشاهدات خود را دنبال نماید . در روز 29 ذیقعده سال 409 او در لامقان كه در شمال كابل واقع شده است ، شاهد یك خورشید گرفتگی بود .
وی اینگونه نوشته است :
به هنگام طلوع خورشید دیدیم كه تقریبا بر یك سوم خورشید سایه انداخته شد تا اینكه خورشیدگرفتگی كامل شد .
در طول سالهای 408 تا 410 در حالی كه بیرونی تحت حمایت محمود به سر می برد ،در شهر غزنه مشاهداتی به انجام رسانید و بدین ترتیب توانست به طور دقیق عرض جغرافیایی آنجا را تعیین كند . در روز 14 جمادی الاول سال 410 بیرونی در شهر غزنه شاهد یك ماه گرفتگی بود .
ارتباط مابین ابوریحان بیرونی و محمود نیز جالب است . احتمالا بیرونی بنا به ضرورت در دست محمود اسیر به شمار می رفت و برای ترك آن منطقه نیز اختیاری از خود نداشت . با این وجود ،رفتن نظامیان محمود به هند نشان می دهد كه بیرونی را به آن كشور بردند . شواهد كمی وجود دارد كه نشان می دهد بیرونی در هند بهره بیشتری می برده است . بیرونی آرزو می كرد محمود رفتار بهتری با او داشته باشد اما بدون شك فعالیتهای علمی بیرونی مفید واقع می شد . حدودا از سال 412 سپاه محمود موفق شد كنترل بخشهای شمالی كشور هند را بدست آورد و در سال 416 سپاه او به اقیانوس هند راه پیدا كرد . بیرونی ظاهرا در بخشهای شمالی هند به سر برده است . تعداد بازدیدهای او معلوم نیست اما مشاهداتش او را قادر ساخت تا عرض جغرافیایی یازده شهر در اطراف پنجاب و شهرهای هم مرز با كشمیر را تعیین كند . او معروف ترین اثرش را تحت عنوان "ماللهند "(India) زمانی ارایه داد كه در ان كشور به سر می برد . او این كتاب را در نتیجه مطالعات كامل خود نوشت .
" ماللهند " (India) كتاب حجیم و برجسته ای است كه بسیاری از ابعاد مختلف این كشور را در بر می گیرد . بیرونی در این كتاب به شرح و توصیف دین و فلسفه هند ، نظام طبقاتی ( طبقه اجتماعی موروثی در هند ) و آداب و رسوم ازدواج در هند پرداخته است . او همچنین قبل از اینكه وضعیت جغرافیایی این كشور را مورد بررسی قرار دهد ، دستگاههای نگارش و اعداد هندی ها را مطالعه كرد . علاوه بر این ، بیرونی در این كتاب به ستاره شناسی ، اخترگویی و سالنامه هندی ها اشاره كرده و مواردی را پیرامون این سه موضوع مورد بررسی و تحقیق قرار داده است .
بیرونی ادبیات هند را به زبان اصلی مطالعه نمود و چندین متن را از زبان سنسكریت به زبان عربی ترجمه كرد . او همچنین چندین رساله در مورد ابعاد ویژه ستاره شناسی و ریاضیات هند نوشت كه برای خودش اهمیت خاصی داشت . او فوق العاده اهل مطالعه بود و در موضوعات : اختر گویی ،ستاره شناسی ،تاریخ شناسی ،جغرافیا ،دستور زبان ،ریاضیات ،پزشكی ،فلسفه ،دین و مذهب ،اوزان و مقیاسات ,از ادبیات سنسكریت احاطه داشت .
محمود در سال 420 از دنیا رفت و مسعود ـ پسر بزرگش ـ جانشین او شد . اما این جانشینی زمانی صورت گرفت كه قبل از آن وضعیت سیاسی حادی به وجود آمده بود كه دو پسر محمود سعی می كردند تا از پدرشان به عنوان فرمانروا تبعیت كنند . ظاهرا بیرونی مطمئن نبود چه كسی جانشین خواهد شد چرا كه او تصمیم گرفته بود كتاب خود را تحت عنوان " ماللهند " (India)كه در آن زمان به چاپ رسید ، به كسی تقدیم كند . بهتر بود كتاب را به كسی تقدیم نكند تا اینكه شخصی را به اشتباه بر گزیند . مسعود نشان داد كه به عنوان فرمانروا بیش از پدرش نسبت به بیرونی لطف دارد و با مهربانی با او رفتار می كند . گر چه بیرونی در زمان فرمانروایی محمود یك اسیر واقعی به شمار می رفت ، ظاهرا برای رفتن به هر جایی كه می خواست ، كاملا آزاد بود .
تعداد كلی آثار بیرونی در طول زندگی اش تحسین برانگیز است . كندی نوشته است : بیرونی حدودا 146 اثر از خود بر جای گذاشته است كه هر كدام مجموعا شامل 13000 صفحه می باشد (هر صفحه همانند صفحات چاپی كتابهای جدید است) . برخی از اثار بیرونی را قبلا ذكر كردیم اما آثار وی در حقیقت تمام علم زمانه اش را در بر می گیرد .
كندی نوشته است :
بیرونی به مطالعه پدیده های قابل مشاهده در طبیعت و همچنین در وجود انسان گرایش بسیاری داشت . در بین علوم مختلف ، علاقمند به آنالیز ریاضی بود و در این زمینه استعداد زیادی داشت .
پیشتر به مشاهدات نجومی بیرونی بسیار اشاره كردیم . بیرونی در مقایسه با بطلمیوس در مورد خطاها نظر مساعدتری داشت . نویسنده می نویسد : بطلمیوس بر این عقیده بود كه از میان مشاهداتش ،معتبرترین را بر گزیند ( یعنی مشاهداتی را انتخاب كند كه با نظریاتش هماهنگ است ) و به خوانندگان آثارش در مورد كنار گذاشتن و نادیده گرفتن آندسته از مشاهداتش كه انتخاب نشدند ، چیزی نگوید . از طرف دیگر ، بیرونی خطاهای مشاهداتش را از نظر علمی بیشتر مورد بررسی قرار می داد وهنگامیكه برخی از آنها را به عنوان مشاهداتی كه دقیق تر بودند ،انتخاب می كرد ،دیگر مشاهداتی را كه دارای خطا بودند و كنار گذاشته می شدند را نیز ارایه می داد .او همچنین نسبت به خطاهای محاسباتش حساسیت نشان می داد و همیشه سعی می كرد تا كمیتهایی را مشاهده كند كه برای رسیدن به جواب به كمترین دستكاری نیاز دارد .
" سایه ها "(Shadows) یكی از مهمترین آثار بیرونی است كه حدودا در سال 411 نوشته شده است . روزنفلد به طور مفصل در مورد این اثر بیرونی نوشته است. محتوای این اثر بیرونی شامل موارد زیر است : اصطلاحات عربی سایه ها و تصویرها ، پدیده های جدید و غیر عادی از جمله تصویرها ، gnomonics ،تاریخچه تانژانت و تابع های متقاطع .
این كتاب به شرح مقاله هایی كه بیرونی در زمینه ریاضیات نوشته است ، می پردازد . این مقاله ها شامل موارد زیر می باشد : حساب نظری و عملی ،برآیند دسته ها ،آنالیز تركیبی ،قانون 3 ،اعداد گنگ ،نظریه خارج قسمت ،تعاریف مفاهیم جبری ،شیوه های حل معادله های جبری و مسایلی كه تنها با خط كش و پرگار حل نمی شدند ،منحنی های مخروطی ،فضاسنجی ،تصویرگنجنگاری ،مثلثات ،قانون سینوس در صفحه ،حل مثلثات كروی.
بیرونی همچنین مقاله هایی در مورد زمین پیمایی و جغرافی ارایه داد . او شیوه های اندازه گیری زمین و فاصله های روی آن را از طریق مثلث بندی معرفی نمود .او شعاع زمین را 6339.6ارزیابی كرد كه این اندازه تا قرن دهم در كشورهای غربی بدست آورده نشده بود .كتاب " قانون مسعودی"(Masudic canon) وی شامل جدولی است كه مختصات ششصد مكان را ارایه می دهد واودرمورد همه این مكانها دانش كافی داشت . البته بیرونی همه آنها را خودش اندازه گیری نكرده است . برخی از آنها را از جدول مشابهی كه خوارزمی عرضه كرده بود ،گرفته است .نویسنده اظهار می دارد كه بیرونی ظاهرا در مورد ارقامی كه خوارزمی و بطلمیوس ارایه كرده بودند ،به این نتیجه می رسد كه ارقام ارایه شده توسط خوارزمی دقیق تر است .
بیرونی همچنین در مورد هماهنگی زمان رساله ای نوشته است . او چندین رساله نیز در مورد اسطرلاب نوشته و به شرح و توصیف تقویم ماشینی پرداخته است .او مشاهدات جالبی در مورد سرعت نور به انجام رساند و اظهار داشت كه سرعت نور در مقایسه با سرعت صوت بسیار زیادتر است .او از كهكشان راه شیری به عنوان " مجموعه ای از اجزا بیشمار طبیعت ستارگان سحابی " یاد كرد .
هیدرواستاتیك موضوعی در علم فیزیك است كه بیرونی مورد مطالعه قرار داد و از وزنهای ویژه ،اندازه های دقیقی ارایه داد و به شرح نسبتهای بین چگالی طلا ،جیوه ،سرب ،نقره ،برنز ،مس ،برنج ،آهن و قلع پرداخت . او نتایج را به عنوان تركیبی از اعداد به صورت 1/n , n = 2 , 3 , 4 , ... 10 نشان داد .
دانشمندان دیگر بسیاری از نظریات بیرونی را در جلسات بحث و گفتگوهایشان مورد بررسی قرار دادند . ازمدتها پیش ،بیرونی با استادش ـ ابو نصر منصور ـ همكاری داشت ،هر كدام از آنها از دیگری می خواست تا بخش خاصی از كار را به عهده بگیرد تا بدین ترتیب كار خود را به تایید برساند .او به طرز ستیزه جویانه ای با ابو علی سینا در مورد ماهیت نور و گرما مكاتبه می كرد . 18 نامه از ابو علی سینا كه در جواب سوالهایی كه بیرونی مطرح كرده ، موجود می باشد . این نامه ها در بر گیرنده موضوعات زیر است : فلسفه ،ستاره شناسی و فیزیك . بیرونی با سجزی نیز از طریق نامه در ارتباط بود .همچنین نامه های نیز كه بیرونی به سجزی نوشته است موجود می باشد .این نامه ها مداركی را مبنی بر وجود نسخه های مسطح و كروی قانون سینوس در بر دارد .اظهارات بیرونی بر اساس نظریات استادش ـ ابو نصر منصور ـ بوده است .
نهایتا در مورد شخصیت این دانشمند برجسته باید كم سخن گفته شود .در مقایسه با آثار بسیاری از دانشمندان دیگر ،از نوشته ها و كتابهای بیرونی اطلاعات بسیار زیادی بدست آورده می شود . با وجود اینكه كمتر از یك پنجم آثار او باقی مانده است ، به تصویر واضحی از این دانشمند بزرگ دست می یابیم . او مبتكر بزرگ تئوریهای جدید ،ریاضیات و یا جز آن نبود .تنها مشاهده گر دقیقی بود كه پیشرو روش تجربی به شمار می رفت . او زبان شناس بزرگی بود كه رساله های موجود را می خواند و به وضوح شاهد پیشرفت علم به عنوان بخشی از حوادث بود .او همیشه مراقب بود این حوادث را در جای مناسب خود قرار دهد . مورخین علم به آثار و نوشته های او علاقه وافری داشتند .
علی رغم فعالیتهای زیادی كه در زمینه اختر گویی انجام داد ، ظاهرا اختر گویی را به عنوان علم قبول نداشته است اما از آن به عنوان وسیله ای برای تایید آثار علمی اش استفاده می كرده است . او نسبت به فرقه های مذهبی مختلف یا نژادهای متفاوت تعصب خاصی نشان نمی داد اما همیشه در برابر اعمال مختلفی كه آنها انجام می دادند ، حرفی برای گفتن داشت . به عنوان مثال ،عربهایی كه موفق به فتح خوارزم شدند ، متون قدیمی را از بین بردند چه گناهی می تواند برای دانشمندی همچون بیرونی كه زندگی را وقف علم و دانش و تاریخ می كند ، بدتر از آن باشد ـ بیرونی در دین مسیح مسئله عفو و بخشش را مورد توجه قرار داده است .
او در كتاب " ماللهند "(India) نوشته است :
قسم می خورم كه زندگی ام یك فلسفه مهم است اما همه مردمی كه در این دنیا زندگی می كنند ، فیلسوف نیستند . . . و در حقیقت از وقتیكه كنستانتین فاتح ـ امپراطور روم ـ به دین مسیح روی آورد ،شمشیر و شلاق را به كار گرفتند .
بیرونی به آنهایی كه فكر می كرد احمق هستند ، كنایه ای زد . این كنایه مبنی بر جوابی بود كه او به مردی مذهبی داد كه به وسیله ای كه او ساخته بود ،ایراد گرفته بود . بر روی این وسیله ماههای بیزانسی حكاكی شده بود و زمان عبادت را نشان می داد . پاسخی كه بیرونی به آن مرد داد ، در كتاب " سایه ها "(Shadows) اینگونه آورده شده است :
بیزانسی ها نیز غذا می خورند . پس شما غذا خوردن آنها را تقلید نكنید .
زندگینامه ابوریحان بیرونی
بیوگرافی هنرمندان درج نظر
ابوریحان محـمد بن احـمد خوارزمی از نوابغ و دانشمندان بزرگ ایران در سال ۳۶۲ هـجری قـمری در منـطقه خارج از شهـر خوارزم بدنـیا آمد، و به هـمین دلیل او را “بـیـرونی” لقـب دادند. در نوجوانی نـزد یکی از امیرزدگـان ، دانشمند معـروف به ابونصر عـراق (از خاندان آل عراق) به تحـصیل مثـلثات کروی و دانش ریاضی پـرداخت و با حـمایت مالی هـمین فرد بود که توانست نزد استادان مخـتـلف به فراگـیری عـلوم و دانش های زمانه خود هـمچـون طب و فـلسفه بپـردازد. در جـوانی به دربار سلسله خوارزمشاهـیان، که اهـل عـلم و ادب و حامی و مشوق دانشمندان و ادیـبان بودند، پـیوست. پس از انـقراض دوران زمامداری این سلسله به ری رفت و در مباحثات ریاضی با دانشمندان آن دیار شرکت کرد. حاصل گـفت و گـوهای عـلمی بـیرونی با این دانشوران در کـتاب ” مقالید عـلم الهـیئت ” آورده شده است.
ابوریحان سپس به جرجان(گـرگـان) و به دربار قابوس بن وشمگـیر، پادشاه آل زیار رفـت و به پاس حمایت قاموس، کـتاب مشهـور خود به نام ” آثارالباقـیه” را به نام وی تالیف کرد. در هـمین دوره بود که به اکـتـشاف نجـومی و رصد ستارگـان پرداخت و طول و عرض جـغـرافـیایی جرجان را محاسبه کرد.
بـیرونی در اوایل سال ۳۹۴ از جرجان به خوارزم رفـت و مدتی با ابوعلی سـینا و سایر دانشمندان دربار عـلی بن ماًمون خوارزمشاه به بحث علمی پـرداخت. ماًمونیان، که شاخه ای از سلسله خوارزمشاهـیان به حساب می آیند (و آنها را خوارزم شاهان ماًمونی نیز می نامند)، در دانش دوستی و ادب پـروری شهـره بودند. وجود وزیری اهـل فضل در دستگـاه مأمونیان به نام ابوالحسن احمد بن محمد سهـیلی باعث رونق ادب و دانش شد و فضایی بسیار مطلوب برای رشد عـلم و اکتـشافات و اخـتراعات فراهـم آمد.
با حمله غـزنویان و به پایان آمدن دوران خوارزمشاهـیان، ابوریحان با سپاهـیان سلطان محـمود غـزنوی از خوارزم به غـزنـین رفت و تا سال درگـذشت خود مقـیم این شهـر بود. به عـبارت دیگر ابوریحان ۳۲ سال از عـمر پربار خویش را در دربار سلطان محـمود، سلطان مسعـود و سلطان مودود گـذراند.
شهـرت عالمگـیر ابوریحان در مدت اقامتـش در هـند در معـیت غـزنویان باعث گـردید عـلیرغـم آن که هـندیان سپاهـیان غـزنوی را دشمن خود می پـنداشـتـند مقام و مرتـبه اش را گـرامی دارند. ابوریحان در این مدت زبان سانسکریت و عـلوم و دانش هـندیان را فرا گـرفت و برآیـند پژوهـش های خود را در کتابی به نام ” کـتاب الهـند ” درآورد که منـبعـی موثـق برای شناخت مکاتب و عـقاید هـندیان است. وی هـمچـنین کـتابی دربارهً نجـوم و ریاضیات از سانسکریت به فارسی برگـرداند که عـنوان آن ” زیج سند هـند ” است.
اختراعات، اکـتشافات و پـژوهـش های ابوریحان:
اصل تسطیح کره و ترسیم نقـشه های جـغرافـیایی چاه آرتـزین ( علیرغـم ادعای غـربـیان در نسبت دادن این کشف به خود، ابوریحان در آثارالباقیه مفصلا به آن پرداخته)ترازوی ابوریحان که از دقـیق ترین ترازوهای تاریخ عـلم است اصل نجومی تسویه البـیوت اصل نجـومی مطرح شعـاع سیر نور و صوت محاسبه مساحت، محیط و قطر کـره زمین طول و عـرض جـغـرافـیایی و سمت قـبلهً بـلاد چـگـونگی تعـیـین قـله و ساحت محـراب مسجـد رصد میل کلی و میل اعظم در نجوم حرکت زمین حرکت وسطی و اوج خورشید خاصیت فیزیکی الماس و زمرد جزر و مد رودها و نهـرها اشکال هـندسی گلها و شکـوفه ها امکان ایجاد خلاء پـژوهـش در مورد چگـونگی تولید عسل رصد خسوف و کسوف پـژوهـش تاریخی در مورد سلسله ساسانیان تـنظیم خانه های شطرنج ساخت افزارهای ویـژه رصدی ( سه میله، شاقول، … ) ساخت کرهً جـغـرافـیایی طرح نظریهً وجود قارهً آمریکا كتابها وكارهای ابوریحان بیرونی
کتابها و کارها بیرونی که بر زبانهای یونانی، هندی و عربی هم چیره بود، کتب و رسالات بسیار که شمار آنها را بیش از ۱۴۶ گزارش کردهاند نوشت که جمع سطور آنها بالغ بر ۱۳ هزار است. مهمترین آثار او التفهیم در ریاضیات و نجوم، آثار الباقیه در تاریخ و جغرافیا، قانون مسعودی که نوعی دانشنامه است و کتاب تحقیق ماللهند درباره اوضاع این سرزمین از تاریخ و جغرافیا تا عادات و رسوم و طبقات اجتماعی آن. بیرونی کتاب دانشنامه خود را به نام سلطان مسعود غزنوی حاکم وقت کرد، ولی هدیه او را که سه بار شتر سکه نقره بود نپذیرفت و به او نوشت که که کتاب را به خاطر خدمت به دانش و گسترش آن نوشته است، نه پول. بیرونی، همدورهٔ بوعلی سینا بود که در اصفهان مینشست و با هم مکاتبه و تبادل نظر فکری داشتند. بیرونی در جریان لشکرکشیهای محمود غزنوی به هند (پاکستان امروز بخشی از آن است) امکان یافت که به این سرزمین برود، زبان هندی فراگیرد و در باره اوضاع هند پژوهش کند که فراوردهٔ این پژوهش، کتاب «هندشناسی» اوست. از دیگر آثار وی میتوان به كتاب الصیدنه فی الطب اشاره كرد كه كتابی است در باره گیاهان دارویی و توسط استاد عباس زریاب خویی تصحیح گردیده است آثار تحقیق ماللهند: موضوع این کتاب مذهب و عادات و رسوم هندوان و نیز گزارشی از سفر به هند است. قانون مسعودی: کتابی است در نجوم اسلامی شامل یازده بخش. در این کتاب بخشهایی مربوط به مثلثات کروی و نیز زمین و ابعاد آن و خورشید و ماه و سیارات موجود است. التفهیم لاوایل صناعت التنجیم: این کتاب نیز در نجوم و به فارسی نوشته شده است و برای مدت چند قرن متن کتاب درسی برای تعلیم ریاضیات و نجوم بوده است. الجماهر فی معرفه الجواهر: بیرونی این کتاب را به نام ابوالفتح مودود بن مسعود تألیف کرد و موضوع کتاب معرفی مواد معدنی و مخصوصاً جواهرات مختلف است. ابوریحان در این کتاب فلزات را بررسی کرده و نوشته است. او نظریّات و گفتههای دانشمندانی مانند ارسطو اسحاق الکندی را درباره حدود سیصد نوع ماده معدنی ذکر کرده است. وی در این کتاب به شرح فلزها و جواهرهای قارههای آسیا، اروپا و آفریقا میپردازد و ویژگیهای فیزیکی ماند بو، رنگ، نرمی و زبری حدود ۳۰۰ نوع کانی و مواد دیگر را شرح میدهد و نظریهها و گفتارهای دانشمندان یونانی و اسلامی را دربارهٔ آنها بیان میکند. صیدنه: این کتاب دربارهٔ مواد شیمیایی و خواص و طرز تهیه آنها نوشته شده است. آثار الباقیه عن القرون الخالیه (اثرهای مانده از قرنهای گذشته): ابوریحان در این کتاب مبدأ تاریخها و گاهشماری اقوام مختلف را مورد بحث و بررسی قرار داده است. از جمله این اقوام - ایرانیها - یونانیها - یهودیها - مسیحیها عربهای زمان جاهلیت و عربهای مسلمان نام برده و درباره اعیاد هر یک به تفصیل سخن گفته است. این کتاب را میتوان نوعی تاریخ ادیان دانست منابع • تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی، جلد اول، صفحهٔ ۲۸۲ • تحلیل نثر فارسی ابوریحان بیرونی و برخی از فواید لغوی التّفهیم،اسماعیل حاکمی • زندگینامهٔ ابوریحان بیرونی (فارسی). هوپا. بازدید در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۸۷.